شهید محمود عمرانی: تفاوت بین نسخه‌ها

(پانویس)
 
(یک نسخهٔ متوسط توسط کاربر دیگری نشان داده نشده)
سطر ۱۱: سطر ۱۱:
 
گلزار :
 
گلزار :
 
خاطرات
 
خاطرات
    عشق به جهاد
+
عشق به جهاد
 
موضوع    عشق به جهاد
 
موضوع    عشق به جهاد
 
راوی    غلامرضا عمرانی
 
راوی    غلامرضا عمرانی
سطر ۱۷: سطر ۱۷:
  
 
زمانی که با شهید محمود عمرانی در جبهه حضور داشتم به یقین رسیده بودم که ایشان فقط برای رضای خدا می‌جنگند به یادم هست یک بار که به مرخصی آمده بود یکی از اقوام ـ پدر خانم آینده ایشان ـ که شخصی پولدار و صاحب املاک زیادی بود به ایشان پیشنهاد داد که شما دیگر دینت را نسبت به این جامعه و جنگ انجام داده‌ای و ادا نموده‌ای پس بهتر است که دیگر به جبهه نروی و یکی از زمینهای مرغوب مرا کشت کرده و زندگی‌ات را شروع کنی اما ایشان با قاطعیت تمام به ایشان گفتند: " نه تنها ملک شما، اگر دیگران هم تمام املاکشان را به من بدهند حتی یک لحظه از رفتن به جبهه‌ها دریغ نخواهم کرد" ایشان آنقدر مخلصانه کار می‌کردند که حتی به جرأت می‌توانم بگویم که کمتر از نصف مرخصی‌هایشان را استفاده نموده‌اند.
 
زمانی که با شهید محمود عمرانی در جبهه حضور داشتم به یقین رسیده بودم که ایشان فقط برای رضای خدا می‌جنگند به یادم هست یک بار که به مرخصی آمده بود یکی از اقوام ـ پدر خانم آینده ایشان ـ که شخصی پولدار و صاحب املاک زیادی بود به ایشان پیشنهاد داد که شما دیگر دینت را نسبت به این جامعه و جنگ انجام داده‌ای و ادا نموده‌ای پس بهتر است که دیگر به جبهه نروی و یکی از زمینهای مرغوب مرا کشت کرده و زندگی‌ات را شروع کنی اما ایشان با قاطعیت تمام به ایشان گفتند: " نه تنها ملک شما، اگر دیگران هم تمام املاکشان را به من بدهند حتی یک لحظه از رفتن به جبهه‌ها دریغ نخواهم کرد" ایشان آنقدر مخلصانه کار می‌کردند که حتی به جرأت می‌توانم بگویم که کمتر از نصف مرخصی‌هایشان را استفاده نموده‌اند.
    لحظه و نحوه شهادت
+
لحظه و نحوه شهادت
 
موضوع    لحظه و نحوه شهادت
 
موضوع    لحظه و نحوه شهادت
 
راوی    حسین عمرانی
 
راوی    حسین عمرانی
سطر ۲۴: سطر ۲۴:
 
یکی از همرزمان فرزند شهیدم محمود عمرانی تعریف می‌کرد که زمانی که ایشان تازه از مرخصی آمده بود و در همان یکی دو روز اول مراجعت، در محوطه گردان با بچه‌ها نشسته بودیم و ایشان نیز حضور داشت ناگهان یکی از نیروها که در حال دیده‌بانی بود خبر داد یک عراقی به حالت تسلیم به این طرف می‌آید ما بلند شدیم و به هر ترتیب او اسیر ما شد و اعلام کرد که در مواضع نزدیک ما عراقی‌ها کمین زده‌اند و منتظر دستور حمله هستند من و شهید به همراه یک گروه دیگر به محل گفته شده رفتیم تا منطقه را شناسایی کنیم که اتفاقاً در آنجا درگیری صورت گرفت و ما توانستیم اکثر آنها را به هلاکت رسانده و اسیر کنیم اما یک گروه دیگر از عراقی‌ها که در دورتر از آنها کمین کرده بودند متوجه درگیری ما شده و به ما حمله کردند که در آن موقع محمود از پشت تیر خورد و وقتی او را به بیمارستان انتقال دادیم دیگر جان در بدن نداشت و دکترها گفتند تیر از وسط قلب او گذشته و باعث شهادتش شده است.<ref>[http://www.yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=15238 سایت یاران رضا]</ref>
 
