Jafarnezhad98 (بحث | مشارکتها) |
|||
| (۳ نسخههای متوسط توسط ۳ کاربران نشان داده نشده) | |||
| سطر ۱: | سطر ۱: | ||
| + | {{جعبه اطلاعات افراد نظامی | ||
| + | |نام فرد =محمود علیاکبریموشکی | ||
| + | |تصویر =علیاکبریموشکی.jpg | ||
| + | |توضیح تصویر = | ||
| + | |ملیت = [[پرونده:پرچم ایران.png|22px]] ایرانی | ||
| + | |شهرت = | ||
| + | |دین و مذهب = [[مسلمان]]، [[شیعه]] | ||
| + | |تولد =[[کاشمر ]] | ||
| + | |شهادت = [[1361/04/23]] | ||
| + | |وفات = | ||
| + | |مرگ = | ||
| + | |محل دفن = | ||
| + | |مفقود = | ||
| + | |جانباز = | ||
| + | |اسارت = | ||
| + | |نیرو = | ||
| + | |یگانهای خدمت = | ||
| + | |طول خدمت = | ||
| + | |درجه = | ||
| + | |سمتها = [[امدادگر - بهیار - پرستار]] | ||
| + | |جنگها = | ||
| + | |نشانهای لیاقت = | ||
| + | |عملیات = | ||
| + | |فعالیتها = | ||
| + | |تحصیلات = | ||
| + | |تخصصها = | ||
| + | |شغل = | ||
| + | |خانواده = نام پدر:علی | ||
| + | }} | ||
| + | |||
| + | |||
| − | |||
کد شهید : 6121089 | کد شهید : 6121089 | ||
| سطر ۳۲: | سطر ۶۲: | ||
گلزار : | گلزار : | ||
| − | خاطرات | + | ==خاطرات== |
| − | |||
موضوع استقامت و پايداري | موضوع استقامت و پايداري | ||
| − | + | در منطقه بودیم که بین ما و نیروهای خودی رودخانه ای قرار داشت زمانی که باران می آمد آب رودخانه زیاد می شد به طوری که غذا رساندن به ما مشکل می شد . منطقه در دید دشمن و عبور و مرور به سختی انجام می شد . یکبار به مدت 48 ساعت به ما غذا نرسید و برادران از فرط گرسنگی نای راه رفتن را نداشتند . با این حال خدا را مد نظر داشتند و از خدا یاری می خواستند . ناگهان چشممان به آهویی افتاد که از داخل آب رودخانه بیرون می آمد ودر گل فرورفته بود برادران دویدند و آهو را گرفتند و بعد از پختن بطور عادلانه بین همدیگر تقسیم و از گرسنگی و مرگ احتمالی نجات پیدا کردیم . براستی که این یکی از امدادهای غیبی بود که در جبهه های حق علیه باطل اتفاق افتاد .راوی حسن قاسمی | |
| − | + | <ref>[http://www.yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=14989 سایت یاران رضا]</ref> | |
| − | + | ==پانویس== | |
| − | + | <references /> | |
| − | + | ==نگارخانه تصاویر== | |
| − | در منطقه بودیم که بین ما و نیروهای خودی رودخانه ای قرار داشت زمانی که باران می آمد آب رودخانه زیاد می شد به طوری که غذا رساندن به ما مشکل می شد . منطقه در دید دشمن و عبور و مرور به سختی انجام می شد . یکبار به مدت 48 ساعت به ما غذا نرسید و برادران از فرط گرسنگی نای راه رفتن را نداشتند . با این حال خدا را مد نظر داشتند و از خدا یاری می خواستند . ناگهان چشممان به آهویی افتاد که از داخل آب رودخانه بیرون می آمد ودر گل فرورفته بود برادران دویدند و آهو را گرفتند و بعد از پختن بطور عادلانه بین همدیگر تقسیم و از گرسنگی و مرگ احتمالی نجات پیدا کردیم . براستی که این یکی از امدادهای غیبی بود که در جبهه های حق علیه باطل اتفاق افتاد . | + | <gallery> |
| − | + | Image:علیاکبریموشکی.jpg | |
| − | + | </gallery> | |
| − | + | ==رده== | |
| − | == | + | {{ترتیبپیشفرض:علی اکبری موشکی}} |
| − | {{ترتیبپیشفرض: | + | |
[[رده: شهدا]] | [[رده: شهدا]] | ||
[[رده: شهدای دفاع مقدس]] | [[رده: شهدای دفاع مقدس]] | ||
[[رده: شهدای ایران]] | [[رده: شهدای ایران]] | ||
| + | [[رده: شهدای استان خراسان رضوی]] | ||
[[رده: شهدای شهرستان کاشمر]] | [[رده: شهدای شهرستان کاشمر]] | ||
نسخهٔ کنونی تا ۴ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۱۱:۴۸
| محمود علیاکبریموشکی | |
|---|---|
![]() | |
| ملیت | |
| دین و مذهب | مسلمان، شیعه |
| تولد | کاشمر |
| شهادت | 1361/04/23 |
| سمتها | امدادگر - بهیار - پرستار |
| خانواده | نام پدر:علی |
کد شهید : 6121089
نام : محمود
محل تولد : کاشمر
نام خانوادگی : علیاکبریموشکی
تاریخ شهادت : 1361/04/23
نام پدر : علی
مکان شهادت :
تحصیلات : نامشخص
منطقه شهادت :
شغل :
یگان خدمتی :
گروه مربوط : گروهی برای این شهید ثبت نشده است
نوع عضویت : سایر شهدا
مسئولیت : امدادگر - بهیار - پرستار
گلزار :
خاطرات
موضوع استقامت و پايداري
در منطقه بودیم که بین ما و نیروهای خودی رودخانه ای قرار داشت زمانی که باران می آمد آب رودخانه زیاد می شد به طوری که غذا رساندن به ما مشکل می شد . منطقه در دید دشمن و عبور و مرور به سختی انجام می شد . یکبار به مدت 48 ساعت به ما غذا نرسید و برادران از فرط گرسنگی نای راه رفتن را نداشتند . با این حال خدا را مد نظر داشتند و از خدا یاری می خواستند . ناگهان چشممان به آهویی افتاد که از داخل آب رودخانه بیرون می آمد ودر گل فرورفته بود برادران دویدند و آهو را گرفتند و بعد از پختن بطور عادلانه بین همدیگر تقسیم و از گرسنگی و مرگ احتمالی نجات پیدا کردیم . براستی که این یکی از امدادهای غیبی بود که در جبهه های حق علیه باطل اتفاق افتاد .راوی حسن قاسمی [۱]
