Arameshi9706 (بحث | مشارکتها) |
|||
| (۴ نسخههای متوسط توسط ۳ کاربران نشان داده نشده) | |||
| سطر ۱: | سطر ۱: | ||
| − | + | شهید سید محمد حسینی شیرگ | |
| + | |||
نام : سیدمحمد | نام : سیدمحمد | ||
| + | |||
نام خانوادگی : حسینیشیرگ | نام خانوادگی : حسینیشیرگ | ||
| + | |||
نام پدر : سیدعبداله | نام پدر : سیدعبداله | ||
| − | تاریخ شهادت : | + | |
| − | محل تولد : | + | تاریخ شهادت : 1363/12/22 |
| + | |||
| + | محل تولد : قاین | ||
| + | |||
مسئولیت : رزمنده | مسئولیت : رزمنده | ||
| + | |||
گلزار : شهدا | گلزار : شهدا | ||
| − | خاطرات | + | |
| − | برادرم سید محمد علاقه شدیدی به جبهه و جنگ داشت به همین خاطر عضو | + | ==خاطرات== |
| + | برادرم سید محمد علاقه شدیدی به جبهه و جنگ داشت به همین خاطر عضو سپاه پاسداران انقلاب اسلامی شد. به او گفتم: این کار شما خیلی خوب بود و او را تشویق کردم. در جواب من گفت: با این کار به آرزوی خودم که شهادت در راه خداست می رسم. | ||
شب عملیات با هم عازم خط مقدم شدیم در همان شب سید محمد از ناحیه گردن مجروح شد و بر اثر خون ریزی شدید به شهادت رسید. در آن لحظه با پاتک دشمن مواجه شدیم و مجبور شدیم به عقب بر گردیم و نتوانستیم جنازه ی او و چند شهید دیگر را به عقب ببریم و در همان محل ماندند، چند سال بعد جنازه ی مطهر او را پیدا کردند که فقط پلاک و چند تکه استخوان بود که همان ها را تشییع کردیم. | شب عملیات با هم عازم خط مقدم شدیم در همان شب سید محمد از ناحیه گردن مجروح شد و بر اثر خون ریزی شدید به شهادت رسید. در آن لحظه با پاتک دشمن مواجه شدیم و مجبور شدیم به عقب بر گردیم و نتوانستیم جنازه ی او و چند شهید دیگر را به عقب ببریم و در همان محل ماندند، چند سال بعد جنازه ی مطهر او را پیدا کردند که فقط پلاک و چند تکه استخوان بود که همان ها را تشییع کردیم. | ||
| − | شبی خواب دیدم که سید محمد به روستا برگشته و هنوز لباسهای رزم به تن اوست او از ناحیه گردن مجروح شده بود از او پرسیدم اینجا چکار می کنی؟ جواب داد: برای برگزاری مراسمی به اینجا آمده ام. گفتم: مگر شما شهید نشده اید. گفت: من شهید شده ام ولی در همه جا حضور دارم. | + | شبی خواب دیدم که سید محمد به روستا برگشته و هنوز لباسهای رزم به تن اوست او از ناحیه گردن مجروح شده بود از او پرسیدم اینجا چکار می کنی؟ جواب داد: برای برگزاری مراسمی به اینجا آمده ام. گفتم: مگر شما شهید نشده اید. گفت: من شهید شده ام ولی در همه جا حضور دارم.<ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=7280 سایت یاران رضا]</ref> |
| − | + | ||
| − | http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=7280 | + | ==پانویس== |
| + | <references/> | ||
نسخهٔ کنونی تا ۲۳ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۰۲:۲۸
شهید سید محمد حسینی شیرگ
نام : سیدمحمد
نام خانوادگی : حسینیشیرگ
نام پدر : سیدعبداله
تاریخ شهادت : 1363/12/22
محل تولد : قاین
مسئولیت : رزمنده
گلزار : شهدا
خاطرات
برادرم سید محمد علاقه شدیدی به جبهه و جنگ داشت به همین خاطر عضو سپاه پاسداران انقلاب اسلامی شد. به او گفتم: این کار شما خیلی خوب بود و او را تشویق کردم. در جواب من گفت: با این کار به آرزوی خودم که شهادت در راه خداست می رسم. شب عملیات با هم عازم خط مقدم شدیم در همان شب سید محمد از ناحیه گردن مجروح شد و بر اثر خون ریزی شدید به شهادت رسید. در آن لحظه با پاتک دشمن مواجه شدیم و مجبور شدیم به عقب بر گردیم و نتوانستیم جنازه ی او و چند شهید دیگر را به عقب ببریم و در همان محل ماندند، چند سال بعد جنازه ی مطهر او را پیدا کردند که فقط پلاک و چند تکه استخوان بود که همان ها را تشییع کردیم. شبی خواب دیدم که سید محمد به روستا برگشته و هنوز لباسهای رزم به تن اوست او از ناحیه گردن مجروح شده بود از او پرسیدم اینجا چکار می کنی؟ جواب داد: برای برگزاری مراسمی به اینجا آمده ام. گفتم: مگر شما شهید نشده اید. گفت: من شهید شده ام ولی در همه جا حضور دارم.[۱]