شهید نادر سالار زاده حسن آبادی: تفاوت بین نسخه‌ها

(صفحه‌ای جدید حاوی «کد شهید: 6115238 تاریخ تولد : نام : نادر محل تولد : مشهد نام خانوادگی :...» ایجاد کرد)
 
 
(یک نسخهٔ متوسط توسط کاربر دیگری نشان داده نشده)
سطر ۱۰: سطر ۱۰:
 
گلزار :    بهشت‌رضا
 
گلزار :    بهشت‌رضا
  
خاطرات:
+
==خاطرات==
شبی خواب دیدم که وارد باغ بزرگی شده ام و از آقایی که آنجا ایستاده بود پرسیدم : پسرم کجاست ؟ من پسرم را می خواهم ببینم . او مرا برد نزدیک نادر که روی سنگی نشسته است . از او پرسیدم : اینجا چکار می کنی گفت : آن خانه نورانی را می بینی آنجا خانه شهداست که شبهای جمعه امام حسین ( ع ) می آید و به ما درس می دهد . از فرزندم نادر خواستم تا مرا به خانه کوچکی سفیدی که گوشه قرار داشت راه بدهد. گفت : اینجا جای شما نیست هر وقت نوبت شما شد صدایتان می زنند . در این هنگام بود که از خواب برخاستم .:
+
شبی خواب دیدم که وارد باغ بزرگی شده ام و از آقایی که آنجا ایستاده بود پرسیدم : پسرم کجاست ؟ من پسرم را می خواهم ببینم . او مرا برد نزدیک نادر که روی سنگی نشسته است . از او پرسیدم : اینجا چکار می کنی گفت : آن خانه نورانی را می بینی آنجا خانه شهداست که شبهای جمعه امام حسین ( ع ) می آید و به ما درس می دهد . از فرزندم نادر خواستم تا مرا به خانه کوچکی سفیدی که گوشه قرار داشت راه بدهد. گفت : اینجا جای شما نیست هر وقت نوبت شما شد صدایتان می زنند . در این هنگام بود که از خواب برخاستم .<ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=11191 سایت یاران رضا]</ref>
منبع: سایت یاران رضا      http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=11191
+
     
 +
==پانویس==
 +
 
 +
<references />

نسخهٔ کنونی تا ‏۸ اسفند ۱۳۹۸، ساعت ۱۲:۱۹

کد شهید: 6115238 تاریخ تولد : نام : نادر محل تولد : مشهد نام خانوادگی : سالارزاده‌حسن‌ابادی‌ تاریخ شهادت : 1361/07/22 نام پدر : برات‌ مکان شهادت :

تحصیلات : نامشخص منطقه شهادت : شغل : دانش آموز یگان خدمتی : گروه مربوط : گروهی برای این شهید ثبت نشده است. نوع عضویت : سایر شهدا مسئولیت : رزمنده‌ گلزار : بهشت‌رضا

خاطرات

شبی خواب دیدم که وارد باغ بزرگی شده ام و از آقایی که آنجا ایستاده بود پرسیدم : پسرم کجاست ؟ من پسرم را می خواهم ببینم . او مرا برد نزدیک نادر که روی سنگی نشسته است . از او پرسیدم : اینجا چکار می کنی گفت : آن خانه نورانی را می بینی آنجا خانه شهداست که شبهای جمعه امام حسین ( ع ) می آید و به ما درس می دهد . از فرزندم نادر خواستم تا مرا به خانه کوچکی سفیدی که گوشه قرار داشت راه بدهد. گفت : اینجا جای شما نیست هر وقت نوبت شما شد صدایتان می زنند . در این هنگام بود که از خواب برخاستم .[۱]

پانویس

  1. سایت یاران رضا
آخرین تغییر ‏۸ اسفند ۱۳۹۸، در ‏۱۲:۱۹