شهید محمد علی عباس زاده: تفاوت بین نسخه‌ها

 
(یک نسخهٔ متوسط توسط کاربر مشابهی که نشان داده نشده)
سطر ۳۰: سطر ۳۰:
  
 
==خاطرات==
 
==خاطرات==
اولین اعزام
+
[[اولین اعزام]]
موضوع اولين اعزام
+
 
راوی محمد رضا عباس زاده
+
موضوع :اولين اعزام
متن کامل خاطره
+
 
 +
راوی :محمد رضا عباس زاده
  
 
قبل از اینکه پسرم محمد علی برای رفتن به جبهه اعزام شود مادرش با رفتن او به جبهه مخالفت می کرد و حتی اقوام هم سعی می کردند او را منصرف کنند. که همان شب مادرش خواب می بیند که سید و آقایی نورانی آمده و به او می گوید: چرا نمی گذاری سرباز من به جبهه بیاید. فردای آنروز صبح که مادر شهید از خواب بیدار می شود و رضایت می دهد که فرزندمان به جبهه برود.<ref>[http://www.yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=14235 سایت یاران رضا]</ref>
 
قبل از اینکه پسرم محمد علی برای رفتن به جبهه اعزام شود مادرش با رفتن او به جبهه مخالفت می کرد و حتی اقوام هم سعی می کردند او را منصرف کنند. که همان شب مادرش خواب می بیند که سید و آقایی نورانی آمده و به او می گوید: چرا نمی گذاری سرباز من به جبهه بیاید. فردای آنروز صبح که مادر شهید از خواب بیدار می شود و رضایت می دهد که فرزندمان به جبهه برود.<ref>[http://www.yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=14235 سایت یاران رضا]</ref>
 
==پانویس==
 
==پانویس==
 
<references />
 
<references />

نسخهٔ کنونی تا ‏۱۸ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۱۱:۲۹

محمدعلی عباس زاده
ملیت پرچم ایران.png ایرانی
دین و مذهب مسلمان، شیعه
تولد تربت حیدریه
شهادت ۱۳۶۰/۱۲/۱،تنگه چزابه
سمت‌ها رزمنده
جنگ‌‌ها جنگ ایران و عراق
تحصیلات نامشخص
خانواده نام پدرمحمدرضا


خاطرات

اولین اعزام

موضوع :اولين اعزام

راوی :محمد رضا عباس زاده

قبل از اینکه پسرم محمد علی برای رفتن به جبهه اعزام شود مادرش با رفتن او به جبهه مخالفت می کرد و حتی اقوام هم سعی می کردند او را منصرف کنند. که همان شب مادرش خواب می بیند که سید و آقایی نورانی آمده و به او می گوید: چرا نمی گذاری سرباز من به جبهه بیاید. فردای آنروز صبح که مادر شهید از خواب بیدار می شود و رضایت می دهد که فرزندمان به جبهه برود.[۱]

پانویس

  1. سایت یاران رضا
آخرین تغییر ‏۱۸ تیر ۱۳۹۹، در ‏۱۱:۲۹