Bozorgmehr98 (بحث | مشارکتها) |
|||
| (یک نسخهٔ متوسط توسط کاربر دیگری نشان داده نشده) | |||
| سطر ۲۱: | سطر ۲۱: | ||
==خاطرات== | ==خاطرات== | ||
| − | یکی از دوستان پدرم غلامحسین جاننثار خاطرهای از ایشان را اینگونه برایم نقل میکند. گفت: من به همراه دوستم غلامحسین جاننثار در منطقهی هورالعظیم در جنوب غرب کشور حضور داشتیم. یادم هست آن زمان ما برای تدارک عملیات خیبر فعالیت میکردیم.ما هیچگونه امکانات بهداشتی نداشتیم و شرایط خیلی سخت بود. و یکی از ضروریترین امکانات آنجا حمام بود. روزی دیدم ایشان در حال ساختن حمام صحرایی است. و با چند تکه لوله و تانکر حمام را ساخت که تمام بچهها از آن استقبال کردند و خیلی خوشحال شدند. و هیچ موقع این خاطره از ذهنم خارج نمیشود. | + | یکی از دوستان پدرم غلامحسین جاننثار خاطرهای از ایشان را اینگونه برایم نقل میکند. گفت: من به همراه دوستم غلامحسین جاننثار در منطقهی هورالعظیم در جنوب غرب کشور حضور داشتیم. یادم هست آن زمان ما برای تدارک عملیات خیبر فعالیت میکردیم.ما هیچگونه امکانات بهداشتی نداشتیم و شرایط خیلی سخت بود. و یکی از ضروریترین امکانات آنجا حمام بود. روزی دیدم ایشان در حال ساختن حمام صحرایی است. و با چند تکه لوله و تانکر حمام را ساخت که تمام بچهها از آن استقبال کردند و خیلی خوشحال شدند. و هیچ موقع این خاطره از ذهنم خارج نمیشود.<ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=5608 سایت یاران رضا]</ref> |
| + | ==پانویس== | ||
| + | <references /> | ||
| − | + | ==نگارخانه تصاویر== | |
| + | <gallery> | ||
| + | Image:شهید غلامحسین جان نثار.jpg | ||
| + | </gallery> | ||
نسخهٔ کنونی تا ۲۳ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۱۳:۳۰
کد شهید: 6205879
نام : غلامحسین
نام خانوادگی: جان نثار
نام پدر : غلامرضا
محل تولد : مشهد
تاریخ شهادت : 1362/12/12
تحصیلات : نامشخص
گروه مربوط : گروهی برای این شهید ثبت نشده است.
نوع عضویت : سایر شهدا
مسئولیت : رزمنده
خاطرات
یکی از دوستان پدرم غلامحسین جاننثار خاطرهای از ایشان را اینگونه برایم نقل میکند. گفت: من به همراه دوستم غلامحسین جاننثار در منطقهی هورالعظیم در جنوب غرب کشور حضور داشتیم. یادم هست آن زمان ما برای تدارک عملیات خیبر فعالیت میکردیم.ما هیچگونه امکانات بهداشتی نداشتیم و شرایط خیلی سخت بود. و یکی از ضروریترین امکانات آنجا حمام بود. روزی دیدم ایشان در حال ساختن حمام صحرایی است. و با چند تکه لوله و تانکر حمام را ساخت که تمام بچهها از آن استقبال کردند و خیلی خوشحال شدند. و هیچ موقع این خاطره از ذهنم خارج نمیشود.[۱]