شهید علی اضغر چروی: تفاوت بین نسخهها
(صفحهای جدید حاوی «کد شهید: 6108251 تاریخ تولد : نام : علیاصغر محل تولد : سبزوار نام خانوادگی : چروی...» ایجاد کرد) |
(null) |
||
| (۴ نسخههای متوسط توسط ۴ کاربران نشان داده نشده) | |||
| سطر ۱: | سطر ۱: | ||
| − | + | {{جعبه اطلاعات افراد نظامی | |
| − | نام : | + | |نام فرد = علی اصغر چروی |
| − | + | |تصویر = | |
| − | نام پدر | + | |توضیح تصویر = |
| + | |ملیت = [[پرونده:پرچم ایران.png|22px]] ایرانی | ||
| + | |شهرت = | ||
| + | |دین و مذهب = [[مسلمان]]، [[شیعه]] | ||
| + | |تولد = [[سبزوار]] | ||
| + | |شهادت = [[۱۳۶۱/۷/۱۲]] | ||
| + | |وفات = | ||
| + | |مرگ = | ||
| + | |محل دفن = | ||
| + | |مفقود = | ||
| + | |جانباز = | ||
| + | |اسارت = | ||
| + | |نیرو = | ||
| + | |یگانهای خدمت = | ||
| + | |طول خدمت = | ||
| + | |درجه = | ||
| + | |سمتها = فرمانده گروهی ادوات | ||
| + | |جنگها = [[جنگ ایران و عراق]] | ||
| + | |نشانهای لیاقت = | ||
| + | |عملیات = | ||
| + | |فعالیتها = | ||
| + | |تحصیلات = | ||
| + | |تخصصها = | ||
| + | |شغل = | ||
| + | |خانواده = نام پدر[[عباس]] | ||
| + | }} | ||
| + | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
گلزار : | گلزار : | ||
==خاطرات== | ==خاطرات== | ||
| سطر ۲۹: | سطر ۵۱: | ||
متن کامل خاطره | متن کامل خاطره | ||
| − | به یاد دارم به من گفت: مادر می خواهم به جبهه بروم ،گفتم نه در یک روستا تو فقط باید بروی جنگ کنی ؟ او به من گفت:من نمی توانم ببینم به کشور ما تجاوز کنند و من بی تفاوت بنشینم و وظیفه ام دفاع از ناموس و میهن است . | + | به یاد دارم به من گفت: مادر می خواهم به جبهه بروم ،گفتم نه در یک روستا تو فقط باید بروی جنگ کنی ؟ او به من گفت:من نمی توانم ببینم به کشور ما تجاوز کنند و من بی تفاوت بنشینم و وظیفه ام دفاع از ناموس و میهن است .<ref>[http://www.yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=6241 سایت یاران رضا]</ref> |
| − | + | ==پانویس== | |
| + | <references /> | ||
| + | |||
| + | ==نگارخانه تصاویر== | ||
| + | <gallery> | ||
| + | Image:شهید علی اصغر چروی.jpg | ||
| + | </gallery> | ||
نسخهٔ کنونی تا ۲۵ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۰۵:۴۲
| علی اصغر چروی | |
|---|---|
| ملیت | |
| دین و مذهب | مسلمان، شیعه |
| تولد | سبزوار |
| شهادت | ۱۳۶۱/۷/۱۲ |
| سمتها | فرمانده گروهی ادوات |
| جنگها | جنگ ایران و عراق |
| خانواده | نام پدرعباس |
گلزار :
خاطرات
پيش بيني شهادت راوی غلامرضا چروی متن کامل خاطره
یکی از همرزمانش می گوید :که علی اصغر قبل از از شهادتش یکباره از سنگرسریع بیرون می آید . بچه ها به او می گویند. چرا اینطور با هیجان از سنگر بیرون آمدی مگر چی شده است؟علی اصغر می گوید: یک نفر من را صدا زد و گفت: که حتما" شهید می شوی :بچه ها گفتند: که او چه کسی بوده علی اصغر گفت:او امام زمان (عج)بود که بعد از این ماجرا شهید شد. تدبير نظامي و مديريت راوی فاطمه چروی متن کامل خاطره
زمانی که انقلاب شد مربی آموزش نظامی بود . بچه های 6 و7 ساله را به کوهها و بیابانها می برد و آموزش می داد . مردم به این کارهای او می خندیدند و من هم حوصله ام سر آمد و به علی اصغر گفتم : مردم می گویندکه تو دیوانه شدی چرا این کارها را می کنی گفت:آنها به من می گویند . بگذار بگویند. اولين اعزام راوی فاطمه چروی متن کامل خاطره
روزی که علی اصغر می خواست به جبهه برود به من چیزی نگفت. وقتی از خانه بیرون رفت دخترم گفت: مادر علی اصغر می خواهد به جبهه برود و الآن هم به پایگاه بسیج رفت. من هم سریع حاضر شدم او را تا سبزوار همراهی کنم. او را در پایگاه بسیج دیدم و خاطرجمع شدم که او هنوز نرفته چون خانه خواهرم نزدیک آنجا بود به خانه او رفتم. و تصمیم داشتم وقت حرکت علی اصغر به بدرقه اش بروم که یکباره دیدم پدرش آمد وگفت: علی اصغر به جبهه رفت. وقتی رفتم که علی اصغر با ماشین رفته بود و دیگر او را ندیدم. بعد از اهواز نامه اش آمد و خیلی از ما تشکر کرده بود. و بعد از اهواز به گیلان غرب رفته بود و سه ماه در منطقه بود. و اصلا" به مرخصی نیامد و در نامه نوشته بود: نمی آیم تا راه کربلا را باز کنم. وطن دوستي راوی فاطمه چروی متن کامل خاطره
به یاد دارم به من گفت: مادر می خواهم به جبهه بروم ،گفتم نه در یک روستا تو فقط باید بروی جنگ کنی ؟ او به من گفت:من نمی توانم ببینم به کشور ما تجاوز کنند و من بی تفاوت بنشینم و وظیفه ام دفاع از ناموس و میهن است .[۱]