شهید نورحسین سلیمانی مقدم: تفاوت بین نسخهها
از دانشنامه فرهنگ ایثار , جهاد و شهادت
| سطر ۱: | سطر ۱: | ||
| − | + | {{جعبه اطلاعات افراد نظامی | |
| − | نام : | + | |نام فرد = نورحسین سلیمانی مقدم |
| − | + | |تصویر = | |
| − | + | |توضیح تصویر = | |
| − | + | |ملیت = [[پرونده:پرچم ایران.png|22px]] ایرانی | |
| − | تحصیلات | + | |شهرت = |
| − | شغل | + | |دین و مذهب = [[مسلمان]]، [[شیعه]] |
| − | + | |تولد = [[مشهد]] | |
| − | + | |شهادت = [[۱۳۶۵/۱۰/۴]] | |
| − | + | |وفات = | |
| + | |مرگ = | ||
| + | |محل دفن = [[بهشت رضا]] | ||
| + | |مفقود = | ||
| + | |جانباز = | ||
| + | |اسارت = | ||
| + | |نیرو = | ||
| + | |یگانهای خدمت = | ||
| + | |طول خدمت = | ||
| + | |درجه = | ||
| + | |سمتها = رزمنده | ||
| + | |جنگها = [[جنگ ایران و عراق]] | ||
| + | |نشانهای لیاقت = | ||
| + | |عملیات = | ||
| + | |فعالیتها = | ||
| + | |تحصیلات = | ||
| + | |تخصصها = | ||
| + | |شغل = | ||
| + | |خانواده = نام پدر[[محمد حسین]] | ||
| + | }} | ||
==خاطرات== | ==خاطرات== | ||
شب عملیات کربلای 4 ظاهرا عملیات شروع شده بود خواب دیدم من در خشکی و حسین را از دور دیدم که از داخل آب بیرون آمد و در میان گل و لای به طرف من می آید یک دستش را بلند کرده بود و فریاد می زند کهخ اگر تو برادر من هستی به طرف من بیا من که صدایش را شناختم با خودم گفتم : که یقیناً به کمک نیاز دارد در خواب شروع به دویدن کردم و ایشان در میان گل و لای با قدمهای بلند به سمت من می آمد تا اینکه به خشکی رسدی .در حالیکه با شدت می دویدم دقیقاً به سه الی چهار قدمی حسین رسیدم دیدم که سر و صورتش سرخ است .هرچه تلاش کردم به او نرسیدم در این لحظه از خواب بیدار شدم .صبح روز بعد خبر شروع عملیات را از رادیو شنیدم با شنیدن این خبر برایم روشن شد که برادرم شهید شده است .<ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=11756 سایت یاران رضا]</ref> | شب عملیات کربلای 4 ظاهرا عملیات شروع شده بود خواب دیدم من در خشکی و حسین را از دور دیدم که از داخل آب بیرون آمد و در میان گل و لای به طرف من می آید یک دستش را بلند کرده بود و فریاد می زند کهخ اگر تو برادر من هستی به طرف من بیا من که صدایش را شناختم با خودم گفتم : که یقیناً به کمک نیاز دارد در خواب شروع به دویدن کردم و ایشان در میان گل و لای با قدمهای بلند به سمت من می آمد تا اینکه به خشکی رسدی .در حالیکه با شدت می دویدم دقیقاً به سه الی چهار قدمی حسین رسیدم دیدم که سر و صورتش سرخ است .هرچه تلاش کردم به او نرسیدم در این لحظه از خواب بیدار شدم .صبح روز بعد خبر شروع عملیات را از رادیو شنیدم با شنیدن این خبر برایم روشن شد که برادرم شهید شده است .<ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=11756 سایت یاران رضا]</ref> | ||
نسخهٔ کنونی تا ۲۶ فروردین ۱۳۹۹، ساعت ۱۰:۴۸
| نورحسین سلیمانی مقدم | |
|---|---|
| ملیت | |
| دین و مذهب | مسلمان، شیعه |
| تولد | مشهد |
| شهادت | ۱۳۶۵/۱۰/۴ |
| محل دفن | بهشت رضا |
| سمتها | رزمنده |
| جنگها | جنگ ایران و عراق |
| خانواده | نام پدرمحمد حسین |
خاطرات
شب عملیات کربلای 4 ظاهرا عملیات شروع شده بود خواب دیدم من در خشکی و حسین را از دور دیدم که از داخل آب بیرون آمد و در میان گل و لای به طرف من می آید یک دستش را بلند کرده بود و فریاد می زند کهخ اگر تو برادر من هستی به طرف من بیا من که صدایش را شناختم با خودم گفتم : که یقیناً به کمک نیاز دارد در خواب شروع به دویدن کردم و ایشان در میان گل و لای با قدمهای بلند به سمت من می آمد تا اینکه به خشکی رسدی .در حالیکه با شدت می دویدم دقیقاً به سه الی چهار قدمی حسین رسیدم دیدم که سر و صورتش سرخ است .هرچه تلاش کردم به او نرسیدم در این لحظه از خواب بیدار شدم .صبح روز بعد خبر شروع عملیات را از رادیو شنیدم با شنیدن این خبر برایم روشن شد که برادرم شهید شده است .[۱]