Jafarnezhad98 (بحث | مشارکتها) |
|||
| (یک نسخهٔ متوسط توسط کاربر دیگری نشان داده نشده) | |||
| سطر ۲۴: | سطر ۲۴: | ||
مزار شهید قزوین - قزوین - شهر الوند | مزار شهید قزوین - قزوین - شهر الوند | ||
| − | |||
| − | |||
==زندگی نامه== | ==زندگی نامه== | ||
| سطر ۳۵: | سطر ۳۳: | ||
==وصیت نامه== | ==وصیت نامه== | ||
| − | شهید، علی اصغر نوری : در این موقعیّت حساس از زمانه که اسلام به یاری احتیاج دارد، من چون دیگر رزمندگان اسلام بر خود لازم دانستم که جبهه ی حق را یاری کنم و به ندای « هل من ناصرٍ ینصرنی؟ » امام حسین ( ع ) - که پس از چهارده قرن از زبان امام خمینی جاری شده است - لبیک گویم و با دیگر هم رزمانم از حریم ایران اسلامی مان دفاع کنم . باری ! من با چشم باز و با مُشتی محکم این راه را انتخاب کردم و اگر شهید شدم، تنها آرزویم این است که شما ملت غیور ایران و خانواده ی عزیزم و خصوصاً برادر بزرگوارم، از یاری امام عزیزمان - این نور الهی که تمام عُمْرش را صرف اسلام، مسلمین و مستضعفین کرده است - دست بر ندارید و تنها از او سرمشق بگیرید . امیدوارم شهادت بنده باعث سربلندی اسلام و خانواده ام گردد . ای خدای بزرگ و رحیم ! تو دهنده ی صبری؛ اگر شهادت را بر من می پسندی، صبری از کوه محکم تر به برادر و خواهرم و دیگر اقوامم عطا کن . ای خدایی که اشک ها را تو از چشمان سرازیر و لبخندها را بر لب ها جاری می کنی ! آنگونه کن که هر گاه اقوامم در شهادتم می گریند، یاد امام حسین ( ع ) بر دل های شان آید و بر داغ امام حسین ( ع ) بگریند و هرگاه بر جوان از دست رفته ای می گریند، یاد علی اکبر، قاسم و ابوالفضل بر دل های شان آید و برای آنان بگریند . ای خدای من ! دوستانم را ادامه دهنده ی راهم و برپا کننده ی پرچم « هل من ناصرٍ ینصرنی؟ » سید الشهدا ( ع ) قرار ده . ای خدای من ! آخرین لحظه ی عُمْر مرا لحظه ی دیدار خود و دیدار امام زمان ( عج ) و دیدار امام حسین ( ع ) و بعد از شهادتم، مجلس ختم و چهلم مرا مجلس عزای حسین ( ع ) و فرزندانش قرار ده و به آن مجلس نظر کن که نه برای من، بلکه برای شهیدان کربلا گریسته شود و آنگونه کن که برای تعجیل در ظهور امام عصر ( عج ) و سلامتی عزیز دلم، امام امت، خمینی بت شکن دعا شود . خدای من ! روز قبل از شهادتم، حالم را دگرگون و چشم هایم را از دیدن غیر خود، مأیوس ساز . برادر، خواهر و اقوامم ! امکان دارد اتفاقی واقع شود که جنازه ی من به دست شما نرسد، آن گاه به یاد شهدای کربلا بیفتید و ناراحت شوید و هر وقت دل تان گرفت به مزار شهدا بروید و به مزار آن ها بنگرید؛ آن وقت درد خود را فراموش خواهید کرد . ای برادر و خواهر عزیزم ! پیوسته در راه اعتلای اسلام عزیز کوشا و تمامی فرامین امام را به جان و دل پذیرا باشید . ای خواهران عزیز و ارجمندم ! حجاب، عفّت و پاکدامنی را سر لوحه ی زندگی خود قرار دهید و همیشه فاطمه وار و زینب گونه زندگی و مبارزه کنید . باید بگویم که امید زیادی برای شهادت دارم و همیشه هنگام خواندن نماز آرزوی شهادت می کنم . ملت عزیز و خانواده ی گرامی ام ! از شما می خواهم قدر نایب مهدی ( عج ) را بدانید که اطاعت از او واجب شرعی است . خدا می داند که شهادت، هزار مرتبه بهتر از داماد شدن است و شهادت تولدی است برای زندگی جاودان و ای کاش جان ها داشتم و بارها برای پیروزی اسلام برکفر می جنگیدم . به جایی می روم که ملکوتش نامَند و جایی می روم که بهشتش نامَند . زندگی ذلت بار را هیچ وقت قبول نخواهم کرد و مرگ سرخ و شهادت را بر آن ترجیح می دهم و همان طور که قلب پاکم آگاه است، به آرزوی خودم خواهم رسید . امیدوارم این قطره خون بی ارزش - برای باروری انقلاب اسلامی جهانی مان - مورد پذیرش حضرت ولیعصر ( عج ) و نایب او امام خمینی قرار گیرد . (۱۸۰۰۶۲۴) علی اصغر نوری | + | شهید، علی اصغر نوری : در این موقعیّت حساس از زمانه که اسلام به یاری احتیاج دارد، من چون دیگر رزمندگان اسلام بر خود لازم دانستم که جبهه ی حق را یاری کنم و به ندای « هل من ناصرٍ ینصرنی؟ » امام حسین ( ع ) - که پس از چهارده قرن از زبان امام خمینی جاری شده است - لبیک گویم و با دیگر هم رزمانم از حریم ایران اسلامی مان دفاع کنم . باری ! من با چشم باز و با مُشتی محکم این راه را انتخاب کردم و اگر شهید شدم، تنها آرزویم این است که شما ملت غیور ایران و خانواده ی عزیزم و خصوصاً برادر بزرگوارم، از یاری امام عزیزمان - این نور الهی که تمام عُمْرش را صرف اسلام، مسلمین و مستضعفین کرده است - دست بر ندارید و تنها از او سرمشق بگیرید . امیدوارم شهادت بنده باعث سربلندی اسلام و خانواده ام گردد . ای خدای بزرگ و رحیم ! تو دهنده ی صبری؛ اگر شهادت را بر من می پسندی، صبری از کوه محکم تر به برادر و خواهرم و دیگر اقوامم عطا کن . ای خدایی که اشک ها را تو از چشمان سرازیر و لبخندها را بر لب ها جاری می کنی ! آنگونه کن که هر گاه اقوامم در شهادتم می گریند، یاد امام حسین ( ع ) بر دل های شان آید و بر داغ امام حسین ( ع ) بگریند و هرگاه بر جوان از دست رفته ای می گریند، یاد علی اکبر، قاسم و ابوالفضل بر دل های شان آید و برای آنان بگریند . ای خدای من ! دوستانم را ادامه دهنده ی راهم و برپا کننده ی پرچم « هل من ناصرٍ ینصرنی؟ » سید الشهدا ( ع ) قرار ده . ای خدای من ! آخرین لحظه ی عُمْر مرا لحظه ی دیدار خود و دیدار امام زمان ( عج ) و دیدار امام حسین ( ع ) و بعد از شهادتم، مجلس ختم و چهلم مرا مجلس عزای حسین ( ع ) و فرزندانش قرار ده و به آن مجلس نظر کن که نه برای من، بلکه برای شهیدان کربلا گریسته شود و آنگونه کن که برای تعجیل در ظهور امام عصر ( عج ) و سلامتی عزیز دلم، امام امت، خمینی بت شکن دعا شود . خدای من ! روز قبل از شهادتم، حالم را دگرگون و چشم هایم را از دیدن غیر خود، مأیوس ساز . برادر، خواهر و اقوامم ! امکان دارد اتفاقی واقع شود که جنازه ی من به دست شما نرسد، آن گاه به یاد شهدای کربلا بیفتید و ناراحت شوید و هر وقت دل تان گرفت به مزار شهدا بروید و به مزار آن ها بنگرید؛ آن وقت درد خود را فراموش خواهید کرد . ای برادر و خواهر عزیزم ! پیوسته در راه اعتلای اسلام عزیز کوشا و تمامی فرامین امام را به جان و دل پذیرا باشید . ای خواهران عزیز و ارجمندم ! حجاب، عفّت و پاکدامنی را سر لوحه ی زندگی خود قرار دهید و همیشه فاطمه وار و زینب گونه زندگی و مبارزه کنید . باید بگویم که امید زیادی برای شهادت دارم و همیشه هنگام خواندن نماز آرزوی شهادت می کنم . ملت عزیز و خانواده ی گرامی ام ! از شما می خواهم قدر نایب مهدی ( عج ) را بدانید که اطاعت از او واجب شرعی است . خدا می داند که شهادت، هزار مرتبه بهتر از داماد شدن است و شهادت تولدی است برای زندگی جاودان و ای کاش جان ها داشتم و بارها برای پیروزی اسلام برکفر می جنگیدم . به جایی می روم که ملکوتش نامَند و جایی می روم که بهشتش نامَند . زندگی ذلت بار را هیچ وقت قبول نخواهم کرد و مرگ سرخ و شهادت را بر آن ترجیح می دهم و همان طور که قلب پاکم آگاه است، به آرزوی خودم خواهم رسید . امیدوارم این قطره خون بی ارزش - برای باروری انقلاب اسلامی جهانی مان - مورد پذیرش حضرت ولیعصر ( عج ) و نایب او امام خمینی قرار گیرد . (۱۸۰۰۶۲۴) علی اصغر نوری<ref>[http://khatesorkh.ir/index.php?martyr_id=1431 پایگاه اطلاع رسانی سرداران و 3000 شهید استان قزوین]</ref> |
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | ==پانویس== | |
| + | <references /> | ||
نسخهٔ کنونی تا ۲۹ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۱۶:۳۰
بسمه تعالی
نام علی اصغر نوری
نام پدر عیسی
نام مادر حاجیه
محل شهادت سردشت - پایگاه واوان
محل تولد تاکستان - دیال آباد تاریخ تولد ۱۳۴۲/۰۵/۲۰
محل شهادت سردشت - پایگاه واوان تاریخ شهادت ۱۳۶۴/۰۸/۰۳
استان محل شهادت آذربایجان غربی شهر محل شهادت سردشت
وضعیت تاهل مجرد درجه نظامی
تحصیلات پنجم ابتدائی رشته -
عملیات سال تفحص
محل کار بنیاد تحت پوشش
مزار شهید قزوین - قزوین - شهر الوند
زندگی نامه
نوری، علیاصغر : بیستم مرداد ۱۳۴۲ ، در روستای دیالآباد از توابع شهر تاکستان به دنیا آمد . پدرش عیسی و مادرش حاجیه نام داشت . تا پایان دوره ابتدایی درس خواند . به عنوان پاسدار وظیفه در جبهه حضور یافت . سوم آبان ۱۳۶۴ ، در پادگان واوان سردشت هنگام درگیری با گروههای ضدانقلاب بر اثر اصابت گلوله به سینه، شهید شد . مزار او در گلزار شهدای شهر الوند تابعه قزوین واقع است .
