شهید علی درویشی: تفاوت بین نسخهها
از دانشنامه فرهنگ ایثار , جهاد و شهادت
| (یک نسخهٔ متوسط توسط کاربر دیگری نشان داده نشده) | |||
| سطر ۹: | سطر ۹: | ||
گلزار : بهشترضا | گلزار : بهشترضا | ||
==خاطرات== | ==خاطرات== | ||
| − | زمانیکه پسر عمه اش شهید شده بود. او از شهادت پسر عمه اش خبر نداشت. وقتی ما برای آوردن جنازه شهید رفتیم در بین راه داخل ماشین به او گفتم: که پسر عمه ات شهید شده ، او گفت: اگر می دانستم پسر عمه اش شهید شده اصلاً از جبهه بر نمی گشتم. در حین مراسمی که پسر عمه اش گرفته بودیم علی گفت: می خواهم به جبهه بروم از یک طرف مراسم پسر عمه اش بود و از طرف دیگر پسر عمه دیگرش در تهران بستری بود. به او گفتم: می خواهم به جبهه بروم از یکطرف مراسم پسر عمه اش بود و از طرف دیگر پسر عمه دیگرش در تهران بستری بود. به او گفتم: حداقل بگذار تا هفتم شهید را بگیریم باهم به تهران می رویم. گفت: نخیر من جدا می روم. خلاصه یک شب هر طوری بود نامه ای که گفته بود امضاء کردم و گفتم: خوب برای ماهم بلیط گرفت و خوشحال بود. گفت: برای شما هم بلیط گرفته ام از آن وقت او را ندیدم تا جنازه اش را آوردند.<ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=8788 سایت یاران رضا]</ref> | + | *زمانیکه پسر عمه اش شهید شده بود. او از شهادت پسر عمه اش خبر نداشت. وقتی ما برای آوردن جنازه شهید رفتیم در بین راه داخل ماشین به او گفتم: که پسر عمه ات شهید شده ، او گفت: اگر می دانستم پسر عمه اش شهید شده اصلاً از جبهه بر نمی گشتم. در حین مراسمی که پسر عمه اش گرفته بودیم علی گفت: می خواهم به جبهه بروم از یک طرف مراسم پسر عمه اش بود و از طرف دیگر پسر عمه دیگرش در تهران بستری بود. به او گفتم: می خواهم به جبهه بروم از یکطرف مراسم پسر عمه اش بود و از طرف دیگر پسر عمه دیگرش در تهران بستری بود. به او گفتم: حداقل بگذار تا هفتم شهید را بگیریم باهم به تهران می رویم. گفت: نخیر من جدا می روم. خلاصه یک شب هر طوری بود نامه ای که گفته بود امضاء کردم و گفتم: خوب برای ماهم بلیط گرفت و خوشحال بود. گفت: برای شما هم بلیط گرفته ام از آن وقت او را ندیدم تا جنازه اش را آوردند.<ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=8788 سایت یاران رضا]</ref> |
==پانویس== | ==پانویس== | ||
| سطر ۱۵: | سطر ۱۵: | ||
<references /> | <references /> | ||
| + | |||
| + | == ردهها == | ||
| + | {{ترتیبپیشفرض:علی_درویشی}} | ||
| + | [[رده: شهدا]] | ||
| + | [[رده: شهدای دفاع مقدس]] | ||
| + | [[رده: شهدای ایران]] | ||
| + | [[رده: شهدای شهرستان مشهد]] | ||
نسخهٔ کنونی تا ۱۶ خرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۱:۵۴
نام : علی محل تولد : مشهد نام خانوادگی : درویشی تاریخ شهادت : 1361/03/04 نام پدر : حسین مکان شهادت :
تحصیلات : نامشخص منطقه شهادت : شغل : بافنده یگان خدمتی : گروه مربوط : گروهی برای این شهید ثبت نشده است. نوع عضویت : سایر شهدا مسئولیت : رزمنده گلزار : بهشترضا
خاطرات
- زمانیکه پسر عمه اش شهید شده بود. او از شهادت پسر عمه اش خبر نداشت. وقتی ما برای آوردن جنازه شهید رفتیم در بین راه داخل ماشین به او گفتم: که پسر عمه ات شهید شده ، او گفت: اگر می دانستم پسر عمه اش شهید شده اصلاً از جبهه بر نمی گشتم. در حین مراسمی که پسر عمه اش گرفته بودیم علی گفت: می خواهم به جبهه بروم از یک طرف مراسم پسر عمه اش بود و از طرف دیگر پسر عمه دیگرش در تهران بستری بود. به او گفتم: می خواهم به جبهه بروم از یکطرف مراسم پسر عمه اش بود و از طرف دیگر پسر عمه دیگرش در تهران بستری بود. به او گفتم: حداقل بگذار تا هفتم شهید را بگیریم باهم به تهران می رویم. گفت: نخیر من جدا می روم. خلاصه یک شب هر طوری بود نامه ای که گفته بود امضاء کردم و گفتم: خوب برای ماهم بلیط گرفت و خوشحال بود. گفت: برای شما هم بلیط گرفته ام از آن وقت او را ندیدم تا جنازه اش را آوردند.[۱]