(صفحهای جدید حاوی « کد شهید: 5902997 تاریخ تولد : نام : محمد محل تولد : سرخس نام خانوادگی :...» ایجاد کرد) |
Arameshi9706 (بحث | مشارکتها) |
||
| (۳ نسخههای متوسط توسط ۳ کاربران نشان داده نشده) | |||
| سطر ۱: | سطر ۱: | ||
| − | + | {{جعبه اطلاعات افراد نظامی | |
| − | + | |نام فرد = محمد چشک | |
| − | + | |تصویر = | |
| − | + | |توضیح تصویر = | |
| − | + | |ملیت = [[پرونده:پرچم ایران.png|22px]] ایرانی | |
| − | + | |شهرت = | |
| − | تحصیلات | + | |دین و مذهب = [[مسلمان]]، [[شیعه]] |
| − | شغل | + | |تولد = [[سرخس]] |
| − | + | |شهادت = [[۱۳۵۹/۱۲/۲۱]] | |
| − | + | |وفات = | |
| − | + | |مرگ = | |
| + | |محل دفن = | ||
| + | |مفقود = | ||
| + | |جانباز = | ||
| + | |اسارت = | ||
| + | |نیرو = | ||
| + | |یگانهای خدمت = | ||
| + | |طول خدمت = | ||
| + | |درجه = | ||
| + | |سمتها = | ||
| + | |جنگها = [[جنگ ایران و عراق]] | ||
| + | |نشانهای لیاقت = | ||
| + | |عملیات = | ||
| + | |فعالیتها = | ||
| + | |تحصیلات = | ||
| + | |تخصصها = | ||
| + | |شغل = | ||
| + | |خانواده = }} | ||
خاطرات | خاطرات | ||
| − | + | خواب و روياي ديگران درمورد شهيد | |
راوی معصومه رنجکش | راوی معصومه رنجکش | ||
متن کامل خاطره | متن کامل خاطره | ||
| − | بعد از این که هفت روز از شهادت محمد گذشته بود خواب دیدم که شهید می گوید: شما چرا ناراحت هستید و برای من گریه می کنید. بیایید جای مرا ببینید بعد برایم گریه کنید. معصومه جان انتظارم از تو این است که صبور باشی و بچه هایم را خوب تربیت و پرورش دهی. تو فقط مواظب بچه ها باش و آنها را تشویق کن که راه مرا ادامه دهند. نگذاری خدای ناکرده به حرف این و آن کنند و شهید شدنم به گونه ای باشد که به امام(ه) و انقلاب بد بین نشوند و این که حجاب اسلامیتان را حفظ کنید دیگر چیزی از شما نمی خواهم. وقتی که از خواب بیدار شدم، گویی که این حرفها را در بیداری به من می زد و از آن روز به بعد بود که دیگر ناراحت نبودم و دلم گرم شد. | + | بعد از این که هفت روز از شهادت محمد گذشته بود خواب دیدم که شهید می گوید: شما چرا ناراحت هستید و برای من گریه می کنید. بیایید جای مرا ببینید بعد برایم گریه کنید. معصومه جان انتظارم از تو این است که صبور باشی و بچه هایم را خوب تربیت و پرورش دهی. تو فقط مواظب بچه ها باش و آنها را تشویق کن که راه مرا ادامه دهند. نگذاری خدای ناکرده به حرف این و آن کنند و شهید شدنم به گونه ای باشد که به امام(ه) و انقلاب بد بین نشوند و این که حجاب اسلامیتان را حفظ کنید دیگر چیزی از شما نمی خواهم. وقتی که از خواب بیدار شدم، گویی که این حرفها را در بیداری به من می زد و از آن روز به بعد بود که دیگر ناراحت نبودم و دلم گرم شد.<ref>[http://www.yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=6256 سایت یاران رضا]</ref> |
| − | + | ||
| + | ==پانویس== | ||
| + | <references/> | ||
نسخهٔ کنونی تا ۱ خرداد ۱۳۹۹، ساعت ۰۱:۵۶
| محمد چشک | |
|---|---|
| ملیت | |
| دین و مذهب | مسلمان، شیعه |
| تولد | سرخس |
| شهادت | ۱۳۵۹/۱۲/۲۱ |
| جنگها | جنگ ایران و عراق |
خاطرات خواب و روياي ديگران درمورد شهيد راوی معصومه رنجکش متن کامل خاطره
بعد از این که هفت روز از شهادت محمد گذشته بود خواب دیدم که شهید می گوید: شما چرا ناراحت هستید و برای من گریه می کنید. بیایید جای مرا ببینید بعد برایم گریه کنید. معصومه جان انتظارم از تو این است که صبور باشی و بچه هایم را خوب تربیت و پرورش دهی. تو فقط مواظب بچه ها باش و آنها را تشویق کن که راه مرا ادامه دهند. نگذاری خدای ناکرده به حرف این و آن کنند و شهید شدنم به گونه ای باشد که به امام(ه) و انقلاب بد بین نشوند و این که حجاب اسلامیتان را حفظ کنید دیگر چیزی از شما نمی خواهم. وقتی که از خواب بیدار شدم، گویی که این حرفها را در بیداری به من می زد و از آن روز به بعد بود که دیگر ناراحت نبودم و دلم گرم شد.[۱]