شهید موسی عمرانی: تفاوت بین نسخهها
Dorostkar98 (بحث | مشارکتها) (پانویس) |
|||
| (۵ نسخههای متوسط توسط ۴ کاربران نشان داده نشده) | |||
| سطر ۱: | سطر ۱: | ||
| − | کد شهید: 6526137 | + | کد شهید: 6526137 |
| − | نام : موسی | + | |
| − | + | نام : موسی | |
| − | + | ||
| − | + | نام خانوادگی: عمرانی | |
| − | + | ||
| − | گروه مربوط : گروهی برای این شهید ثبت نشده است | + | نام پدر: گلمحمد |
| − | نوع عضویت : سایر شهدا مسئولیت : رزمنده | + | |
| − | + | محل تولد : تربت جام | |
| − | خاطرات | + | |
| − | + | تاریخ شهادت : 1365/10/21 | |
| + | |||
| + | تحصیلات : نامشخص | ||
| + | |||
| + | گروه مربوط : گروهی برای این شهید ثبت نشده است | ||
| + | |||
| + | نوع عضویت : سایر شهدا | ||
| + | |||
| + | مسئولیت : رزمنده | ||
| + | |||
| + | ==خاطرات== | ||
| + | |||
موضوع عشق به جهاد | موضوع عشق به جهاد | ||
| + | |||
راوی محمد تقی عزیزی | راوی محمد تقی عزیزی | ||
| − | |||
| − | |||
| + | در سال 65 که عملیات کربلای 4 پاین گرفت برادرم به مرخصی آمد و من در چهره او چیزی را ملاحظه کردم که تا به حال ندیده بودم . چهره او نورانی و تبسم بر لب داشت به برادرم گفتم : برادر تو بچه داری و دارای همسر هستی به من اجازه بده که جای تو به جبهه بروم . در جوابم گفت : آیا روز قیامت من می توانم به صورت تو نگاه کنم تو بیایی و به جای من جبهه بروی و عملیات شروع شود و من در خانه باشم هرگز این چنین معامله نمی کنم من راه خودم را انتخاب کرده ام و باید به پایان برسانم.<ref>[http://www.yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=15235 سایت یاران رضا]</ref> | ||
| + | ==نگارخانه تصاویر== | ||
| + | <gallery> | ||
| + | Image:شهید موسی عمرانی.jpg | ||
| + | </gallery> | ||
==پانویس== | ==پانویس== | ||
<references /> | <references /> | ||
| + | |||
| + | |||
| + | == ردهها == | ||
| + | {{ترتیبپیشفرض:موسی_عمرانی}} | ||
| + | [[رده: شهدا]] | ||
| + | [[رده: شهدای دفاع مقدس]] | ||
| + | [[رده: شهدای ایران]] | ||
| + | [[رده: شهدای شهرستان تربت جام]] | ||
نسخهٔ کنونی تا ۱۶ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۱۶:۵۰
کد شهید: 6526137
نام : موسی
نام خانوادگی: عمرانی
نام پدر: گلمحمد
محل تولد : تربت جام
تاریخ شهادت : 1365/10/21
تحصیلات : نامشخص
گروه مربوط : گروهی برای این شهید ثبت نشده است
نوع عضویت : سایر شهدا
مسئولیت : رزمنده
محتویات
خاطرات
موضوع عشق به جهاد
راوی محمد تقی عزیزی
در سال 65 که عملیات کربلای 4 پاین گرفت برادرم به مرخصی آمد و من در چهره او چیزی را ملاحظه کردم که تا به حال ندیده بودم . چهره او نورانی و تبسم بر لب داشت به برادرم گفتم : برادر تو بچه داری و دارای همسر هستی به من اجازه بده که جای تو به جبهه بروم . در جوابم گفت : آیا روز قیامت من می توانم به صورت تو نگاه کنم تو بیایی و به جای من جبهه بروی و عملیات شروع شود و من در خانه باشم هرگز این چنین معامله نمی کنم من راه خودم را انتخاب کرده ام و باید به پایان برسانم.[۱]
نگارخانه تصاویر
پانویس