شهید سلیمان مشکاتی: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانش‌نامه فرهنگ ایثار , جهاد و شهادت
پرش به: ناوبری، جستجو
 
(یک نسخهٔ متوسط توسط کاربر دیگری نشان داده نشده)
سطر ۱: سطر ۱:
شهید سليمان مشکاني
+
شهید سلیمان مشکانی
 
==زندگینامه==
 
==زندگینامه==
فرزند زين العابدين، در 20 مرداد ماه، در [[روستاي نوبندگان]] از توابع شهرستان [[فسا]] به دنيا آمد. تحصيلات خود را تا اخذ ديپلم در محل زادگاهش ادامه داد و سپس در وقت مقتضي ازدواج نمود و حاصل اين ازدواج يك دختر و يك پسر مي باشد.
+
فرزند زین العابدین، در 20 مرداد ماه، در [[روستای نوبندگان]] از توابع شهرستان [[فسا]] به دنیا آمد. تحصیلات خود را تا اخذ دیپلم در محل زادگاهش ادامه داد و سپس در وقت مقتضی ازدواج نمود و حاصل این ازدواج یك دختر و یك پسر می باشد.
سپس به خدمت مقدس سربازي شتافت و پس از سه ماه آموزشي بقيه را در جبهه هاي [[سوسنگرد]] ، [[بستان]] و [[تنگه ابو غريب]] گذراند. شهيد بزرگوار خوش اخلاق، خوش برخورد، بسيار مؤمن و با خدا بود و در ارتش نيز از اعضاي عقيدتي سياسي واحدشان بود. او در دوران انقلاب، از مؤمنان انقلابي بود و بسيار در راهپيمايي ها و مراسم ها و سخنراني ها شرکت مي نمود، فرمان و دستورات حضرت [[امام خميني (ره)]] را مو به مو انجام مي داد و مي گفت: بايد اين اسلام بسيار ترويج پيدا کند.
+
سپس به خدمت مقدس سربازی شتافت و پس از سه ماه آموزشی بقیه را در جبهه های [[سوسنگرد]] ، [[بستان]] و [[تنگه ابو غریب]] گذراند. شهید بزرگوار خوش اخلاق، خوش برخورد، بسیار مؤمن و با خدا بود و در ارتش نیز از اعضای عقیدتی سیاسی واحدشان بود. او در دوران انقلاب، از مؤمنان انقلابی بود و بسیار در راهپیمایی ها و مراسم ها و سخنرانی ها شرکت می نمود، فرمان و دستورات حضرت [[امام خمینی (ره)]] را مو به مو انجام می داد و می گفت: باید این اسلام بسیار ترویج پیدا کند.
اين شهيد سرافراز ميهن، سرانجام در منطقه چم هندي، بر اثر اصابت ترکش به بدنش به درجه رفيع شهادت نائل آمد و در گلزار شهداي نوبندگان به خاک سپرده شد.
+
این شهید سرافراز میهن، سرانجام در منطقه چم هندی، بر اثر اصابت ترکش به بدنش به درجه رفیع شهادت نائل آمد و در گلزار شهدای نوبندگان به خاک سپرده شد.
  
  
 
