Dorostkar98 (بحث | مشارکتها) (پانویس) |
|||
| سطر ۱۲: | سطر ۱۲: | ||
==خاطرات== | ==خاطرات== | ||
| − | در گیر و دار عملیات کربلای 5 بودکه هواپیماهای عراقی برای ما اطلاعیه انداختند مضمون آن به این شرح بود . خود را تسلیم کنید وگرنه به سرنوشت دیگران دچار می شوید . تسلیم شویئ تا ما برای شما امکاناتی فراهم آوریم . با خود می کفتیم : که واقعا خدا دشمنان ما را از نادانان قرار داده است . ما به جزیره ماهی رفتیم . تا صبح به جنگ به شدت ادامه داشت بعد ما را تعویض کردند . هنگامی که ما به عقب بر می گشتیم تمامی برادران که ما را می دیدند با ما روبوسی می کردند و از ما تشکر می کردند . وقتی به پادگان شهید برنسی رسیدیم بعد از کمی استراحت بلند شدم و رفتم به خانه تلفن کردم . چون نگران پسرانم بودم که آنها نیز در عملیات شرکت داشتند . وقتی که تلفن کردم به من گفتند که : پسرم محمد جواد در همین عملیات به درجه رفیع شهادت نائل شده است . من سریعا به مشهد بر می گشتم وقتی که رسیدم درست شب هفت پسرم بود . | + | در گیر و دار عملیات کربلای 5 بودکه هواپیماهای عراقی برای ما اطلاعیه انداختند مضمون آن به این شرح بود . خود را تسلیم کنید وگرنه به سرنوشت دیگران دچار می شوید . تسلیم شویئ تا ما برای شما امکاناتی فراهم آوریم . با خود می کفتیم : که واقعا خدا دشمنان ما را از نادانان قرار داده است . ما به جزیره ماهی رفتیم . تا صبح به جنگ به شدت ادامه داشت بعد ما را تعویض کردند . هنگامی که ما به عقب بر می گشتیم تمامی برادران که ما را می دیدند با ما روبوسی می کردند و از ما تشکر می کردند . وقتی به پادگان شهید برنسی رسیدیم بعد از کمی استراحت بلند شدم و رفتم به خانه تلفن کردم . چون نگران پسرانم بودم که آنها نیز در عملیات شرکت داشتند . وقتی که تلفن کردم به من گفتند که : پسرم محمد جواد در همین عملیات به درجه رفیع شهادت نائل شده است . من سریعا به مشهد بر می گشتم وقتی که رسیدم درست شب هفت پسرم بود .<ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=11133 سایت یاران رضا]</ref> |
| − | + | ||
| + | |||
| + | |||
| + | ==پانویس== | ||
| + | <references/> | ||
نسخهٔ کنونی تا ۱۷ بهمن ۱۳۹۸، ساعت ۲۲:۴۴
کد شهید: 6518952 تاریخ تولد : نام : محمدجواد محل تولد : مشهد نام خانوادگی : ساده تاریخ شهادت : 1365/10/23 نام پدر : محمدحسین مکان شهادت : شلمچه
تحصیلات : نامشخص منطقه شهادت : شغل : یگان خدمتی : گروه مربوط : گروهی برای این شهید ثبت نشده است. نوع عضویت : سایر شهدا مسئولیت : رزمنده گلزار : بهشترضا
خاطرات
در گیر و دار عملیات کربلای 5 بودکه هواپیماهای عراقی برای ما اطلاعیه انداختند مضمون آن به این شرح بود . خود را تسلیم کنید وگرنه به سرنوشت دیگران دچار می شوید . تسلیم شویئ تا ما برای شما امکاناتی فراهم آوریم . با خود می کفتیم : که واقعا خدا دشمنان ما را از نادانان قرار داده است . ما به جزیره ماهی رفتیم . تا صبح به جنگ به شدت ادامه داشت بعد ما را تعویض کردند . هنگامی که ما به عقب بر می گشتیم تمامی برادران که ما را می دیدند با ما روبوسی می کردند و از ما تشکر می کردند . وقتی به پادگان شهید برنسی رسیدیم بعد از کمی استراحت بلند شدم و رفتم به خانه تلفن کردم . چون نگران پسرانم بودم که آنها نیز در عملیات شرکت داشتند . وقتی که تلفن کردم به من گفتند که : پسرم محمد جواد در همین عملیات به درجه رفیع شهادت نائل شده است . من سریعا به مشهد بر می گشتم وقتی که رسیدم درست شب هفت پسرم بود .[۱]