شهید مجتبی رشید زاده: تفاوت بین نسخه‌ها

(صفحه‌ای جدید حاوی «شهید مجتبی رشید زاده درجه :گروهبان دوم رسته : پیاده نام : مجتبی نام خان...» ایجاد کرد)
 
 
(۳ نسخه‌های متوسط توسط ۳ کاربران نشان داده نشده)
سطر ۱: سطر ۱:
 
شهید مجتبی رشید زاده
 
شهید مجتبی رشید زاده
 
درجه :گروهبان دوم    رسته : پیاده      نام : مجتبی    نام خانوادگی : رشید زاده
 
درجه :گروهبان دوم    رسته : پیاده      نام : مجتبی    نام خانوادگی : رشید زاده
نام پدر:محمد        محل تولد : [[کرمانشاه]      تاریخ شهادت : ۵/۵/۶۶
+
نام پدر:محمد        محل تولد : [[کرمانشاه]]      تاریخ شهادت : ۵/۵/۶۶
 
علت شهادت : اصابت ترکش خمپاره        نوع مأموریت : غیرزرهی      وضعیت تأهل :مجرد
 
علت شهادت : اصابت ترکش خمپاره        نوع مأموریت : غیرزرهی      وضعیت تأهل :مجرد
  
زندگینامه :
+
==زندگینامه ==
 
شهید در سال ۱۳۴۱در خانواده ای مذهبی و عاشق اهل بیت عصمت و طهارت دیده به جهان گشود و در دوران کودکی به اعتراف تمام دوستان و بستگانش ، پسری پویا و تلاشگری خوش اخلاق و مؤدب بود و همیشه دیگران را بر خود مقدم می داشت وی در طول مبارزات ملت شریف و قهرمان ایران برای ریشه کن کردن ظلم و ستم شاهنشاهی همراه با سایر دوستانش در مسجد آیت الله بروجردی کرمانشاه مراسم ادعیه و سخنرانی وعاظ را برگزار می کردند و همیشه به پدر و مادرش دلداری می داد و می گفت : خدا با ماست و خون من از خون دیگر شهیدان رنگین تر نیست بنابراین مکلفم که صحنه ی مبارزه را خالی نکنم و امام را تنها نگذارم با پیروزی انقلاب شهید نیز مانند دیگر جوانان این مرز و بوم  خوشحال شد و پس از شروع جنگ تحمیلی به سوی جبهه های حق علیه باطل شتافت و یکبار هم از ناحیه ی فک و صورت و پاهایشان مجروح گردیدند و در آخرین ملاقاتش با خانواده حالت خاصی به او دست داده بود که همه اهل خانواده را نگران کرده بود .
 
شهید در سال ۱۳۴۱در خانواده ای مذهبی و عاشق اهل بیت عصمت و طهارت دیده به جهان گشود و در دوران کودکی به اعتراف تمام دوستان و بستگانش ، پسری پویا و تلاشگری خوش اخلاق و مؤدب بود و همیشه دیگران را بر خود مقدم می داشت وی در طول مبارزات ملت شریف و قهرمان ایران برای ریشه کن کردن ظلم و ستم شاهنشاهی همراه با سایر دوستانش در مسجد آیت الله بروجردی کرمانشاه مراسم ادعیه و سخنرانی وعاظ را برگزار می کردند و همیشه به پدر و مادرش دلداری می داد و می گفت : خدا با ماست و خون من از خون دیگر شهیدان رنگین تر نیست بنابراین مکلفم که صحنه ی مبارزه را خالی نکنم و امام را تنها نگذارم با پیروزی انقلاب شهید نیز مانند دیگر جوانان این مرز و بوم  خوشحال شد و پس از شروع جنگ تحمیلی به سوی جبهه های حق علیه باطل شتافت و یکبار هم از ناحیه ی فک و صورت و پاهایشان مجروح گردیدند و در آخرین ملاقاتش با خانواده حالت خاصی به او دست داده بود که همه اهل خانواده را نگران کرده بود .
خاطره و سیره ی اخلاقی شهید :
+
==خاطره و سیره ی اخلاقی شهید :==
  در شب عید قربان در حالی که هنوز مرخصی اش تمام نشده بود به همرزمانش پیوسته بودو به آنها گفته بود که دوست دارم در کنار شما باشم و از دین و آزادی و استقلال کشورم دفاع کنم که همین یک خاطره از حسن وطن دوستی و احساس مسئولیت فراوان شهید در مقابل عزت و شرف و انسانیت حکایت دارد . خداوند آنها را در جوار خود بپذیزد و ما را هم مشمول رحمات و توجهات خویش گرداند
+
در شب عید قربان در حالی که هنوز مرخصی اش تمام نشده بود به همرزمانش پیوسته بودو به آنها گفته بود که دوست دارم در کنار شما باشم و از دین و آزادی و استقلال کشورم دفاع کنم که همین یک خاطره از حسن وطن دوستی و احساس مسئولیت فراوان شهید در مقابل عزت و شرف و انسانیت حکایت دارد . خداوند آنها را در جوار خود بپذیزد و ما را هم مشمول رحمات و توجهات خویش گرداند
  ان شاء الله
+
  ان شاء الله<ref>[http://www.shohadayekermanshah.ir/ سایت شهدای کرمانشاه]</ref>
 