==وصیت نامه:==
 
==وصیت نامه:==
بسم رب الشهدا و الصالحين
+
بسم رب الشهدا و الصالحین
انا لله و انا اليه راجعون
+
انا لله و انا الیه راجعون
به نام خدايى كه جز به فزونى بخشش او اميدوار نيستم، به نام خدايى كه عالم به تسبيح و ستايش او پيشانى به سجده عشق نهاده است، با سلام و درود بر يگانه منجى عالم بشريت، خاتم الاوصياء صاحب الزمان روحى و ارواح العالمين له الفداء، آن كه قلب هاى شكسته بدو توسل مى جويند، او كه هنگام پرپر شدن گلى از گلزار خمينى دامانش را مى گشايد و آن دست يافته به عزت ابدى را به نزد پروردگارش روانه مي كند، شكر خداوند تبارك و تعالى را كه توفيقى نصيب فرمود و مرا از زمره نيكان و شيفتگانش قرار داد و در مأموريت مهدى صاحب الزمان (عج الله فرجه) به عنوان معينى مرا پذيرفت.
+
به نام خدایى كه جز به فزونى بخشش او امیدوار نیستم، به نام خدایى كه عالم به تسبیح و ستایش او پیشانى به سجده عشق نهاده است، با سلام و درود بر یگانه منجى عالم بشریت، خاتم الاوصیاء صاحب الزمان روحى و ارواح العالمین له الفداء، آن كه قلب هاى شكسته بدو توسل مى جویند، او كه هنگام پرپر شدن گلى از گلزار خمینى دامانش را مى گشاید و آن دست یافته به عزت ابدى را به نزد پروردگارش روانه می كند، شكر خداوند تبارك و تعالى را كه توفیقى نصیب فرمود و مرا از زمره نیكان و شیفتگانش قرار داد و در مأموریت مهدى صاحب الزمان (عج الله فرجه) به عنوان معینى مرا پذیرفت.
اكنون كه دست بر قلم برده ام و به نوشتن اولين و آخرين يادگار خود اقدام مي كنم مي دانم كه ممكن است ديگر در دنيا نباشم با وجود اين كه مي دانم اين دنيا دوست داشتنى و زيباست اما اين مطلب را تا كنون دريافته ام كه زيبايى دنيا همچون سرابى است فريبنده و آخرت زيباتر، گرچه اين دنيا زيباست اما بى جهت نيست اشك هاى شوق، همچون باران بهارى از ديدگانم روان است و اين دعاها در لبانم زمزمه مي شود كه اللهم ارزقنى توفيق الشهاده فى سبيلك؛ خداوند شهادت در راه خودت كه مختص خاصان درگاهت است به من عطا فرما. خداوندا! گناهانم را كه همانند دوده قلبم را سياه كرده بر من ببخشا.
+
اكنون كه دست بر قلم برده ام و به نوشتن اولین و آخرین یادگار خود اقدام می كنم می دانم كه ممكن است دیگر در دنیا نباشم با وجود این كه می دانم این دنیا دوست داشتنى و زیباست اما این مطلب را تا كنون دریافته ام كه زیبایى دنیا همچون سرابى است فریبنده و آخرت زیباتر، گرچه این دنیا زیباست اما بى جهت نیست اشك هاى شوق، همچون باران بهارى از دیدگانم روان است و این دعاها در لبانم زمزمه می شود كه اللهم ارزقنى توفیق الشهاده فى سبیلك؛ خداوند شهادت در راه خودت كه مختص خاصان درگاهت است به من عطا فرما. خداوندا! گناهانم را كه همانند دوده قلبم را سیاه كرده بر من ببخشا.
هر چند من لياقت نوشتن وصيت نامه حضرت على (علیه السلام) را ندارم ولى مي خواهم كه وصيت نامه من از وصيت نامه حضرت على (علیه السلام) الهام گرفته باشد حضرت على (علیه السلام) مي فرمايد: با كافران بجنگيد و هرگز نگذاريد كافران بر شما غلبه كنند، اول با زبان، دوم با عمل و جنگ. ما هم اول با زبان گفتيم و بعد با سلاح ايمان و بعد با اسلحه ظاهرى مى جنگيم و در راه خدا و اسلام همچون حضرت على (علیه السلام) و تمام پيامبران و امامان شهادت افتخار ماست.
+
هر چند من لیاقت نوشتن وصیت نامه حضرت على (علیه السلام) را ندارم ولى می خواهم كه وصیت نامه من از وصیت نامه حضرت على (علیه السلام) الهام گرفته باشد حضرت على (علیه السلام) می فرماید: با كافران بجنگید و هرگز نگذارید كافران بر شما غلبه كنند، اول با زبان، دوم با عمل و جنگ. ما هم اول با زبان گفتیم و بعد با سلاح ایمان و بعد با اسلحه ظاهرى مى جنگیم و در راه خدا و اسلام همچون حضرت على (علیه السلام) و تمام پیامبران و امامان شهادت افتخار ماست.
