شهید مجتبی رشید زاده: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانش‌نامه فرهنگ ایثار , جهاد و شهادت
پرش به: ناوبری، جستجو
 
سطر ۸: سطر ۸:
 
==خاطره و سیره ی اخلاقی شهید :==
 
==خاطره و سیره ی اخلاقی شهید :==
 
در شب عید قربان در حالی که هنوز مرخصی اش تمام نشده بود به همرزمانش پیوسته بودو به آنها گفته بود که دوست دارم در کنار شما باشم و از دین و آزادی و استقلال کشورم دفاع کنم که همین یک خاطره از حسن وطن دوستی و احساس مسئولیت فراوان شهید در مقابل عزت و شرف و انسانیت حکایت دارد . خداوند آنها را در جوار خود بپذیزد و ما را هم مشمول رحمات و توجهات خویش گرداند
 
در شب عید قربان در حالی که هنوز مرخصی اش تمام نشده بود به همرزمانش پیوسته بودو به آنها گفته بود که دوست دارم در کنار شما باشم و از دین و آزادی و استقلال کشورم دفاع کنم که همین یک خاطره از حسن وطن دوستی و احساس مسئولیت فراوان شهید در مقابل عزت و شرف و انسانیت حکایت دارد . خداوند آنها را در جوار خود بپذیزد و ما را هم مشمول رحمات و توجهات خویش گرداند
  ان شاء الله
+
  ان شاء الله<ref>[http://www.shohadayekermanshah.ir/ سایت شهدای کرمانشاه]</ref>
 
+
==پانویس==
http://www.shohadayekermanshah.ir منبع: سایت شهدای کرما نشاه
+
<references/>

نسخهٔ کنونی تا ‏۱۲ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۱۱:۱۶

شهید مجتبی رشید زاده درجه :گروهبان دوم رسته : پیاده نام : مجتبی نام خانوادگی : رشید زاده نام پدر:محمد محل تولد : کرمانشاه تاریخ شهادت : ۵/۵/۶۶ علت شهادت : اصابت ترکش خمپاره نوع مأموریت : غیرزرهی وضعیت تأهل :مجرد

زندگینامه

شهید در سال ۱۳۴۱در خانواده ای مذهبی و عاشق اهل بیت عصمت و طهارت دیده به جهان گشود و در دوران کودکی به اعتراف تمام دوستان و بستگانش ، پسری پویا و تلاشگری خوش اخلاق و مؤدب بود و همیشه دیگران را بر خود مقدم می داشت وی در طول مبارزات ملت شریف و قهرمان ایران برای ریشه کن کردن ظلم و ستم شاهنشاهی همراه با سایر دوستانش در مسجد آیت الله بروجردی کرمانشاه مراسم ادعیه و سخنرانی وعاظ را برگزار می کردند و همیشه به پدر و مادرش دلداری می داد و می گفت : خدا با ماست و خون من از خون دیگر شهیدان رنگین تر نیست بنابراین مکلفم که صحنه ی مبارزه را خالی نکنم و امام را تنها نگذارم با پیروزی انقلاب شهید نیز مانند دیگر جوانان این مرز و بوم خوشحال شد و پس از شروع جنگ تحمیلی به سوی جبهه های حق علیه باطل شتافت و یکبار هم از ناحیه ی فک و صورت و پاهایشان مجروح گردیدند و در آخرین ملاقاتش با خانواده حالت خاصی به او دست داده بود که همه اهل خانواده را نگران کرده بود .

خاطره و سیره ی اخلاقی شهید :

در شب عید قربان در حالی که هنوز مرخصی اش تمام نشده بود به همرزمانش پیوسته بودو به آنها گفته بود که دوست دارم در کنار شما باشم و از دین و آزادی و استقلال کشورم دفاع کنم که همین یک خاطره از حسن وطن دوستی و احساس مسئولیت فراوان شهید در مقابل عزت و شرف و انسانیت حکایت دارد . خداوند آنها را در جوار خود بپذیزد و ما را هم مشمول رحمات و توجهات خویش گرداند

ان شاء الله[۱]

پانویس

  1. سایت شهدای کرمانشاه