+
==پانویس==
http://www.shohadayekermanshah.ir منبع: سایت شهدای کرما نشاه
+
<references/>

نسخهٔ کنونی تا ‏۱۲ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۱۱:۱۶

شهید مجتبی رشید زاده درجه :گروهبان دوم رسته : پیاده نام : مجتبی نام خانوادگی : رشید زاده نام پدر:محمد محل تولد : کرمانشاه تاریخ شهادت : ۵/۵/۶۶ علت شهادت : اصابت ترکش خمپاره نوع مأموریت : غیرزرهی وضعیت تأهل :مجرد

زندگینامه

شهید در سال ۱۳۴۱در خانواده ای مذهبی و عاشق اهل بیت عصمت و طهارت دیده به جهان گشود و در دوران کودکی به اعتراف تمام دوستان و بستگانش ، پسری پویا و تلاشگری خوش اخلاق و مؤدب بود و همیشه دیگران را بر خود مقدم می داشت وی در طول مبارزات ملت شریف و قهرمان ایران برای ریشه کن کردن ظلم و ستم شاهنشاهی همراه با سایر دوستانش در مسجد آیت الله بروجردی کرمانشاه مراسم ادعیه و سخنرانی وعاظ را برگزار می کردند و همیشه به پدر و مادرش دلداری می داد و می گفت : خدا با ماست و خون من از خون دیگر شهیدان رنگین تر نیست بنابراین مکلفم که صحنه ی مبارزه را خالی نکنم و امام را تنها نگذارم با پیروزی انقلاب شهید نیز مانند دیگر جوانان این مرز و بوم خوشحال شد و پس از شروع جنگ تحمیلی به سوی جبهه های حق علیه باطل شتافت و یکبار هم از ناحیه ی فک و صورت و پاهایشان مجروح گردیدند و در آخرین ملاقاتش با خانواده حالت خاصی به او دست داده بود که همه اهل خانواده را نگران کرده بود .

خاطره و سیره ی اخلاقی شهید :

در شب عید قربان در حالی که هنوز مرخصی اش تمام نشده بود به همرزمانش پیوسته بودو به آنها گفته بود که دوست دارم در کنار شما باشم و از دین و آزادی و استقلال کشورم دفاع کنم که همین یک خاطره از حسن وطن دوستی و احساس مسئولیت فراوان شهید در مقابل عزت و شرف و انسانیت حکایت دارد . خداوند آنها را در جوار خود بپذیزد و ما را هم مشمول رحمات و توجهات خویش گرداند

ان شاء الله[۱]

پانویس

  1. سایت شهدای کرمانشاه
آخرین تغییر ‏۱۲ شهریور ۱۳۹۷، در ‏۱۱:۱۶