شهید محمدرحیم حسن زاده: تفاوت بین نسخهها
(صفحهای جدید حاوی «rId4 کد شهید : 6605859 نام : محمدرحیم نام خانوادگی : حسنزاده نام پدر : محمد...» ایجاد کرد) |
|||
| (یک نسخهٔ متوسط توسط کاربر دیگری نشان داده نشده) | |||
| سطر ۱: | سطر ۱: | ||
| − | + | {{جعبه اطلاعات افراد نظامی | |
| − | + | |نام فرد = محمد رحیم حسن زاده | |
| − | + | |تصویر = jpg12 KBInsert link | |
| − | + | |توضیح تصویر = | |
| − | نام | + | |ملیت = [[پرونده:پرچم ایران.png|22px]] ایرانی |
| − | + | |شهرت = | |
| − | + | |دین و مذهب = [[مسلمان]]، [[شیعه]] | |
| − | + | |تولد = [[ بجنورد]] | |
| − | + | |شهادت = [[ ۱۳۶۶/۱۰/۹]]،[[ماووت]] | |
| − | + | |وفات = | |
| − | + | |مرگ = | |
| − | + | |محل دفن = | |
| − | + | |مفقود = | |
| − | + | |جانباز = | |
| − | + | |اسارت = | |
| − | + | |نیرو = | |
| − | + | |یگانهای خدمت = لشکر۵ نصر | |
| − | + | |طول خدمت = | |
| − | + | |درجه = | |
| − | + | |سمتها = معاون فزمانده گردان_ ادوات | |
| − | + | |جنگها = [[جنگ ایران و عراق]] | |
| − | + | |نشانهای لیاقت = | |
| − | + | |عملیات = | |
| − | + | |فعالیتها = | |
| − | + | |تحصیلات = | |
| − | + | |تخصصها = | |
| − | + | |شغل = | |
| + | |خانواده = نام پدر[[محمد]] | ||
| + | }} | ||
خاطرات | خاطرات | ||
| سطر ۳۶: | سطر ۳۸: | ||
| − | یک شب برای شناسایی منطقة قرار بود یک گروه از گردان جندا ... تیپ جوادالائمه به فرماندهی محمد رحیم حسن زاده به طرف عراقی ها حرکت کنیم - بنده بی سیم چی بودم - ساعت حرکت فرا رسید و ما را از زیر قرآن کریم عبور دادند از خاکریز به پایین رفتیم در حالی که هوا کاملاً تاریک بود و از مهتاب خبر نبود با فاصله ی معین حرکت کردیم گاه گاهی از طرف عراقی ها منور می زدند که ما در زمین های رملی کاملاً دراز می کشیدیم به نزدیک خاکریز عراقی ها رسیدیم به نحوی که صدای نگهبانان عراقی را می شنیدیم موقع برگشت عراقی ها چندین منور پشت سر هم زدند که باعث شد نظم و ترتیب نیروها به هم بخورد و دشمن هم روی فرکانس ما آمد و ما نمی دانستیم که خاکریزمان کدام طرف است و رمز ما این بود که شلیک سه فشنگ رسام خاکریزمان را پیدا کنیم که از دو طرف رسام شلیک می شد تا این برادر حسن زاده گفتند به مرکز بگوئید فرکانس بی سیم را تغییر دهند با تغییر فرکانس ما توانستیم خاکریز خود را پیدا کنیم فردای آن روز محمد رحیم حسن زاده گفت : فرکانس ما را دیشب ستون - پنجم به دشمن داده بود که توسط برادران اطلاعات شناسایی و دستگیر شده اند و به اهواز منتقل گردیده اند | + | یک شب برای شناسایی منطقة قرار بود یک گروه از گردان جندا ... تیپ جوادالائمه به فرماندهی محمد رحیم حسن زاده به طرف عراقی ها حرکت کنیم - بنده بی سیم چی بودم - ساعت حرکت فرا رسید و ما را از زیر قرآن کریم عبور دادند از خاکریز به پایین رفتیم در حالی که هوا کاملاً تاریک بود و از مهتاب خبر نبود با فاصله ی معین حرکت کردیم گاه گاهی از طرف عراقی ها منور می زدند که ما در زمین های رملی کاملاً دراز می کشیدیم به نزدیک خاکریز عراقی ها رسیدیم به نحوی که صدای نگهبانان عراقی را می شنیدیم موقع برگشت عراقی ها چندین منور پشت سر هم زدند که باعث شد نظم و ترتیب نیروها به هم بخورد و دشمن هم روی فرکانس ما آمد و ما نمی دانستیم که خاکریزمان کدام طرف است و رمز ما این بود که شلیک سه فشنگ رسام خاکریزمان را پیدا کنیم که از دو طرف رسام شلیک می شد تا این برادر حسن زاده گفتند به مرکز بگوئید فرکانس بی سیم را تغییر دهند با تغییر فرکانس ما توانستیم خاکریز خود را پیدا کنیم فردای آن روز محمد رحیم حسن زاده گفت : فرکانس ما را دیشب ستون - پنجم به دشمن داده بود که توسط برادران اطلاعات شناسایی و دستگیر شده اند و به اهواز منتقل گردیده اند.<ref>[http://www.yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=%206695 سایت یاران رضا]</ref> |
| − | + | ==پانویس== | |
| − | + | <references /> | |
نسخهٔ کنونی تا ۲۷ فروردین ۱۳۹۹، ساعت ۱۹:۳۱
| محمد رحیم حسن زاده | |
|---|---|
| 200px | |
| ملیت | |
| دین و مذهب | مسلمان، شیعه |
| تولد | بجنورد |
| شهادت | ۱۳۶۶/۱۰/۹،ماووت |
| یگانهای خدمت | لشکر۵ نصر |
| سمتها | معاون فزمانده گردان_ ادوات |
| جنگها | جنگ ایران و عراق |
| خانواده | نام پدرمحمد |
خاطرات
ابتکار و خلاقيت
راوی محمد همتیان
متن کامل خاطره
یک شب برای شناسایی منطقة قرار بود یک گروه از گردان جندا ... تیپ جوادالائمه به فرماندهی محمد رحیم حسن زاده به طرف عراقی ها حرکت کنیم - بنده بی سیم چی بودم - ساعت حرکت فرا رسید و ما را از زیر قرآن کریم عبور دادند از خاکریز به پایین رفتیم در حالی که هوا کاملاً تاریک بود و از مهتاب خبر نبود با فاصله ی معین حرکت کردیم گاه گاهی از طرف عراقی ها منور می زدند که ما در زمین های رملی کاملاً دراز می کشیدیم به نزدیک خاکریز عراقی ها رسیدیم به نحوی که صدای نگهبانان عراقی را می شنیدیم موقع برگشت عراقی ها چندین منور پشت سر هم زدند که باعث شد نظم و ترتیب نیروها به هم بخورد و دشمن هم روی فرکانس ما آمد و ما نمی دانستیم که خاکریزمان کدام طرف است و رمز ما این بود که شلیک سه فشنگ رسام خاکریزمان را پیدا کنیم که از دو طرف رسام شلیک می شد تا این برادر حسن زاده گفتند به مرکز بگوئید فرکانس بی سیم را تغییر دهند با تغییر فرکانس ما توانستیم خاکریز خود را پیدا کنیم فردای آن روز محمد رحیم حسن زاده گفت : فرکانس ما را دیشب ستون - پنجم به دشمن داده بود که توسط برادران اطلاعات شناسایی و دستگیر شده اند و به اهواز منتقل گردیده اند.[۱]