(صفحهای جدید حاوی «کد شهید: 7100943 تاریخ تولد : نام : قدیر محل تولد : قوچان نام خانوادگی :...» ایجاد کرد) |
|||
| (۲ نسخههای متوسط توسط ۲ کاربران نشان داده نشده) | |||
| سطر ۱۰: | سطر ۱۰: | ||
گلزار : | گلزار : | ||
| − | خاطرات | + | ==خاطرات== |
| − | قدیر پس از مراجعت سه برادر دیگرش از خدمت سربازی خودش اعزام شد آن هم در ناحیه سیستان و بلوچستان مدت سه روز به پایان خدمتش باقی مانده بود که در حین درگیری با اشرار مسلح به اسارت آنها در می آید. پس از پانزده ماه اسارت به دست اشرار مسلح و از خدا بی خبر به درجه رفیع شهادت نائل می گردد. | + | *قدیر پس از مراجعت سه برادر دیگرش از خدمت سربازی خودش اعزام شد آن هم در ناحیه سیستان و بلوچستان مدت سه روز به پایان خدمتش باقی مانده بود که در حین درگیری با اشرار مسلح به اسارت آنها در می آید. پس از پانزده ماه اسارت به دست اشرار مسلح و از خدا بی خبر به درجه رفیع شهادت نائل می گردد. |
| − | به خاطر دارم وقتی می خواست قدیر به خدمت اعزام شود به اتفاق هم ابتدا به زیارت امام زاده ای که نزدیک روستایمان می باشد رفتیم . بعد از مدتی که از خدمتش گذشته بود ، نامه ای برایم فرستاد که در آن نوشته بود وقتی به مرخصی آمدم به امام زاده می رویم و یک گوسفند قربانی می کنیم ولی متاسفانه فرصتی برای عملی شدن آروزی این شهید پیش نیامد. | + | *به خاطر دارم وقتی می خواست قدیر به خدمت اعزام شود به اتفاق هم ابتدا به زیارت امام زاده ای که نزدیک روستایمان می باشد رفتیم . بعد از مدتی که از خدمتش گذشته بود ، نامه ای برایم فرستاد که در آن نوشته بود وقتی به مرخصی آمدم به امام زاده می رویم و یک گوسفند قربانی می کنیم ولی متاسفانه فرصتی برای عملی شدن آروزی این شهید پیش نیامد. |
| − | به خاطر دارم قدیر آخرین باری که به مرخصی آمده بود پدرش می خواست به شکرانه سلامتی و با توجه به اینکه خدمت پسرش در حال اتمام بود یک بره نزری را قربانی کند ولی قدیر گفت : چند روز دیگر خدمتم تمام می شود و کارت خواهم گرفت تا زمانی که خدمتم تمام نشده کارت نگرفته ام ، گوشفند را قربانی نکنید ولی متاسفانه آمدند و به خاطر به اسارت در آمدن مقدور نبود بعد هم که به شهادت رسید. | + | *به خاطر دارم قدیر آخرین باری که به مرخصی آمده بود پدرش می خواست به شکرانه سلامتی و با توجه به اینکه خدمت پسرش در حال اتمام بود یک بره نزری را قربانی کند ولی قدیر گفت : چند روز دیگر خدمتم تمام می شود و کارت خواهم گرفت تا زمانی که خدمتم تمام نشده کارت نگرفته ام ، گوشفند را قربانی نکنید ولی متاسفانه آمدند و به خاطر به اسارت در آمدن مقدور نبود بعد هم که به شهادت رسید.<ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=8613 سایت یاران رضا]</ref> |
| − | + | ==پانویس== | |
| + | |||
| + | <references /> | ||
| + | |||
| + | == ردهها == | ||
| + | {{ترتیبپیشفرض:قدیر_داور_پناه}} | ||
| + | [[رده: شهدا]] | ||
| + | [[رده: شهدای دفاع مقدس]] | ||
| + | [[رده: شهدای ایران]] | ||
| + | [[رده: شهدای شهرستان قوچان]] | ||
نسخهٔ کنونی تا ۱۶ خرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۱:۴۶
کد شهید: 7100943 تاریخ تولد : نام : قدیر محل تولد : قوچان نام خانوادگی : داورپناه تاریخ شهادت : 1371/04/03 نام پدر : علیاکبر مکان شهادت : نصرتاباد
تحصیلات : نامشخص منطقه شهادت : شغل : محصل یگان خدمتی : گروه مربوط : گروهی برای این شهید ثبت نشده است. نوع عضویت : سایر شهدا مسئولیت : سایر گلزار :
خاطرات
- قدیر پس از مراجعت سه برادر دیگرش از خدمت سربازی خودش اعزام شد آن هم در ناحیه سیستان و بلوچستان مدت سه روز به پایان خدمتش باقی مانده بود که در حین درگیری با اشرار مسلح به اسارت آنها در می آید. پس از پانزده ماه اسارت به دست اشرار مسلح و از خدا بی خبر به درجه رفیع شهادت نائل می گردد.
- به خاطر دارم وقتی می خواست قدیر به خدمت اعزام شود به اتفاق هم ابتدا به زیارت امام زاده ای که نزدیک روستایمان می باشد رفتیم . بعد از مدتی که از خدمتش گذشته بود ، نامه ای برایم فرستاد که در آن نوشته بود وقتی به مرخصی آمدم به امام زاده می رویم و یک گوسفند قربانی می کنیم ولی متاسفانه فرصتی برای عملی شدن آروزی این شهید پیش نیامد.
- به خاطر دارم قدیر آخرین باری که به مرخصی آمده بود پدرش می خواست به شکرانه سلامتی و با توجه به اینکه خدمت پسرش در حال اتمام بود یک بره نزری را قربانی کند ولی قدیر گفت : چند روز دیگر خدمتم تمام می شود و کارت خواهم گرفت تا زمانی که خدمتم تمام نشده کارت نگرفته ام ، گوشفند را قربانی نکنید ولی متاسفانه آمدند و به خاطر به اسارت در آمدن مقدور نبود بعد هم که به شهادت رسید.[۱]