سلام بر رزمندگان اسلام كه در جبهه جنگ مي كنند و تو اى خانواده محترم، اگر روزى توفيق ديدن امام را پيدا كرديد به ايشان بگوييد كه سربازى داشتى كه آرزوى ديدنت را داشت اما گناهانش باعث شد كه نتواند شما را زيارت كند و از ايشان بخواهيد كه برايم دعا كنند، دعا كنند كه خداوند گناهانم را ببخشايد.
+
سلام بر رزمندگان اسلام كه در جبهه جنگ می كنند و تو اى خانواده محترم، اگر روزى توفیق دیدن امام را پیدا كردید به ایشان بگویید كه سربازى داشتى كه آرزوى دیدنت را داشت اما گناهانش باعث شد كه نتواند شما را زیارت كند و از ایشان بخواهید كه برایم دعا كنند، دعا كنند كه خداوند گناهانم را ببخشاید.
و شما اى پدر و مادر مهربانم! اى سرورانم! اى پدر دلشكسته ام! و اى مادر داغدارم! تنها خواهش بنده اين است كه زحمات شبانه روزى خود، در حق حقير را حلال كنيد و من از زحمات شما قدردانى مي كنم بعد از من حامى مريم، برادر از جان بهترم، آن نور چشم، آن يگانه دردانه ام، آن هستى زندگيم، احمد مى باشد. با تمام مشكلات و ناراحتي ها براي شما همگى برادرانم، خواهرانم طلب معذرت خواهى مي كنم. اگر در اين مدت عمر كوتاهم بدى از من سر زده است خواهان حلاليت هستم. خداوند به همگى شما اجر عنايت فرمايد.
+
و شما اى پدر و مادر مهربانم! اى سرورانم! اى پدر دلشكسته ام! و اى مادر داغدارم! تنها خواهش بنده این است كه زحمات شبانه روزى خود، در حق حقیر را حلال كنید و من از زحمات شما قدردانى می كنم بعد از من حامى مریم، برادر از جان بهترم، آن نور چشم، آن یگانه دردانه ام، آن هستى زندگیم، احمد مى باشد. با تمام مشكلات و ناراحتی ها برای شما همگى برادرانم، خواهرانم طلب معذرت خواهى می كنم. اگر در این مدت عمر كوتاهم بدى از من سر زده است خواهان حلالیت هستم. خداوند به همگى شما اجر عنایت فرماید.
و سلام برتو اى همسر عزيزم! و سلام بر تو اى فرزند مهربانم! اى هستى زندگيم. هر وقت كه مي خواهم نامه اى را به فرزندم بنويسم قلمم مى شكند و زبان گوياى گفتن نامه را ندارد تا سخن بيان كند. چون در اين مدت كوتاه عمرم هيچ كار نيكى كه بگويم انجام وظيفه كرده ام از من نديده ايد و در برابر شما شرمنده ام. مي توانم در اين جا به خودم اجازه بدهم و بگويم كه سرنوشت چنين بوده كه من در برابر شما خجالت زده باشم از اين كه شما را تنها مى گذارم. شما را به خداى رب العالمين مى سپارم.
+
و سلام برتو اى همسر عزیزم! و سلام بر تو اى فرزند مهربانم! اى هستى زندگیم. هر وقت كه می خواهم نامه اى را به فرزندم بنویسم قلمم مى شكند و زبان گویاى گفتن نامه را ندارد تا سخن بیان كند. چون در این مدت كوتاه عمرم هیچ كار نیكى كه بگویم انجام وظیفه كرده ام از من ندیده اید و در برابر شما شرمنده ام. می توانم در این جا به خودم اجازه بدهم و بگویم كه سرنوشت چنین بوده كه من در برابر شما خجالت زده باشم از این كه شما را تنها مى گذارم. شما را به خداى رب العالمین مى سپارم.
پس ناراحت و اندوهگين هستم و از سوى ديگر خوشحال، و از همسر خوبم تقاضا دارم كه وقتي فرزندم را به دنيا آورد اگر پسر بود اسم او را مسعود بگذارد و اگر دختر بود رقيه. و از شما مي خواهم كه از فرزندم خوب مواظبت كنيد و سرپرست خوبى باشيد براى آنها و اميدوارم كه آنها قدر زحمات شما را بدانند و از طرف من از شما قدردانى به عمل آورند.
+
پس ناراحت و اندوهگین هستم و از سوى دیگر خوشحال، و از همسر خوبم تقاضا دارم كه وقتی فرزندم را به دنیا آورد اگر پسر بود اسم او را مسعود بگذارد و اگر دختر بود رقیه. و از شما می خواهم كه از فرزندم خوب مواظبت كنید و سرپرست خوبى باشید براى آنها و امیدوارم كه آنها قدر زحمات شما را بدانند و از طرف من از شما قدردانى به عمل آورند.
در پايان سخنم مي نويسم كه تمام بدهكارى كه بعد از من مى ماند پرداخت كنيد كه همه آنها را نوشته ام تا شما نيز در جريان باشيد. از خداوند متعال توفيق هرچه بيشتر شما را خواهانم.
+
در پایان سخنم می نویسم كه تمام بدهكارى كه بعد از من مى ماند پرداخت كنید كه همه آنها را نوشته ام تا شما نیز در جریان باشید. از خداوند متعال توفیق هرچه بیشتر شما را خواهانم.
 
