شهید محمد عربخانی: تفاوت بین نسخه‌ها

 
(۳ نسخه‌های متوسط توسط کاربر دیگری نشان داده نشده)
سطر ۴۱: سطر ۴۱:
  
  
اوایل انقلاب بود که با همیاری مردم و جوانان روستا دست به احداث مسجدی برای روستائیان زدیم، بیشتر وقت ها جوانان خسته می شدند ولی محمد عربخانی با روحیه ای که داشت می گفت : می دانید برای که دارید کار می کنید که خسته شدید می گفتیم : نه می گفت : این خانه ی خداست و این مسجدی را که شما درست می کنید نسل به نسل در این روستا می گردد و برای ما اسم و یادی خواهد ماند و این سنگ ها و آجر هایی که ما برای ساختن مسجد به کار بردیم و عرقهایی که ریختیم در آخرت برای ما ثواب خواهد شد و هر کاری که برای خدا باشد خستگی ندارد . با این دلداری که محمد به ما داد خستگی را از تن ما بیرون می کرد.<ref>[http://www.yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=%2014588 سایت یاران رضا]</ref>
+
اوایل [[انقلاب]] بود که با همیاری مردم و جوانان روستا دست به احداث مسجدی برای روستائیان زدیم، بیشتر وقت ها جوانان خسته می شدند ولی [[محمد عربخانی]] با روحیه ای که داشت می گفت : می دانید برای که دارید کار می کنید که خسته شدید می گفتیم : نه می گفت : این خانه ی خداست و این مسجدی را که شما درست می کنید نسل به نسل در این روستا می گردد و برای ما اسم و یادی خواهد ماند و این سنگ ها و آجر هایی که ما برای ساختن مسجد به کار بردیم و عرقهایی که ریختیم در آخرت برای ما ثواب خواهد شد و هر کاری که برای خدا باشد خستگی ندارد . با این دلداری که محمد به ما داد خستگی را از تن ما بیرون می کرد.<ref>[http://www.yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=%2014588 سایت یاران رضا]</ref>
 
==پانویس==
 
==پانویس==
  
  
 
<references />
 
<references />
 +
==رده==
 +
{{ترتیب‌پیش‌فرض:محمد عربخانی}}
 +
[[رده: شهدا]]
 +
[[رده: شهدای دفاع مقدس]]
 +
[[رده: شهدای ایران]]
 +
[[رده: شهدای استان خراسان رضوی]]
 +
[[رده: شهدای شهرستان سبزوار ]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۰۴:۲۳

محمد عربخانی
ملیت پرچم ایران.png ایرانی
دین و مذهب مسلمان، شیعه
تولد سبزوار
شهادت ۱۳۶۱/۵/۲
سمت‌ها رزمنده
جنگ‌‌ها جنگ ایران و عراق
تحصیلات نامشخص
شغل یگان
خانواده نام پدرحسینعلی


گلزار :

خاطرات

تعاون و همکاري

راوی رحمت الله کاشکی

متن کامل خاطره


اوایل انقلاب بود که با همیاری مردم و جوانان روستا دست به احداث مسجدی برای روستائیان زدیم، بیشتر وقت ها جوانان خسته می شدند ولی محمد عربخانی با روحیه ای که داشت می گفت : می دانید برای که دارید کار می کنید که خسته شدید می گفتیم : نه می گفت : این خانه ی خداست و این مسجدی را که شما درست می کنید نسل به نسل در این روستا می گردد و برای ما اسم و یادی خواهد ماند و این سنگ ها و آجر هایی که ما برای ساختن مسجد به کار بردیم و عرقهایی که ریختیم در آخرت برای ما ثواب خواهد شد و هر کاری که برای خدا باشد خستگی ندارد . با این دلداری که محمد به ما داد خستگی را از تن ما بیرون می کرد.[۱]

پانویس

  1. سایت یاران رضا

رده

آخرین تغییر ‏۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۹، در ‏۰۴:۲۳