Parsasirat98 (بحث | مشارکتها) |
|||
| (یک نسخهٔ متوسط توسط کاربر دیگری نشان داده نشده) | |||
| سطر ۳۲: | سطر ۳۲: | ||
==خاطرات== | ==خاطرات== | ||
| − | + | از حماسه ها و دلاوریهای آن جا می توان نام برادر شهید علی رضا داورزنی (که اهل سبزوار و بچّه محلّ خودمان هم بود) را ببرم . ایشان دستشان مجروح شده بود و ما به او گفتیم که شما عقب برگردید ، چون حالتان خوب نیست ایشان گفت که من تا آخر ایستاده ام و به بچّه ها می گفت : ما شهدای زیادی دادیم و اگر شده با سنگ جلوی عراقی ها را می گیریم و هرکس یک قدم عقب بگذارد پا روی خون شهدا گذاشته است و همه بچّه ها به نوایش لبّیک گفتند و جوابش را با تکبیر بلند دادند و از جمله اینها انگشت شمار هستند که واقعاً چه حماسه آفرینی می کنند . ایشان به شرف شهادت نائل شدند (ایشان مجدّداً تیری به سینه و سرش خورده بود و باعث شهادتش شده بود) ایشان خیلی صمیمی بودند و با همه بچّه ها گرم بودند و نه تنها در گردان خوب بودند بلکه در کلّیه گردان ها هم انگشت شمار بود . از نمونه خوبی هایش این بود که با همه صمیمی بود و همیشه خوش رفتاری می کرد و به هیچکس آزار نمی رساند . در وقت کار جدّی بود در غیر کار شوخی هائی می کرد که تنوّع باشد . ایشان همانطور که در کارهای نظامی الگو بود در کارهای عبادی هم الگو و اسوه بود . ایشان در نماز و عبادتش خیلی جدّی بود . | |
| − | از حماسه ها و دلاوریهای آن جا می توان نام برادر شهید علی رضا داورزنی (که اهل سبزوار و بچّه محلّ خودمان هم بود) را ببرم . ایشان دستشان مجروح شده بود و ما به او گفتیم که شما عقب برگردید ، چون حالتان خوب نیست ایشان گفت که من تا آخر ایستاده ام و به بچّه ها می گفت : ما شهدای زیادی دادیم و اگر شده با سنگ جلوی عراقی ها را می گیریم و هرکس یک قدم عقب بگذارد پا روی خون شهدا گذاشته است و همه بچّه ها به نوایش لبّیک گفتند و جوابش را با تکبیر بلند دادند و از جمله اینها انگشت شمار هستند که واقعاً چه حماسه آفرینی می کنند . | + | <ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=8624 سایت یاران رضا]</ref> |
| − | + | ||
| − | ایشان به شرف شهادت نائل شدند (ایشان مجدّداً تیری به سینه و سرش خورده بود و باعث شهادتش شده بود) ایشان خیلی صمیمی بودند و با همه بچّه ها گرم بودند و نه تنها در گردان خوب بودند بلکه در کلّیه گردان ها هم انگشت شمار بود . از نمونه خوبی هایش این بود که با همه صمیمی بود و همیشه خوش رفتاری می کرد و به هیچکس آزار نمی رساند . در وقت کار جدّی بود در غیر کار شوخی هائی می کرد که تنوّع باشد .ایشان همانطور که در کارهای نظامی الگو بود در کارهای عبادی هم الگو و اسوه بود . ایشان در نماز و عبادتش خیلی جدّی بود . | + | |
| − | + | ||
| − | <ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=8624 سایت یاران رضا] </ref> | + | |
==پانویس== | ==پانویس== | ||
<references /> | <references /> | ||
نسخهٔ کنونی تا ۳۰ فروردین ۱۳۹۹، ساعت ۰۲:۰۵
کد شهید: 6514322
نام : علیرضا
نام خانوادگی : داورزنی
تاریخ تولد :
محل تولد : سبزوار
تاریخ شهادت : 1365/04/12
نام پدر : اشرف
مکان شهادت :
تحصیلات : نامشخص
منطقه شهادت :
شغل :
یگان خدمتی :
گروه مربوط : گروهی برای این شهید ثبت نشده است.
نوع عضویت : سایر شهدا
مسئولیت : رزمنده
گلزار :
خاطرات
از حماسه ها و دلاوریهای آن جا می توان نام برادر شهید علی رضا داورزنی (که اهل سبزوار و بچّه محلّ خودمان هم بود) را ببرم . ایشان دستشان مجروح شده بود و ما به او گفتیم که شما عقب برگردید ، چون حالتان خوب نیست ایشان گفت که من تا آخر ایستاده ام و به بچّه ها می گفت : ما شهدای زیادی دادیم و اگر شده با سنگ جلوی عراقی ها را می گیریم و هرکس یک قدم عقب بگذارد پا روی خون شهدا گذاشته است و همه بچّه ها به نوایش لبّیک گفتند و جوابش را با تکبیر بلند دادند و از جمله اینها انگشت شمار هستند که واقعاً چه حماسه آفرینی می کنند . ایشان به شرف شهادت نائل شدند (ایشان مجدّداً تیری به سینه و سرش خورده بود و باعث شهادتش شده بود) ایشان خیلی صمیمی بودند و با همه بچّه ها گرم بودند و نه تنها در گردان خوب بودند بلکه در کلّیه گردان ها هم انگشت شمار بود . از نمونه خوبی هایش این بود که با همه صمیمی بود و همیشه خوش رفتاری می کرد و به هیچکس آزار نمی رساند . در وقت کار جدّی بود در غیر کار شوخی هائی می کرد که تنوّع باشد . ایشان همانطور که در کارهای نظامی الگو بود در کارهای عبادی هم الگو و اسوه بود . ایشان در نماز و عبادتش خیلی جدّی بود . [۱]