Jafarnezhad98 (بحث | مشارکتها) |
|||
| (۲ نسخههای متوسط توسط ۲ کاربران نشان داده نشده) | |||
| سطر ۱۳: | سطر ۱۳: | ||
*او همیشه از پدرش صحبت می کرد و می گفت: پدرم به آرزویش که شهادت بود رسید من هم اگر مثل او شهید شوم خیلی خوب است و می گفت: من همیشه احساس می کنم در کنار پدرم هستم مهر او از دلم و سیمای او از خاطرم نمی رود. | *او همیشه از پدرش صحبت می کرد و می گفت: پدرم به آرزویش که شهادت بود رسید من هم اگر مثل او شهید شوم خیلی خوب است و می گفت: من همیشه احساس می کنم در کنار پدرم هستم مهر او از دلم و سیمای او از خاطرم نمی رود. | ||
*ایشان قبل از شهادت برای من نامه نوشته بود . در نامه نوشته بود که من خواب دیدم پدرم را در محل سر سبزی ملاقات کرده ام ، پس شما نگران من نباشید .من هم فهمیدم که ایشان برای شهادت آماده است . توکل بر خدا کردم تا اینکه بعد از ده روز خبر شهادتش را برایم آوردند . | *ایشان قبل از شهادت برای من نامه نوشته بود . در نامه نوشته بود که من خواب دیدم پدرم را در محل سر سبزی ملاقات کرده ام ، پس شما نگران من نباشید .من هم فهمیدم که ایشان برای شهادت آماده است . توکل بر خدا کردم تا اینکه بعد از ده روز خبر شهادتش را برایم آوردند . | ||
| − | *یک روز من به ایشان گفتم : بنده در زمان کودکی ، پدرم را از دست داده ام و شما نیز در این زمان ، و هر دو نفرمان ی پناه هستیم . ایشان گفت : خداوند پناه تمام مسلمانان است . فقط توجّه به رضای خدا داشته و نگران نباش . | + | *یک روز من به ایشان گفتم : بنده در زمان کودکی ، پدرم را از دست داده ام و شما نیز در این زمان ، و هر دو نفرمان ی پناه هستیم . ایشان گفت : خداوند پناه تمام مسلمانان است . فقط توجّه به رضای خدا داشته و نگران نباش.<ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=10215 سایت یاران رضا]</ref> |
| − | + | ==پانویس== | |
| − | + | <references /> | |
| − | http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=10215 | + | ==نگارخانه تصاویر== |
| + | <gallery> | ||
| + | Image:شهید سید محمود رضوی.jpg | ||
| + | </gallery> | ||
| + | ==رده== | ||
| + | {{ترتیبپیشفرض: سیدمحمود_رضوی}} | ||
| + | [[رده: شهدا]] | ||
| + | [[رده: شهدای دفاع مقدس]] | ||
| + | [[رده: شهدای ایران]] | ||
| + | [[رده: شهدای استان خراسان رضوی]] | ||
| + | [[رده: شهدای شهرستان نیشابور]] | ||
نسخهٔ کنونی تا ۲۸ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۶:۳۶
تاریخ تولد : نام : سیدمحمود محل تولد : نیشابور نام خانوادگی : رضوی تاریخ شهادت : 1365/10/24 نام پدر : سیدحسین مکان شهادت : تحصیلات : نامشخص منطقه شهادت : شغل : قالیباف یگان خدمتی : گروه مربوط : گروهی برای این شهید ثبت نشده است. نوع عضویت : سایر شهدا مسئولیت : آرپیجیزن ـ ادوات گلزار :
خاطرات
- دفعه آخر که از جبهه به مرخصی آمده بود حالش عوض شده بود و خیلی مهربان و آرام بود اگر از او سئوال می کردی جوا ب میداد و لا ساکت می ماند و چیزی نمی گفت: من از او پرسیدم چه شده اینقدر خاموشی؟گفت: مادر چه بگویم؟ ما رفتنی هستیم شاید ده روز دیگر و شاید بیست روز دیگر بیشتر زنده نباشم همین طور هم شد بعد از بیست روز خبر شهادتش به ما رسید .
- او همیشه از پدرش صحبت می کرد و می گفت: پدرم به آرزویش که شهادت بود رسید من هم اگر مثل او شهید شوم خیلی خوب است و می گفت: من همیشه احساس می کنم در کنار پدرم هستم مهر او از دلم و سیمای او از خاطرم نمی رود.
- ایشان قبل از شهادت برای من نامه نوشته بود . در نامه نوشته بود که من خواب دیدم پدرم را در محل سر سبزی ملاقات کرده ام ، پس شما نگران من نباشید .من هم فهمیدم که ایشان برای شهادت آماده است . توکل بر خدا کردم تا اینکه بعد از ده روز خبر شهادتش را برایم آوردند .
- یک روز من به ایشان گفتم : بنده در زمان کودکی ، پدرم را از دست داده ام و شما نیز در این زمان ، و هر دو نفرمان ی پناه هستیم . ایشان گفت : خداوند پناه تمام مسلمانان است . فقط توجّه به رضای خدا داشته و نگران نباش.[۱]