(صفحهای جدید حاوی «کد شهید : 6510643 نام : محمدابراهیم نام خانوادگی : حافظ نام پدر : علیاکبر...» ایجاد کرد) |
Jafarnezhad98 (بحث | مشارکتها) |
||
| (یک نسخهٔ متوسط توسط کاربر دیگری نشان داده نشده) | |||
| سطر ۱: | سطر ۱: | ||
| − | + | {{جعبه اطلاعات افراد نظامی | |
| − | + | |نام فرد = محمد ابراهیم حافظ | |
| − | نام | + | |تصویر = |
| − | + | |توضیح تصویر = | |
| − | + | |ملیت = [[پرونده:پرچم ایران.png|22px]] ایرانی | |
| − | + | |شهرت = | |
| − | + | |دین و مذهب = [[مسلمان]]، [[شیعه]] | |
| − | + | |تولد = [[مشهد]] | |
| − | + | |شهادت = [[۱۳۶۵/۱۰/۲۷]] | |
| − | + | |وفات = | |
| − | + | |مرگ = | |
| − | + | |محل دفن = | |
| − | + | |مفقود = | |
| − | + | |جانباز = | |
| − | + | |اسارت = | |
| − | + | |نیرو = | |
| − | + | |یگانهای خدمت = | |
| − | + | |طول خدمت = | |
| − | + | |درجه = | |
| − | + | |سمتها = رزمنده | |
| − | + | |جنگها = [[جنگ ایران و عراق]] | |
| − | + | |نشانهای لیاقت = | |
| − | + | |عملیات = | |
| − | + | |فعالیتها = | |
| − | + | |تحصیلات = | |
| − | + | |تخصصها = | |
| + | |شغل = بافنده | ||
| + | |خانواده = نام پدر[[علی اکبر]]}} | ||
| + | }} | ||
خاطرات | خاطرات | ||
| سطر ۳۴: | سطر ۳۷: | ||
| − | قرار بود که امام به ایران بیایند، وقتی شنید که امام می خواهند به ایران بیایند گفت : من می خواهم به بانک بروم و پول بگیرم و بروم تهران امام را ببینم و بعد رفت، نزدیک غروب بود که آمد از بس گریه کرده بود چشمانش باد کرده بود . گفتم پول گرفتی یا نه؟ گفت : نه من هم یک پنجاه تومانی داشتم که خودش به من داده بود . همان را به او دادم . پانزده روز رفت دیدار آقا وقتی آمد ، گفت : مادر تو من را به دیدار آقا فرستادی ان شاء الله خدا هم تو را به دیدار امام حسین (ع) بفرستد . | + | قرار بود که امام به ایران بیایند، وقتی شنید که امام می خواهند به ایران بیایند گفت : من می خواهم به بانک بروم و پول بگیرم و بروم تهران امام را ببینم و بعد رفت، نزدیک غروب بود که آمد از بس گریه کرده بود چشمانش باد کرده بود . گفتم پول گرفتی یا نه؟ گفت : نه من هم یک پنجاه تومانی داشتم که خودش به من داده بود . همان را به او دادم . پانزده روز رفت دیدار آقا وقتی آمد ، گفت : مادر تو من را به دیدار آقا فرستادی ان شاء الله خدا هم تو را به دیدار امام حسین (ع) بفرستد . <ref>[http://www.yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=%206481 سایت یاران رضا]</ref> |
| − | + | ==پانویس== | |
| − | + | <references /> | |
نسخهٔ کنونی تا ۲۳ فروردین ۱۳۹۹، ساعت ۰۵:۳۱
| محمد ابراهیم حافظ | |
|---|---|
| ملیت | |
| دین و مذهب | مسلمان، شیعه |
| تولد | مشهد |
| شهادت | ۱۳۶۵/۱۰/۲۷ |
| سمتها | رزمنده |
| جنگها | جنگ ایران و عراق |
| شغل | بافنده |
| خانواده | نام پدرعلی اکبر |
}} خاطرات
اعتقاد به ولايت
راوی صاحب جان غلامی
متن کامل خاطره
قرار بود که امام به ایران بیایند، وقتی شنید که امام می خواهند به ایران بیایند گفت : من می خواهم به بانک بروم و پول بگیرم و بروم تهران امام را ببینم و بعد رفت، نزدیک غروب بود که آمد از بس گریه کرده بود چشمانش باد کرده بود . گفتم پول گرفتی یا نه؟ گفت : نه من هم یک پنجاه تومانی داشتم که خودش به من داده بود . همان را به او دادم . پانزده روز رفت دیدار آقا وقتی آمد ، گفت : مادر تو من را به دیدار آقا فرستادی ان شاء الله خدا هم تو را به دیدار امام حسین (ع) بفرستد . [۱]