والسلام
 
والسلام
 
روز شنبه 1363/07/28
 
روز شنبه 1363/07/28
ساعت يك و سي دقيقه بعد از ظهر
+
ساعت یك و سی دقیقه بعد از ظهر<ref>سایت نوید شاهد</ref>
  
  
منبع:سایت نویدشاهد
+
 
 +
 
 +
==پانویس==
 +
 
 +
 
 +
<references />

نسخهٔ کنونی تا ‏۲۹ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۲۱:۳۸

شهید سلیمان مشکانی

زندگینامه

فرزند زین العابدین، در 20 مرداد ماه، در روستای نوبندگان از توابع شهرستان فسا به دنیا آمد. تحصیلات خود را تا اخذ دیپلم در محل زادگاهش ادامه داد و سپس در وقت مقتضی ازدواج نمود و حاصل این ازدواج یك دختر و یك پسر می باشد. سپس به خدمت مقدس سربازی شتافت و پس از سه ماه آموزشی بقیه را در جبهه های سوسنگرد ، بستان و تنگه ابو غریب گذراند. شهید بزرگوار خوش اخلاق، خوش برخورد، بسیار مؤمن و با خدا بود و در ارتش نیز از اعضای عقیدتی سیاسی واحدشان بود. او در دوران انقلاب، از مؤمنان انقلابی بود و بسیار در راهپیمایی ها و مراسم ها و سخنرانی ها شرکت می نمود، فرمان و دستورات حضرت امام خمینی (ره) را مو به مو انجام می داد و می گفت: باید این اسلام بسیار ترویج پیدا کند. این شهید سرافراز میهن، سرانجام در منطقه چم هندی، بر اثر اصابت ترکش به بدنش به درجه رفیع شهادت نائل آمد و در گلزار شهدای نوبندگان به خاک سپرده شد.


وصیت نامه:

