Norsalehi9710 (بحث | مشارکتها) (صفحهای جدید حاوی «کد شهید: 6002889 تاریخ تولد : نام : حسن محل تولد : مشهد نام خانوادگی : تقوائیگنج...» ایجاد کرد) |
|||
| (۲ نسخههای متوسط توسط ۲ کاربران نشان داده نشده) | |||
| سطر ۱: | سطر ۱: | ||
| − | + | {{جعبه اطلاعات افراد نظامی | |
| − | نام : | + | |نام فرد = حسن تقوائی گنجعلی |
| − | + | |تصویر = | |
| − | + | |توضیح تصویر = | |
| − | + | |ملیت = [[پرونده:پرچم ایران.png|22px]] ایرانی | |
| − | + | |شهرت = | |
| − | + | |دین و مذهب = [[مسلمان]]، [[شیعه]] | |
| − | + | |تولد = [[مشهد]] | |
| − | + | |شهادت = [[۱۳۶۰/۹/۸]] | |
| − | + | |وفات = | |
| + | |مرگ = | ||
| + | |محل دفن = بهشت رضا | ||
| + | |مفقود = | ||
| + | |جانباز = | ||
| + | |اسارت = | ||
| + | |نیرو = | ||
| + | |یگانهای خدمت = | ||
| + | |طول خدمت = | ||
| + | |درجه = | ||
| + | |سمتها = امدادگر- بهیار-پرستار | ||
| + | |جنگها = [[جنگ ایران و عراق]] | ||
| + | |نشانهای لیاقت = | ||
| + | |عملیات = | ||
| + | |فعالیتها = | ||
| + | |تحصیلات = | ||
| + | |تخصصها = | ||
| + | |شغل = | ||
| + | |خانواده =نام پدر[[جواد]] | ||
| + | }} | ||
| سطر ۱۴: | سطر ۳۳: | ||
سدر یکی از عملیاتها گروهی از تانکهای دشمن به محاصره ما در آمدند. این تانکهای تی 72 بسیار مقاوم بودند و گلوله های آرپی جی روی آن اثری نداشت. ما خیلی تلاش کردیم که هر طور شده به حلقه محاصره آنها بزنیم و آنها را از بین ببریم. اما همین که به طرف آنها نزدیک می شدیم، با تیربار تانک بچه های ما را به شهادت می رساندند. 4 یا 5 نفر امدادگر بودیم. به ما گفتند: کدامیک از شما حاضر هستیدبا ما پشت خاکریز بیایید و برویم داخل محاصره آنها را از بین ببریم هنوز در فکر این حرفها بودیم که کدامیک از ما با اینها مشارکت کنیم. در این حال حسین تقوایی آنجا سریع اعلام کرد من دارم می آیم. هر چه با ایشان صحبت کردیم و گفتیم: که شما نمی خواهد بروید شما متأهل هستید. اما او اصرار زیادی کرد و بعد رفت. همین که وارد حلقه محاصره آنها شد یکی از تانکها به طرف ایشان شلیک کرد و چند تیر را به قلب ایشان شلیک کرد و او شهید شد. | سدر یکی از عملیاتها گروهی از تانکهای دشمن به محاصره ما در آمدند. این تانکهای تی 72 بسیار مقاوم بودند و گلوله های آرپی جی روی آن اثری نداشت. ما خیلی تلاش کردیم که هر طور شده به حلقه محاصره آنها بزنیم و آنها را از بین ببریم. اما همین که به طرف آنها نزدیک می شدیم، با تیربار تانک بچه های ما را به شهادت می رساندند. 4 یا 5 نفر امدادگر بودیم. به ما گفتند: کدامیک از شما حاضر هستیدبا ما پشت خاکریز بیایید و برویم داخل محاصره آنها را از بین ببریم هنوز در فکر این حرفها بودیم که کدامیک از ما با اینها مشارکت کنیم. در این حال حسین تقوایی آنجا سریع اعلام کرد من دارم می آیم. هر چه با ایشان صحبت کردیم و گفتیم: که شما نمی خواهد بروید شما متأهل هستید. اما او اصرار زیادی کرد و بعد رفت. همین که وارد حلقه محاصره آنها شد یکی از تانکها به طرف ایشان شلیک کرد و چند تیر را به قلب ایشان شلیک کرد و او شهید شد. | ||
