Ghanbari98 (بحث | مشارکتها) (صفحهای جدید حاوی «کد شهید: 5904190 تاریخ تولد : نام : علیاکبر محل تولد : سبزوار نام خانوادگی : داور...» ایجاد کرد) |
Arameshi9706 (بحث | مشارکتها) |
||
| (۳ نسخههای متوسط توسط ۲ کاربران نشان داده نشده) | |||
| سطر ۱: | سطر ۱: | ||
| − | + | {{جعبه اطلاعات افراد نظامی | |
| − | نام : | + | |نام فرد = علی اکبر داورزنی |
| − | + | |تصویر = | |
| − | + | |توضیح تصویر = | |
| − | + | |ملیت = [[پرونده:پرچم ایران.png|22px]] ایرانی | |
| − | تحصیلات | + | |شهرت = |
| − | شغل | + | |دین و مذهب = [[مسلمان]]، [[شیعه]] |
| − | + | |تولد = سبزوار | |
| − | + | |شهادت =[[ا۱۳۵۹/۳/۱۸]] | |
| − | + | |وفات = | |
| − | خاطرات | + | |مرگ = |
| + | |محل شهادت = | ||
| + | |مفقود = | ||
| + | |جانباز = | ||
| + | |اسارت = | ||
| + | |نیرو = | ||
| + | |یگانهای خدمت = | ||
| + | |طول خدمت = | ||
| + | |درجه = | ||
| + | |سمتها = | ||
| + | |جنگها = | ||
| + | |نشانهای لیاقت = | ||
| + | |عملیات = | ||
| + | |فعالیتها = | ||
| + | |تحصیلات = | ||
| + | |تخصصها = | ||
| + | |شغل = | ||
| + | |خانواده = | ||
| + | }} | ||
| + | |||
| + | ==خاطرات== | ||
یادم است علی اکبر در سال 57 سرباز بود و در لشکر 77 خدمت می کرد . بعد از اینکه امام دستور دادند سربازها پادگانها را خالی کنند ایشان به دستورامام عمل کردند و خاطرم است که با لباس سربازی به سبزوار آمده و به خانه خواهرم رفتند . موقعی که انقلاب به پیروزی رسید باز مجدداً بنه به فرمان امام که دستور داده بودند سربازها به پادگانها برگردند به محل خدمتش برگشت . | یادم است علی اکبر در سال 57 سرباز بود و در لشکر 77 خدمت می کرد . بعد از اینکه امام دستور دادند سربازها پادگانها را خالی کنند ایشان به دستورامام عمل کردند و خاطرم است که با لباس سربازی به سبزوار آمده و به خانه خواهرم رفتند . موقعی که انقلاب به پیروزی رسید باز مجدداً بنه به فرمان امام که دستور داده بودند سربازها به پادگانها برگردند به محل خدمتش برگشت . | ||
| − | یک شب خواب دیدم وارد یک باغی شده ام که از تمام میوه ها دارد . مقداری از آن میوه ها راخواستم جمع کنم در همان جا علی اکبر را دیدم که آمد گفتم : مادر این باغ از کیست ؟ گفت : ازخودم است شما هر چه میوه می خواهی از آن جمع کن . من هم مقداری از سیب و گلابی برداشتم . | + | یک شب خواب دیدم وارد یک باغی شده ام که از تمام میوه ها دارد . مقداری از آن میوه ها راخواستم جمع کنم در همان جا علی اکبر را دیدم که آمد گفتم : مادر این باغ از کیست ؟ گفت : ازخودم است شما هر چه میوه می خواهی از آن جمع کن . من هم مقداری از سیب و گلابی برداشتم .<ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=8617 سایت یاران رضا] </ref> |
| − | + | ||
| + | |||
| + | ==پانویس== | ||
| + | <references/> | ||
نسخهٔ کنونی تا ۷ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۱۳:۳۰
خاطرات
یادم است علی اکبر در سال 57 سرباز بود و در لشکر 77 خدمت می کرد . بعد از اینکه امام دستور دادند سربازها پادگانها را خالی کنند ایشان به دستورامام عمل کردند و خاطرم است که با لباس سربازی به سبزوار آمده و به خانه خواهرم رفتند . موقعی که انقلاب به پیروزی رسید باز مجدداً بنه به فرمان امام که دستور داده بودند سربازها به پادگانها برگردند به محل خدمتش برگشت . یک شب خواب دیدم وارد یک باغی شده ام که از تمام میوه ها دارد . مقداری از آن میوه ها راخواستم جمع کنم در همان جا علی اکبر را دیدم که آمد گفتم : مادر این باغ از کیست ؟ گفت : ازخودم است شما هر چه میوه می خواهی از آن جمع کن . من هم مقداری از سیب و گلابی برداشتم .[۱]