شهید محمد رضا خیاطان: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانش‌نامه فرهنگ ایثار , جهاد و شهادت
پرش به: ناوبری، جستجو
(صفحه‌ای جدید حاوی «کد شهید: 6513949 تاریخ تولد : نام : محمدرضا محل تولد : مشهد نام خانوادگی...» ایجاد کرد)
 
 
(یک نسخهٔ متوسط توسط کاربر دیگری نشان داده نشده)
سطر ۹: سطر ۹:
 
نوع عضویت :    سایر شهدا    مسئولیت :    رزمنده‌
 
نوع عضویت :    سایر شهدا    مسئولیت :    رزمنده‌
 
گلزار :    خواجه‌ربیع‌
 
گلزار :    خواجه‌ربیع‌
خاطرات:
+
==خاطرات==
شب آخر با خواهر بزرگترش حرفهایش را گفته بود و او گفت: تابوت مرا ببرید و گریه نکنید و زینب وار صبر پییشه کنید و صبح آمد و گفت: مادر دلخور نباشی و روبوسی کرد و رفت ولی دوباره برگشت و گفت: روی مرا ببوس و خوب نگاه کن و گفت: حالا خوب سیر شدی دیگر مرا نمی بینی و من گفتم: کدام مادر از دیدن فرزندش سیر می شود.
+
شب آخر با خواهر بزرگترش حرفهایش را گفته بود و او گفت: تابوت مرا ببرید و گریه نکنید و زینب وار صبر پییشه کنید و صبح آمد و گفت: مادر دلخور نباشی و روبوسی کرد و رفت ولی دوباره برگشت و گفت: روی مرا ببوس و خوب نگاه کن و گفت: حالا خوب سیر شدی دیگر مرا نمی بینی و من گفتم: کدام مادر از دیدن فرزندش سیر می شود.<ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=8419 سایت یاران رضا]</ref>
منبع: سایت یاران رضا  http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=8419
+
 
 +
==پانویس==
 +
<references/>

نسخهٔ کنونی تا ‏۴ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۰۰:۱۲

کد شهید: 6513949 تاریخ تولد : نام : محمدرضا محل تولد : مشهد نام خانوادگی : خیاط‌ان‌ تاریخ شهادت : 1365.10.04 نام پدر : علی‌ مکان شهادت : شلمچه

تحصیلات : نامشخص منطقه شهادت : شغل : یگان خدمتی : گروه مربوط : گروهی برای این شهید ثبت نشده است. نوع عضویت : سایر شهدا مسئولیت : رزمنده‌ گلزار : خواجه‌ربیع‌

خاطرات

شب آخر با خواهر بزرگترش حرفهایش را گفته بود و او گفت: تابوت مرا ببرید و گریه نکنید و زینب وار صبر پییشه کنید و صبح آمد و گفت: مادر دلخور نباشی و روبوسی کرد و رفت ولی دوباره برگشت و گفت: روی مرا ببوس و خوب نگاه کن و گفت: حالا خوب سیر شدی دیگر مرا نمی بینی و من گفتم: کدام مادر از دیدن فرزندش سیر می شود.[۱]

پانویس

  1. سایت یاران رضا