شهید غلام محمد عبدالهی: تفاوت بین نسخه‌ها

 
سطر ۳۰: سطر ۳۰:
  
 
 
خاطرات
+
==خاطرات==
قدرت روح و کرامت نفس
+
 
 +
قدرت روح و کرامت نفس
 +
 
 
موضوع قدرت روح و کرامت نفس
 
موضوع قدرت روح و کرامت نفس
 +
 
راوی سکینه زیتوانی
 
راوی سکینه زیتوانی
 +
 
متن کامل خاطره
 
متن کامل خاطره
  
 
دفعه ی آخری که غلام محمد از جبهه به مرخصی آمد، جنازه ی شهیدهایی را همراه خودش به بیرجند آورده بود که آن را به گزیک انتقال دهد از او پرسیدم که چطور جرات کردی این جنازه را همراه خودت به این جا بیاوری؟ گفت: ممکن است فردا کس دیگری جنازه ی مرا بیاورد. که چنین هم شد و بعد از این که به جبهه برگشت، دیری نگذشت که به درجه ی رفیع شهادت رسید و جنازه اش را به بیرجند آوردند.
 
دفعه ی آخری که غلام محمد از جبهه به مرخصی آمد، جنازه ی شهیدهایی را همراه خودش به بیرجند آورده بود که آن را به گزیک انتقال دهد از او پرسیدم که چطور جرات کردی این جنازه را همراه خودت به این جا بیاوری؟ گفت: ممکن است فردا کس دیگری جنازه ی مرا بیاورد. که چنین هم شد و بعد از این که به جبهه برگشت، دیری نگذشت که به درجه ی رفیع شهادت رسید و جنازه اش را به بیرجند آوردند.
تولد و کودکی
+
 
 +
تولد و کودکی
 +
 
 
موضوع تولد و کودکي
 
موضوع تولد و کودکي
 +
 
راوی سکینه زیتوانی
 
راوی سکینه زیتوانی
 +
 
متن کامل خاطره
 
متن کامل خاطره
  
 
چند سالی بود که من بچه دار نمی شدم. بالاخره بعد از چندین سال خدا به ما فرزندی عطا کرد. وقتی که غلام محمد خواست متولد شود خانه را نور فرا گرفت و روشن شد. پس از این که کارهای اولیه ی بعد از تولد او انجام شد آن نور خاموش گردید و به روی کتف محمد لکه ای سبز رنگ پدید آمد. با تولد او زندگی ما رنگ و بویی بهتر گرفت و ما نام حضرت محمد(ص) را بر او گذاشتیم.<ref>[http://www.yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=14447 سایت یاران رضا]</ref>
 
چند سالی بود که من بچه دار نمی شدم. بالاخره بعد از چندین سال خدا به ما فرزندی عطا کرد. وقتی که غلام محمد خواست متولد شود خانه را نور فرا گرفت و روشن شد. پس از این که کارهای اولیه ی بعد از تولد او انجام شد آن نور خاموش گردید و به روی کتف محمد لکه ای سبز رنگ پدید آمد. با تولد او زندگی ما رنگ و بویی بهتر گرفت و ما نام حضرت محمد(ص) را بر او گذاشتیم.<ref>[http://www.yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=14447 سایت یاران رضا]</ref>
 
==پانویس==
 
==پانویس==
 
 
<references />
 
<references />
 
==رده==
 
==رده==

نسخهٔ کنونی تا ‏۱۰ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۷:۱۸

غلام محمد عبدالهی
ملیت پرچم ایران.png ایرانی
دین و مذهب مسلمان، شیعه
تولد بیرجند
شهادت ۱۳۶۴/۱۱/۲۸،بشیرگوار
یگانهای خدمت جهاد سازندگی
جنگ‌‌ها جنگ ایران و عراق
خانواده نام پدرغلام رسول


خاطرات

قدرت روح و کرامت نفس

موضوع قدرت روح و کرامت نفس

راوی سکینه زیتوانی

متن کامل خاطره

دفعه ی آخری که غلام محمد از جبهه به مرخصی آمد، جنازه ی شهیدهایی را همراه خودش به بیرجند آورده بود که آن را به گزیک انتقال دهد از او پرسیدم که چطور جرات کردی این جنازه را همراه خودت به این جا بیاوری؟ گفت: ممکن است فردا کس دیگری جنازه ی مرا بیاورد. که چنین هم شد و بعد از این که به جبهه برگشت، دیری نگذشت که به درجه ی رفیع شهادت رسید و جنازه اش را به بیرجند آوردند.

تولد و کودکی

موضوع تولد و کودکي

راوی سکینه زیتوانی

متن کامل خاطره

چند سالی بود که من بچه دار نمی شدم. بالاخره بعد از چندین سال خدا به ما فرزندی عطا کرد. وقتی که غلام محمد خواست متولد شود خانه را نور فرا گرفت و روشن شد. پس از این که کارهای اولیه ی بعد از تولد او انجام شد آن نور خاموش گردید و به روی کتف محمد لکه ای سبز رنگ پدید آمد. با تولد او زندگی ما رنگ و بویی بهتر گرفت و ما نام حضرت محمد(ص) را بر او گذاشتیم.[۱]

پانویس

  1. سایت یاران رضا

رده

آخرین تغییر ‏۱۰ مرداد ۱۳۹۹، در ‏۱۷:۱۸