یکی از همرزمان فرزند شهیدم محمود عمرانی تعریف می‌کرد که زمانی که ایشان تازه از مرخصی آمده بود و در همان یکی دو روز اول مراجعت، در محوطه گردان با بچه‌ها نشسته بودیم و ایشان نیز حضور داشت ناگهان یکی از نیروها که در حال دیده‌بانی بود خبر داد یک عراقی به حالت تسلیم به این طرف می‌آید ما بلند شدیم و به هر ترتیب او اسیر ما شد و اعلام کرد که در مواضع نزدیک ما عراقی‌ها کمین زده‌اند و منتظر دستور حمله هستند من و شهید به همراه یک گروه دیگر به محل گفته شده رفتیم تا منطقه را شناسایی کنیم که اتفاقاً در آنجا درگیری صورت گرفت و ما توانستیم اکثر آنها را به هلاکت رسانده و اسیر کنیم اما یک گروه دیگر از عراقی‌ها که در دورتر از آنها کمین کرده بودند متوجه درگیری ما شده و به ما حمله کردند که در آن موقع محمود از پشت تیر خورد و وقتی او را به بیمارستان انتقال دادیم دیگر جان در بدن نداشت و دکترها گفتند تیر از وسط قلب او گذشته و باعث شهادتش شده است.<ref>[http://www.yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=15238 سایت یاران رضا]</ref>
  
 +
 +
==نگارخانه تصاویر==
 +
<gallery>
 +
Image:شهید محمود عمرانی.jpg
 +
</gallery>
 
==پانویس==
 
==پانویس==
 
<references />
 
<references />

نسخهٔ کنونی تا ‏۱۶ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۱۷:۰۹

کد شهید: 6613788 تاریخ تولد : نام : محمود محل تولد : تربت ‌حیدریه نام خانوادگی : عمرانی‌ تاریخ شهادت : 1366/07/01 نام پدر : حسین‌ مکان شهادت :

تحصیلات : نامشخص منطقه شهادت : شغل : یگان خدمتی : گروه مربوط : گروهی برای این شهید ثبت نشده است. نوع عضویت : سایر شهدا مسئولیت : رزمنده‌ گلزار : خاطرات عشق به جهاد موضوع عشق به جهاد راوی غلامرضا عمرانی متن کامل خاطره

زمانی که با شهید محمود عمرانی در جبهه حضور داشتم به یقین رسیده بودم که ایشان فقط برای رضای خدا می‌جنگند به یادم هست یک بار که به مرخصی آمده بود یکی از اقوام ـ پدر خانم آینده ایشان ـ که شخصی پولدار و صاحب املاک زیادی بود به ایشان پیشنهاد داد که شما دیگر دینت را نسبت به این جامعه و جنگ انجام داده‌ای و ادا نموده‌ای پس بهتر است که دیگر به جبهه نروی و یکی از زمینهای مرغوب مرا کشت کرده و زندگی‌ات را شروع کنی اما ایشان با قاطعیت تمام به ایشان گفتند: " نه تنها ملک شما، اگر دیگران هم تمام املاکشان را به من بدهند حتی یک لحظه از رفتن به جبهه‌ها دریغ نخواهم کرد" ایشان آنقدر مخلصانه کار می‌کردند که حتی به جرأت می‌توانم بگویم که کمتر از نصف مرخصی‌هایشان را استفاده نموده‌اند. لحظه و نحوه شهادت موضوع لحظه و نحوه شهادت راوی حسین عمرانی متن کامل خاطره

یکی از همرزمان فرزند شهیدم محمود عمرانی تعریف می‌کرد که زمانی که ایشان تازه از مرخصی آمده بود و در همان یکی دو روز اول مراجعت، در محوطه گردان با بچه‌ها نشسته بودیم و ایشان نیز حضور داشت ناگهان یکی از نیروها که در حال دیده‌بانی بود خبر داد یک عراقی به حالت تسلیم به این طرف می‌آید ما بلند شدیم و به هر ترتیب او اسیر ما شد و اعلام کرد که در مواضع نزدیک ما عراقی‌ها کمین زده‌اند و منتظر دستور حمله هستند من و شهید به همراه یک گروه دیگر به محل گفته شده رفتیم تا منطقه را شناسایی کنیم که اتفاقاً در آنجا درگیری صورت گرفت و ما توانستیم اکثر آنها را به هلاکت رسانده و اسیر کنیم اما یک گروه دیگر از عراقی‌ها که در دورتر از آنها کمین کرده بودند متوجه درگیری ما شده و به ما حمله کردند که در آن موقع محمود از پشت تیر خورد و وقتی او را به بیمارستان انتقال دادیم دیگر جان در بدن نداشت و دکترها گفتند تیر از وسط قلب او گذشته و باعث شهادتش شده است.[۱]


نگارخانه تصاویر

پانویس

  1. سایت یاران رضا
آخرین تغییر ‏۱۶ تیر ۱۳۹۹، در ‏۱۷:۰۹