شهید سید محمد حسین شیرگ: تفاوت بین نسخه‌ها

 
(۴ نسخه‌های متوسط توسط ۳ کاربران نشان داده نشده)
سطر ۱: سطر ۱:
[[شهید سید محمد حسینی شیرگ]]
+
شهید سید محمد حسینی شیرگ
 +
 
 
نام : سیدمحمد     
 
نام : سیدمحمد     
 +
 
نام خانوادگی : حسینی‌شیرگ‌  
 
نام خانوادگی : حسینی‌شیرگ‌  
 +
 
نام پدر : سیدعبداله‌     
 
نام پدر : سیدعبداله‌     
تاریخ شهادت : [[1363/12/22]]
+
 
محل تولد : [[قاین]]
+
تاریخ شهادت : 1363/12/22
 +
 
 +
محل تولد : قاین
 +
 
 
مسئولیت : رزمنده‌
 
مسئولیت : رزمنده‌
 +
 
گلزار : شهدا
 
گلزار : شهدا
خاطرات:
+
 
برادرم سید محمد علاقه شدیدی به جبهه و جنگ داشت به همین خاطر عضو [[سپاه پاسداران انقلاب اسلامی]] شد. به او گفتم: این کار شما خیلی خوب بود و او را تشویق کردم. در جواب من گفت: با این کار به آرزوی خودم که شهادت در راه خداست می رسم.
+
==خاطرات==
 +
برادرم سید محمد علاقه شدیدی به جبهه و جنگ داشت به همین خاطر عضو سپاه پاسداران انقلاب اسلامی شد. به او گفتم: این کار شما خیلی خوب بود و او را تشویق کردم. در جواب من گفت: با این کار به آرزوی خودم که شهادت در راه خداست می رسم.
 
شب عملیات با هم عازم خط مقدم شدیم در همان شب سید محمد از ناحیه گردن مجروح شد و بر اثر خون ریزی شدید به شهادت رسید. در آن لحظه با پاتک دشمن مواجه شدیم و مجبور شدیم به عقب بر گردیم و نتوانستیم جنازه ی او و چند شهید دیگر را به عقب ببریم و در همان محل ماندند، چند سال بعد جنازه ی مطهر او را پیدا کردند که فقط پلاک و چند تکه استخوان بود که همان ها را تشییع کردیم.
 
شب عملیات با هم عازم خط مقدم شدیم در همان شب سید محمد از ناحیه گردن مجروح شد و بر اثر خون ریزی شدید به شهادت رسید. در آن لحظه با پاتک دشمن مواجه شدیم و مجبور شدیم به عقب بر گردیم و نتوانستیم جنازه ی او و چند شهید دیگر را به عقب ببریم و در همان محل ماندند، چند سال بعد جنازه ی مطهر او را پیدا کردند که فقط پلاک و چند تکه استخوان بود که همان ها را تشییع کردیم.
شبی خواب دیدم که سید محمد به روستا برگشته و هنوز لباسهای رزم به تن اوست او از ناحیه گردن مجروح شده بود از او پرسیدم اینجا چکار می کنی؟ جواب داد: برای برگزاری مراسمی به اینجا آمده ام. گفتم: مگر شما شهید نشده اید. گفت: من شهید شده ام ولی در همه جا حضور دارم.
+
شبی خواب دیدم که سید محمد به روستا برگشته و هنوز لباسهای رزم به تن اوست او از ناحیه گردن مجروح شده بود از او پرسیدم اینجا چکار می کنی؟ جواب داد: برای برگزاری مراسمی به اینجا آمده ام. گفتم: مگر شما شهید نشده اید. گفت: من شهید شده ام ولی در همه جا حضور دارم.<ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=7280 سایت یاران رضا]</ref>
سایت:یاران رضا
+
 
http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=7280
+
==پانویس==
 +
<references/>

نسخهٔ کنونی تا ‏۲۳ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۰۲:۲۸

شهید سید محمد حسینی شیرگ

نام : سیدمحمد

نام خانوادگی : حسینی‌شیرگ‌

نام پدر : سیدعبداله‌

تاریخ شهادت : 1363/12/22

محل تولد : قاین

مسئولیت : رزمنده‌

گلزار : شهدا

خاطرات

برادرم سید محمد علاقه شدیدی به جبهه و جنگ داشت به همین خاطر عضو سپاه پاسداران انقلاب اسلامی شد. به او گفتم: این کار شما خیلی خوب بود و او را تشویق کردم. در جواب من گفت: با این کار به آرزوی خودم که شهادت در راه خداست می رسم. شب عملیات با هم عازم خط مقدم شدیم در همان شب سید محمد از ناحیه گردن مجروح شد و بر اثر خون ریزی شدید به شهادت رسید. در آن لحظه با پاتک دشمن مواجه شدیم و مجبور شدیم به عقب بر گردیم و نتوانستیم جنازه ی او و چند شهید دیگر را به عقب ببریم و در همان محل ماندند، چند سال بعد جنازه ی مطهر او را پیدا کردند که فقط پلاک و چند تکه استخوان بود که همان ها را تشییع کردیم. شبی خواب دیدم که سید محمد به روستا برگشته و هنوز لباسهای رزم به تن اوست او از ناحیه گردن مجروح شده بود از او پرسیدم اینجا چکار می کنی؟ جواب داد: برای برگزاری مراسمی به اینجا آمده ام. گفتم: مگر شما شهید نشده اید. گفت: من شهید شده ام ولی در همه جا حضور دارم.[۱]

پانویس

  1. سایت یاران رضا
آخرین تغییر ‏۲۳ اردیبهشت ۱۳۹۹، در ‏۰۲:۲۸