شهید حسن جوادی بقمچ: تفاوت بین نسخه‌ها

 
سطر ۱: سطر ۱:
تاریخ تولد : 1337/03/19
 
  
 
نام : حسن‌  
 
نام : حسن‌  
 
محل تولد : مشهد
 
  
 
نام خانوادگی : جوادی‌بقمچ‌  
 
نام خانوادگی : جوادی‌بقمچ‌  
 
تاریخ شهادت : 1366/04/10
 
  
 
نام پدر : علی‌اصغر  
 
نام پدر : علی‌اصغر  
 +
 +
تاریخ تولد : 1337/03/19
 +
 +
محل تولد : مشهد
 +
 +
تاریخ شهادت : 1366/04/10
  
 
مکان شهادت :
 
مکان شهادت :
سطر ۳۶: سطر ۳۷:
 
==خاطرات==
 
==خاطرات==
  
روزی من به همراه شهید در خیابان ابوطالب به سمت منزل در حرکت بودیم ناگهان موتور سواری با سرعت از کنار ما عبور کرد . در چند متر ی ما دستمالی از موتور افتاد ما به سرعت خود افزودیم و دستمال را برداشتم پر از پول بود . بعد از چند دقیقه ای آن موتوری برگشت و از ما درباه ی دستمال پرسید . شهید گفت : نشانه هایش را بده ، آن مرد گفت : دستمال قرمز و دویست هزار تومان پول داخلش بود شهید دستمال را به او داد . آن مرد دستمال را باز کرد و گفت هر چه می خواهید بردارید ، شهید گفت : ما اینگونه پول نمی گیریم دو مرتبه مواظب اموالت باش .<ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=6107منبع سایت یاران رضا]</ref>
+
روزی من به همراه شهید در خیابان ابوطالب به سمت منزل در حرکت بودیم ناگهان موتور سواری با سرعت از کنار ما عبور کرد . در چند متری ما دستمالی از موتور افتاد ما به سرعت خود افزودیم و دستمال را برداشتم پر از پول بود . بعد از چند دقیقه ای آن موتوری برگشت و از ما درباه ی دستمال پرسید . شهید گفت : نشانه هایش را بده ، آن مرد گفت : دستمال قرمز و دویست هزار تومان پول داخلش بود شهید دستمال را به او داد . آن مرد دستمال را باز کرد و گفت هر چه می خواهید بردارید ، شهید گفت : ما اینگونه پول نمی گیریم دو مرتبه مواظب اموالت باش .<ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=6107منبع سایت یاران رضا]</ref>
  
  

نسخهٔ کنونی تا ‏۱۳ فروردین ۱۳۹۹، ساعت ۲۳:۲۸

نام : حسن‌

نام خانوادگی : جوادی‌بقمچ‌

نام پدر : علی‌اصغر

تاریخ تولد : 1337/03/19

محل تولد : مشهد

تاریخ شهادت : 1366/04/10

مکان شهادت :

تحصیلات : نامشخص

منطقه شهادت :

شغل :

یگان خدمتی :

گروه مربوط : سایر شهیدان استان خراسان

نوع عضویت : سایر شهدا

مسئولیت : رزمنده‌

گلزار : خواجه‌ربیع‌


rId5


خاطرات

روزی من به همراه شهید در خیابان ابوطالب به سمت منزل در حرکت بودیم ناگهان موتور سواری با سرعت از کنار ما عبور کرد . در چند متری ما دستمالی از موتور افتاد ما به سرعت خود افزودیم و دستمال را برداشتم پر از پول بود . بعد از چند دقیقه ای آن موتوری برگشت و از ما درباه ی دستمال پرسید . شهید گفت : نشانه هایش را بده ، آن مرد گفت : دستمال قرمز و دویست هزار تومان پول داخلش بود شهید دستمال را به او داد . آن مرد دستمال را باز کرد و گفت هر چه می خواهید بردارید ، شهید گفت : ما اینگونه پول نمی گیریم دو مرتبه مواظب اموالت باش .[۱]


پانویس

  1. سایت یاران رضا

رده‌ها

آخرین تغییر ‏۱۳ فروردین ۱۳۹۹، در ‏۲۳:۲۸