وصیت نامه
شهید، علی اصغر نوری : در این موقعیّت حساس از زمانه که اسلام به یاری احتیاج دارد، من چون دیگر رزمندگان اسلام بر خود لازم دانستم که جبهه ی حق را یاری کنم و به ندای « هل من ناصرٍ ینصرنی؟ » امام حسین ( ع ) - که پس از چهارده قرن از زبان امام خمینی جاری شده است - لبیک گویم و با دیگر هم رزمانم از حریم ایران اسلامی مان دفاع کنم . باری ! من با چشم باز و با مُشتی محکم این راه را انتخاب کردم و اگر شهید شدم، تنها آرزویم این است که شما ملت غیور ایران و خانواده ی عزیزم و خصوصاً برادر بزرگوارم، از یاری امام عزیزمان - این نور الهی که تمام عُمْرش را صرف اسلام، مسلمین و مستضعفین کرده است - دست بر ندارید و تنها از او سرمشق بگیرید . امیدوارم شهادت بنده باعث سربلندی اسلام و خانواده ام گردد . ای خدای بزرگ و رحیم ! تو دهنده ی صبری؛ اگر شهادت را بر من می پسندی، صبری از کوه محکم تر به برادر و خواهرم و دیگر اقوامم عطا کن . ای خدایی که اشک ها را تو از چشمان سرازیر و لبخندها را بر لب ها جاری می کنی ! آنگونه کن که هر گاه اقوامم در شهادتم می گریند، یاد امام حسین ( ع ) بر دل های شان آید و بر داغ امام حسین ( ع ) بگریند و هرگاه بر جوان از دست رفته ای می گریند، یاد علی اکبر، قاسم و ابوالفضل بر دل های شان آید و برای آنان بگریند . ای خدای من ! دوستانم را ادامه دهنده ی راهم و برپا کننده ی پرچم « هل من ناصرٍ ینصرنی؟ » سید الشهدا ( ع ) قرار ده . ای خدای من ! آخرین لحظه ی عُمْر مرا لحظه ی دیدار خود و دیدار امام زمان ( عج ) و دیدار امام حسین ( ع ) و بعد از شهادتم، مجلس ختم و چهلم مرا مجلس عزای حسین ( ع ) و فرزندانش قرار ده و به آن مجلس نظر کن که نه برای من، بلکه برای شهیدان کربلا گریسته شود و آنگونه کن که برای تعجیل در ظهور امام عصر ( عج ) و سلامتی عزیز دلم، امام امت، خمینی بت شکن دعا شود . خدای من ! روز قبل از شهادتم، حالم را دگرگون و چشم هایم را از دیدن غیر خود، مأیوس ساز . برادر، خواهر و اقوامم ! امکان دارد اتفاقی واقع شود که جنازه ی من به دست شما نرسد، آن گاه به یاد شهدای کربلا بیفتید و ناراحت شوید و هر وقت دل تان گرفت به مزار شهدا بروید و به مزار آن ها بنگرید؛ آن وقت درد خود را فراموش خواهید کرد . ای برادر و خواهر عزیزم ! پیوسته در راه اعتلای اسلام عزیز کوشا و تمامی فرامین امام را به جان و دل پذیرا باشید . ای خواهران عزیز و ارجمندم ! حجاب، عفّت و پاکدامنی را سر لوحه ی زندگی خود قرار دهید و همیشه فاطمه وار و زینب گونه زندگی و مبارزه کنید . باید بگویم که امید زیادی برای شهادت دارم و همیشه هنگام خواندن نماز آرزوی شهادت می کنم . ملت عزیز و خانواده ی گرامی ام ! از شما می خواهم قدر نایب مهدی ( عج ) را بدانید که اطاعت از او واجب شرعی است . خدا می داند که شهادت، هزار مرتبه بهتر از داماد شدن است و شهادت تولدی است برای زندگی جاودان و ای کاش جان ها داشتم و بارها برای پیروزی اسلام برکفر می جنگیدم . به جایی می روم که ملکوتش نامَند و جایی می روم که بهشتش نامَند . زندگی ذلت بار را هیچ وقت قبول نخواهم کرد و مرگ سرخ و شهادت را بر آن ترجیح می دهم و همان طور که قلب پاکم آگاه است، به آرزوی خودم خواهم رسید . امیدوارم این قطره خون بی ارزش - برای باروری انقلاب اسلامی جهانی مان - مورد پذیرش حضرت ولیعصر ( عج ) و نایب او امام خمینی قرار گیرد . (۱۸۰۰۶۲۴) علی اصغر نوری[۱]