بسم رب الشهدا و الصالحین انا لله و انا الیه راجعون به نام خدایى كه جز به فزونى بخشش او امیدوار نیستم، به نام خدایى كه عالم به تسبیح و ستایش او پیشانى به سجده عشق نهاده است، با سلام و درود بر یگانه منجى عالم بشریت، خاتم الاوصیاء صاحب الزمان روحى و ارواح العالمین له الفداء، آن كه قلب هاى شكسته بدو توسل مى جویند، او كه هنگام پرپر شدن گلى از گلزار خمینى دامانش را مى گشاید و آن دست یافته به عزت ابدى را به نزد پروردگارش روانه می كند، شكر خداوند تبارك و تعالى را كه توفیقى نصیب فرمود و مرا از زمره نیكان و شیفتگانش قرار داد و در مأموریت مهدى صاحب الزمان (عج الله فرجه) به عنوان معینى مرا پذیرفت. اكنون كه دست بر قلم برده ام و به نوشتن اولین و آخرین یادگار خود اقدام می كنم می دانم كه ممكن است دیگر در دنیا نباشم با وجود این كه می دانم این دنیا دوست داشتنى و زیباست اما این مطلب را تا كنون دریافته ام كه زیبایى دنیا همچون سرابى است فریبنده و آخرت زیباتر، گرچه این دنیا زیباست اما بى جهت نیست اشك هاى شوق، همچون باران بهارى از دیدگانم روان است و این دعاها در لبانم زمزمه می شود كه اللهم ارزقنى توفیق الشهاده فى سبیلك؛ خداوند شهادت در راه خودت كه مختص خاصان درگاهت است به من عطا فرما. خداوندا! گناهانم را كه همانند دوده قلبم را سیاه كرده بر من ببخشا. هر چند من لیاقت نوشتن وصیت نامه حضرت على (علیه السلام) را ندارم ولى می خواهم كه وصیت نامه من از وصیت نامه حضرت على (علیه السلام) الهام گرفته باشد حضرت على (علیه السلام) می فرماید: با كافران بجنگید و هرگز نگذارید كافران بر شما غلبه كنند، اول با زبان، دوم با عمل و جنگ. ما هم اول با زبان گفتیم و بعد با سلاح ایمان و بعد با اسلحه ظاهرى مى جنگیم و در راه خدا و اسلام همچون حضرت على (علیه السلام) و تمام پیامبران و امامان شهادت افتخار ماست. سلام بر رزمندگان اسلام كه در جبهه جنگ می كنند و تو اى خانواده محترم، اگر روزى توفیق دیدن امام را پیدا كردید به ایشان بگویید كه سربازى داشتى كه آرزوى دیدنت را داشت اما گناهانش باعث شد كه نتواند شما را زیارت كند و از ایشان بخواهید كه برایم دعا كنند، دعا كنند كه خداوند گناهانم را ببخشاید. و شما اى پدر و مادر مهربانم! اى سرورانم! اى پدر دلشكسته ام! و اى مادر داغدارم! تنها خواهش بنده این است كه زحمات شبانه روزى خود، در حق حقیر را حلال كنید و من از زحمات شما قدردانى می كنم بعد از من حامى مریم، برادر از جان بهترم، آن نور چشم، آن یگانه دردانه ام، آن هستى زندگیم، احمد مى باشد. با تمام مشكلات و ناراحتی ها برای شما همگى برادرانم، خواهرانم طلب معذرت خواهى می كنم. اگر در این مدت عمر كوتاهم بدى از من سر زده است خواهان حلالیت هستم. خداوند به همگى شما اجر عنایت فرماید. و سلام برتو اى همسر عزیزم! و سلام بر تو اى فرزند مهربانم! اى هستى زندگیم. هر وقت كه می خواهم نامه اى را به فرزندم بنویسم قلمم مى شكند و زبان گویاى گفتن نامه را ندارد تا سخن بیان كند. چون در این مدت كوتاه عمرم هیچ كار نیكى كه بگویم انجام وظیفه كرده ام از من ندیده اید و در برابر شما شرمنده ام. می توانم در این جا به خودم اجازه بدهم و بگویم كه سرنوشت چنین بوده كه من در برابر شما خجالت زده باشم از این كه شما را تنها مى گذارم. شما را به خداى رب العالمین مى سپارم. پس ناراحت و اندوهگین هستم و از سوى دیگر خوشحال، و از همسر خوبم تقاضا دارم كه وقتی فرزندم را به دنیا آورد اگر پسر بود اسم او را مسعود بگذارد و اگر دختر بود رقیه. و از شما می خواهم كه از فرزندم خوب مواظبت كنید و سرپرست خوبى باشید براى آنها و امیدوارم كه آنها قدر زحمات شما را بدانند و از طرف من از شما قدردانى به عمل آورند. در پایان سخنم می نویسم كه تمام بدهكارى كه بعد از من مى ماند پرداخت كنید كه همه آنها را نوشته ام تا شما نیز در جریان باشید. از خداوند متعال توفیق هرچه بیشتر شما را خواهانم. والسلام روز شنبه 1363/07/28 ساعت یك و سی دقیقه بعد از ظهر[۱]



پانویس

  1. سایت نوید شاهد