| − | برای اینکه حسین قبل از جنگ در اتاق عمل کار می کرد به همین دلیل در یکی از عملیاتها که از ایشان در اتاق عمل نیازبود او را به بهداری معرفی کردیم تادر آنجا مشغول به کار شود.شب قبل از عملیات به ایشان گفتم :خوب شما در اتاق عمل باشید وما می رویم برای اجرای عملیات اما ایشان راضی نبودومی گفت:من هم می خواهم در عملیات شرکت کنم .ما هم چه به ایشان گفتیم :از تخصص شما در اینجا بیشتر احتیاج است تادر جلوی خط مقدم ،اینجا بمانید.اما او اصرار زیادی می کرد تا همراه ما بیاید .ودر نهایت بالاجبار ایشان با اصرارزیاد درعملیات شرکت کرد. | + | برای اینکه حسین قبل از جنگ در اتاق عمل کار می کرد به همین دلیل در یکی از عملیاتها که از ایشان در اتاق عمل نیازبود او را به بهداری معرفی کردیم تادر آنجا مشغول به کار شود.شب قبل از عملیات به ایشان گفتم :خوب شما در اتاق عمل باشید وما می رویم برای اجرای عملیات اما ایشان راضی نبودومی گفت:من هم می خواهم در عملیات شرکت کنم .ما هم چه به ایشان گفتیم :از تخصص شما در اینجا بیشتر احتیاج است تادر جلوی خط مقدم ،اینجا بمانید.اما او اصرار زیادی می کرد تا همراه ما بیاید .ودر نهایت بالاجبار ایشان با اصرارزیاد درعملیات شرکت کرد.<ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=5264 سایت یاران رضا]</ref> |
| − | + | ==پانویس== | |
| − | http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=5264 | + | <references /> |
| + | ==رده== | ||
| + | {{ترتیبپیشفرض:حسن تقوائی گنجعلی}} | ||
| + | [[رده: شهدا]] | ||
| + | [[رده: شهدای دفاع مقدس]] | ||
| + | [[رده: شهدای ایران]] | ||
| + | [[رده: شهدای استان خراسان رضوی]] | ||
| + | [[رده: شهدای شهرستان مشهد]] | ||
نسخهٔ کنونی تا ۲۶ فروردین ۱۳۹۹، ساعت ۱۰:۳۶
| حسن تقوائی گنجعلی | |
|---|---|
| ملیت | |
| دین و مذهب | مسلمان، شیعه |
| تولد | مشهد |
| شهادت | ۱۳۶۰/۹/۸ |
| محل دفن | بهشت رضا |
| سمتها | امدادگر- بهیار-پرستار |
| جنگها | جنگ ایران و عراق |
| خانواده | نام پدرجواد |
خاطرات
سدر یکی از عملیاتها گروهی از تانکهای دشمن به محاصره ما در آمدند. این تانکهای تی 72 بسیار مقاوم بودند و گلوله های آرپی جی روی آن اثری نداشت. ما خیلی تلاش کردیم که هر طور شده به حلقه محاصره آنها بزنیم و آنها را از بین ببریم. اما همین که به طرف آنها نزدیک می شدیم، با تیربار تانک بچه های ما را به شهادت می رساندند. 4 یا 5 نفر امدادگر بودیم. به ما گفتند: کدامیک از شما حاضر هستیدبا ما پشت خاکریز بیایید و برویم داخل محاصره آنها را از بین ببریم هنوز در فکر این حرفها بودیم که کدامیک از ما با اینها مشارکت کنیم. در این حال حسین تقوایی آنجا سریع اعلام کرد من دارم می آیم. هر چه با ایشان صحبت کردیم و گفتیم: که شما نمی خواهد بروید شما متأهل هستید. اما او اصرار زیادی کرد و بعد رفت. همین که وارد حلقه محاصره آنها شد یکی از تانکها به طرف ایشان شلیک کرد و چند تیر را به قلب ایشان شلیک کرد و او شهید شد.
برای اینکه حسین قبل از جنگ در اتاق عمل کار می کرد به همین دلیل در یکی از عملیاتها که از ایشان در اتاق عمل نیازبود او را به بهداری معرفی کردیم تادر آنجا مشغول به کار شود.شب قبل از عملیات به ایشان گفتم :خوب شما در اتاق عمل باشید وما می رویم برای اجرای عملیات اما ایشان راضی نبودومی گفت:من هم می خواهم در عملیات شرکت کنم .ما هم چه به ایشان گفتیم :از تخصص شما در اینجا بیشتر احتیاج است تادر جلوی خط مقدم ،اینجا بمانید.اما او اصرار زیادی می کرد تا همراه ما بیاید .ودر نهایت بالاجبار ایشان با اصرارزیاد درعملیات شرکت کرد.[۱]