شهید خداداد سنجری: تفاوت بین نسخهها
(صفحهای جدید حاوی «کد شهید : 6213443 نام : خداداد نام خانوادگی : سنجری نام پدر : کمال تاریخ تول...» ایجاد کرد) |
|||
| (یک نسخهٔ متوسط توسط کاربر دیگری نشان داده نشده) | |||
| سطر ۲۶: | سطر ۲۶: | ||
| − | خاطرات | + | ==خاطرات== |
| − | یادم می آید یک روز همدیگر را دیدیم . ایشان به من گفت : می خواهم به جبهه بروم . بعد با همدیگر از بسیج اعزام شدیم و یک ماه با هم در منطقه مهران بودیم . یکی از مسئولین یک شب در جمع ما آمد و گفت : برای یک موقعیت حساس چند نفر نیرو لازم داریم . چه کسانی داوطلب هستند . و این حرف را تا سه مرتبه تکرار کرد . در مرتبه سوم ما دست خود را بالا بردیم . که بعد 6 نفر دیگر به ما ملحق شدند و به پشتیبانی دیده بان در بین قله های میمک و مهران مستقر بود رفتیم . در این مدت ایشان در دل شب شروع به خواندن نماز شب می کرد . یادم می آید یک شب چون منطقه حساس بود . من از ساعت 12 الی 2 شب جلوی سنگر در حال نگهبانی بودم . که ناگاه صدای پایی به گوشم رسید . آماده تیراندازی می شدم . که دیدم ایشان هستند . گفتم : کجا بودید . گفت : رفته بودم برای اقامه نماز وضو بگیرم . | + | یادم می آید یک روز همدیگر را دیدیم . ایشان به من گفت : می خواهم به جبهه بروم . بعد با همدیگر از بسیج اعزام شدیم و یک ماه با هم در منطقه مهران بودیم . یکی از مسئولین یک شب در جمع ما آمد و گفت : برای یک موقعیت حساس چند نفر نیرو لازم داریم . چه کسانی داوطلب هستند . و این حرف را تا سه مرتبه تکرار کرد . در مرتبه سوم ما دست خود را بالا بردیم . که بعد 6 نفر دیگر به ما ملحق شدند و به پشتیبانی دیده بان در بین قله های میمک و مهران مستقر بود رفتیم . در این مدت ایشان در دل شب شروع به خواندن نماز شب می کرد . یادم می آید یک شب چون منطقه حساس بود . من از ساعت 12 الی 2 شب جلوی سنگر در حال نگهبانی بودم . که ناگاه صدای پایی به گوشم رسید . آماده تیراندازی می شدم . که دیدم ایشان هستند . گفتم : کجا بودید . گفت : رفته بودم برای اقامه نماز وضو بگیرم .<ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=11830 سایت یاران رضا] </ref> |
| − | + | ==پانویس== | |
| − | + | <references /> | |
| − | + | ||
نسخهٔ کنونی تا ۱۰ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۲۰:۵۶
کد شهید : 6213443
نام : خداداد
نام خانوادگی : سنجری
نام پدر : کمال
تاریخ تولد:
محل تولد: مشهد
تاریخ شهادت: 1362/11/08
مکان شهادت :
تحصیلات : نامشخص منطقه شهادت :
شغل : یگان خدمتی :
گروه مربوط : گروهی برای این شهید ثبت نشده است .
نوع عضویت : سایر شهدا مسئولیت : رزمنده
گلزار : بهشترضا
خاطرات
یادم می آید یک روز همدیگر را دیدیم . ایشان به من گفت : می خواهم به جبهه بروم . بعد با همدیگر از بسیج اعزام شدیم و یک ماه با هم در منطقه مهران بودیم . یکی از مسئولین یک شب در جمع ما آمد و گفت : برای یک موقعیت حساس چند نفر نیرو لازم داریم . چه کسانی داوطلب هستند . و این حرف را تا سه مرتبه تکرار کرد . در مرتبه سوم ما دست خود را بالا بردیم . که بعد 6 نفر دیگر به ما ملحق شدند و به پشتیبانی دیده بان در بین قله های میمک و مهران مستقر بود رفتیم . در این مدت ایشان در دل شب شروع به خواندن نماز شب می کرد . یادم می آید یک شب چون منطقه حساس بود . من از ساعت 12 الی 2 شب جلوی سنگر در حال نگهبانی بودم . که ناگاه صدای پایی به گوشم رسید . آماده تیراندازی می شدم . که دیدم ایشان هستند . گفتم : کجا بودید . گفت : رفته بودم برای اقامه نماز وضو بگیرم .[۱]