شهید غلامحسین درودی: تفاوت بین نسخه‌ها

 
(یک نسخهٔ متوسط توسط کاربر دیگری نشان داده نشده)
سطر ۳۰: سطر ۳۰:
 
}}
 
}}
  
خاطرات:
+
==خاطرات==
وایل انقلاب بود که روزی پدر شهید غلامحسین چند قالی به ایشان می‌دهد تا آنها را به مشهد برده و بفروشد. در آن زمان پسرم غلام‌حسین دنبال این بود که تا بتواند در سپاه خدمت کند. اما به علت سن و سال کمش در سپاه استخدام نمی‌کردند. ایشان آنقدر دوندگی و سعی و تلاش کرد تا بتواند در سپاه استخدام شود، تا اینکه روزی نامه‌ای به دست ما رسید به ایشان گفتم این نامه چیست، که در این هنگام فرزندم نامه را بوسید و بر روی قلب خود نهاد و گفت: بالاخره در سپاه استخدام شدم و بسیار خوشحال شد.
+
وایل انقلاب بود که روزی پدر شهید غلامحسین چند قالی به ایشان می‌دهد تا آنها را به مشهد برده و بفروشد. در آن زمان پسرم غلام‌حسین دنبال این بود که تا بتواند در سپاه خدمت کند. اما به علت سن و سال کمش در سپاه استخدام نمی‌کردند. ایشان آنقدر دوندگی و سعی و تلاش کرد تا بتواند در سپاه استخدام شود، تا اینکه روزی نامه‌ای به دست ما رسید به ایشان گفتم این نامه چیست، که در این هنگام فرزندم نامه را بوسید و بر روی قلب خود نهاد و گفت: بالاخره در سپاه استخدام شدم و بسیار خوشحال شد.<ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=8746 سایت یاران رضا] </ref>
منبع: سایت یاران رضا      http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=8746
+
 
 +
 
 +
 
 +
==پانویس==
 +
<references/>

نسخهٔ کنونی تا ‏۷ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۱۳:۲۷

غلامحسین درودی
ملیت پرچم ایران.png ایرانی
دین و مذهب مسلمان، شیعه
تولد نیشابور، ۱۳۴۰/۵/۱
شهادت الگو:شهدای۱۳۶۲/۱/۲۹
سمت‌ها فرمانده گروهان_ادوات


خاطرات

وایل انقلاب بود که روزی پدر شهید غلامحسین چند قالی به ایشان می‌دهد تا آنها را به مشهد برده و بفروشد. در آن زمان پسرم غلام‌حسین دنبال این بود که تا بتواند در سپاه خدمت کند. اما به علت سن و سال کمش در سپاه استخدام نمی‌کردند. ایشان آنقدر دوندگی و سعی و تلاش کرد تا بتواند در سپاه استخدام شود، تا اینکه روزی نامه‌ای به دست ما رسید به ایشان گفتم این نامه چیست، که در این هنگام فرزندم نامه را بوسید و بر روی قلب خود نهاد و گفت: بالاخره در سپاه استخدام شدم و بسیار خوشحال شد.[۱]


پانویس

  1. سایت یاران رضا 
آخرین تغییر ‏۷ اردیبهشت ۱۳۹۹، در ‏۱۳:۲۷