شهید حسن دره پیما: تفاوت بین نسخه‌ها

(صفحه‌ای جدید حاوی «کد شهید : 6111768 نام : حسن‌ نام خانوادگی : دره‌پیما نام پدر : امام‌بخش‌ تار...» ایجاد کرد)
 
 
سطر ۲۷: سطر ۲۷:
 
خاطرات:
 
خاطرات:
  
بعد از شهادت فرزند عزیزم حسن، قبل از اینکه پسر دیگرم به شهادت برسد یک شب حسن را خواب دیدم که بر سر مزارش رفته‏ام و دیدم لباسهاى رزم بر تن دارد و نشسته و مقدارى ناراحت هم هست گفتم حسن جان مى‏گویند شهدا جایشان خوب است چرا ناراحت هستى؟ گفت : بله شهدا جایشان خوب است ناراحتى من از دست کارهاى شماست گفتم مادرجان من که تلاش دارم راهتان را ادامه دهم گفت شما راه‏هاى دیگرى را ادامه مى‏دهید همیشه غیبت مى‏کنید و سه بار تکرار که غیبت نکنید و بعد از خواب بیدار شدم .
+
بعد از شهادت فرزند عزیزم حسن، قبل از اینکه پسر دیگرم به شهادت برسد یک شب حسن را خواب دیدم که بر سر مزارش رفته‏ام و دیدم لباسهاى رزم بر تن دارد و نشسته و مقدارى ناراحت هم هست گفتم حسن جان مى‏گویند شهدا جایشان خوب است چرا ناراحت هستى؟ گفت : بله شهدا جایشان خوب است ناراحتى من از دست کارهاى شماست گفتم مادرجان من که تلاش دارم راهتان را ادامه دهم گفت شما راه‏هاى دیگرى را ادامه مى‏دهید همیشه غیبت مى‏کنید و سه بار تکرار که غیبت نکنید و بعد از خواب بیدار شدم .<ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=8730 سایت یاران رضا] </ref>
 +
==پانویس==
 +
<references />
  
منبع : سایت یاران رضا    http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=8730
+
== رده‌ها ==
 +
{{ترتیب‌پیش‌فرض:شهید حسن دره پیما}}
 +
[[رده: شهدا]]
 +
[[رده: شهدای دفاع مقدس]]
 +
[[رده:شهدای ارتش جمهوری اسلامی ایران ]]
 +
[[رده: شهدای ایران]]
 +
[[رده: شهدای استان خراسان رضوی ]]
 +
[[رده: شهدای شهرستان کاشمر ]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۶ اسفند ۱۳۹۸، ساعت ۲۱:۱۶

کد شهید : 6111768

نام : حسن‌

نام خانوادگی : دره‌پیما

نام پدر : امام‌بخش‌

تاریخ تولد:

محل تولد: کاشمر

تاریخ شهادت: 1361/04/23

مکان شهادت: پاسگاه زید

تحصیلات : نامشخص منطقه شهادت :

شغل : دانش آموز یگان خدمتی : لشکر 5 نصر

گروه مربوط : گروهی برای این شهید ثبت نشده است .

نوع عضویت : سایر شهدا مسئولیت : مخابرات‌وبی‌سیم‌

گلزار : کاشمر ـتولا

خاطرات:

بعد از شهادت فرزند عزیزم حسن، قبل از اینکه پسر دیگرم به شهادت برسد یک شب حسن را خواب دیدم که بر سر مزارش رفته‏ام و دیدم لباسهاى رزم بر تن دارد و نشسته و مقدارى ناراحت هم هست گفتم حسن جان مى‏گویند شهدا جایشان خوب است چرا ناراحت هستى؟ گفت : بله شهدا جایشان خوب است ناراحتى من از دست کارهاى شماست گفتم مادرجان من که تلاش دارم راهتان را ادامه دهم گفت شما راه‏هاى دیگرى را ادامه مى‏دهید همیشه غیبت مى‏کنید و سه بار تکرار که غیبت نکنید و بعد از خواب بیدار شدم .[۱]

پانویس

  1. سایت یاران رضا

رده‌ها

آخرین تغییر ‏۶ اسفند ۱۳۹۸، در ‏۲۱:۱۶