شهید محمود درودی: تفاوت بین نسخهها
Bagheri9711 (بحث | مشارکتها) (صفحهای جدید حاوی «کد شهید : 6607628 تاریخ تولد : نام : محمود محل تولد : نیشابور نام خانوادگی : درودی...» ایجاد کرد) |
Arameshi9706 (بحث | مشارکتها) |
||
| سطر ۲۰: | سطر ۲۰: | ||
==خاطرات== | ==خاطرات== | ||
| − | من در سال 1370 عازم مکه منوره شدم . پس از اینکه طواف خانه را انجام دادم، به اتاقم رفتم و خوابیدم . در خواب دیدم که شهید لباسهایش را درآورده و احرام پوشیده است و سپس به من رو کرده و می گوید : مادر، من از جبهه اجازه گرفته ام و پیش شما آمده ام که بتوانید خانه خدا را با کمک من طواف کنید . بدان مادر به هر جایی که رفته ای و هر کجا بوده ای، من همراهت بوده ام، چون شما ناراحتی قلبی داشتی و نمی توانستی به خوبی طواف کنی من کمکتان کرده ام، سپس گفت : حالا لطفاً لباس جبهه ام را بده که مرخصیم تمام شده و می خواهم به جبهه برگردم . | + | من در سال 1370 عازم مکه منوره شدم . پس از اینکه طواف خانه را انجام دادم، به اتاقم رفتم و خوابیدم . در خواب دیدم که شهید لباسهایش را درآورده و احرام پوشیده است و سپس به من رو کرده و می گوید : مادر، من از جبهه اجازه گرفته ام و پیش شما آمده ام که بتوانید خانه خدا را با کمک من طواف کنید . بدان مادر به هر جایی که رفته ای و هر کجا بوده ای، من همراهت بوده ام، چون شما ناراحتی قلبی داشتی و نمی توانستی به خوبی طواف کنی من کمکتان کرده ام، سپس گفت : حالا لطفاً لباس جبهه ام را بده که مرخصیم تمام شده و می خواهم به جبهه برگردم .<ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=8768 سایت یاران رضا]</ref> |
| − | + | ||
| + | ==پانویس== | ||
| + | <references/> | ||
نسخهٔ کنونی تا ۸ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۲۳:۲۰
کد شهید : 6607628 تاریخ تولد :
نام : محمود محل تولد : نیشابور
نام خانوادگی : درودی تاریخ شهادت : 1366/09/16
نام پدر : حسن مکان شهادت :
تحصیلات : نامشخص منطقه شهادت :
شغل : یگان خدمتی :
گروه مربوط : گروهی برای این شهید ثبت نشده است .
نوع عضویت : سایر شهدا مسئولیت : رزمنده
گلزار :
خاطرات
من در سال 1370 عازم مکه منوره شدم . پس از اینکه طواف خانه را انجام دادم، به اتاقم رفتم و خوابیدم . در خواب دیدم که شهید لباسهایش را درآورده و احرام پوشیده است و سپس به من رو کرده و می گوید : مادر، من از جبهه اجازه گرفته ام و پیش شما آمده ام که بتوانید خانه خدا را با کمک من طواف کنید . بدان مادر به هر جایی که رفته ای و هر کجا بوده ای، من همراهت بوده ام، چون شما ناراحتی قلبی داشتی و نمی توانستی به خوبی طواف کنی من کمکتان کرده ام، سپس گفت : حالا لطفاً لباس جبهه ام را بده که مرخصیم تمام شده و می خواهم به جبهه برگردم .[۱]