شهید امیر پورشادمان: تفاوت بین نسخه‌ها

 
(۲ نسخه‌های متوسط توسط ۲ کاربران نشان داده نشده)
سطر ۳۹: سطر ۳۹:
 
[[شهید امیر پور شادمان]] در سال 1343 در تهران به دنیا آمد. وی دوران کودکی و تحصیلات خود را تا مقطع دیپلم در زادگاهش سپری کرد.  در تاریخ 1362/07/01 وارد دانشکده افسری شد و پس از اتمام تحصیلاتش در دانشکده ی افسری و طی دوره های مقدماتی، چتربازی و تکاوری به لشگر 16 زرهی [[قزوین]] منتقل و از آن طریق داوطلبانه عازم جبهه گردید. وی در خط مقدم جبهه، فرماندهی گروهان سربازی را به عهده داشت و عاشق جبهه و جنگ و جهاد در راه حق بود. شهید پورشادمان در زمان جنگ در [[سر پل ذهاب]] ، [[گیلانغرب]] و [[مریوان]] حضور فعال داشت.  
 
[[شهید امیر پور شادمان]] در سال 1343 در تهران به دنیا آمد. وی دوران کودکی و تحصیلات خود را تا مقطع دیپلم در زادگاهش سپری کرد.  در تاریخ 1362/07/01 وارد دانشکده افسری شد و پس از اتمام تحصیلاتش در دانشکده ی افسری و طی دوره های مقدماتی، چتربازی و تکاوری به لشگر 16 زرهی [[قزوین]] منتقل و از آن طریق داوطلبانه عازم جبهه گردید. وی در خط مقدم جبهه، فرماندهی گروهان سربازی را به عهده داشت و عاشق جبهه و جنگ و جهاد در راه حق بود. شهید پورشادمان در زمان جنگ در [[سر پل ذهاب]] ، [[گیلانغرب]] و [[مریوان]] حضور فعال داشت.  
 
وی در تاریخ 1366/12/30 در یکی از عملیات ها به منظور حفظ جان سربازانش، به افراد گروهان دستور می دهد که وارد کانال شوند. در همان موقع متوجه صدایِ ناله یک از سربازانش می شود و متوجه می شود که بی سیم چی گروهان پایش تیر خورده و شخصاً جهت نجات او می شتابد و در حین عملیات نجات از ناحیه پشت، بر اصابت تیر مستقیم دشمن به قلبش، به شهادت می رسد و سرباز بی سیم چی از آنجا نجات پیدا می کند و بدین وسیله خودش را فدای سربازش می کند.  
 
وی در تاریخ 1366/12/30 در یکی از عملیات ها به منظور حفظ جان سربازانش، به افراد گروهان دستور می دهد که وارد کانال شوند. در همان موقع متوجه صدایِ ناله یک از سربازانش می شود و متوجه می شود که بی سیم چی گروهان پایش تیر خورده و شخصاً جهت نجات او می شتابد و در حین عملیات نجات از ناحیه پشت، بر اصابت تیر مستقیم دشمن به قلبش، به شهادت می رسد و سرباز بی سیم چی از آنجا نجات پیدا می کند و بدین وسیله خودش را فدای سربازش می کند.  
با توجه به موقعیت حساس پیش آمده و تسلط دشمن به منطقه، امکان تخلیه پیکر شهید تا مدت چهار سال میسر نشد و پس از چهار سال که این موقعیت پیش آمد استخوان های شهید داخل لباسش مانده بود. واقعاً شگفت انگیز بود. که چه طور در زیر آفتاب سوزان منطقه [[سومار]] (سر پل ذهاب) پس از چهار سال تمام لباس های شهید سالم مانده و پوسیده نشده بود.  
+
با توجه به موقعیت حساس پیش آمده و تسلط دشمن به منطقه، امکان تخلیه پیکر شهید تا مدت چهار سال میسر نشد و پس از چهار سال که این موقعیت پیش آمد استخوان های شهید داخل لباسش مانده بود. واقعاً شگفت انگیز بود. که چه طور در زیر آفتاب سوزان منطقه [[سومار]] (سر پل ذهاب) پس از چهار سال تمام لباس های شهید سالم مانده و پوسیده نشده بود.<ref>[http://ajashohada.ir/home/martyrdetails/44932 سایت شهدای ارتش]</ref>
  
منبع :
+
==پانویس==
سایت شهدای ارتش
+
 
http://ajashohada.ir/home/martyrdetails/44932
+
<references />
 +
==رده==
 +
{{ترتیب‌پیش‌فرض:امیر_پورشادمان}}
 +
[[رده: شهدا]]
 +
[[رده: شهدای دفاع مقدس]]
 +
[[رده: شهدای ایران]]
 +
[[رده: شهدای استان تهران]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۲۸ دی ۱۳۹۸، ساعت ۱۰:۱۹

امیر پور شادمان
Amir-pourshademon.jpg
ملیت پرچم ایران.png ایرانی
دین و مذهب مسلمان، شیعه
تولد 1343/10/21


تاریخ تولد : 21/10/1343 تاریخ شهادت : نامشخص محل شهادت : نامشخص محل آرامگاه: نامشخص


زندگی نامه

شهید امیر پور شادمان در سال 1343 در تهران به دنیا آمد. وی دوران کودکی و تحصیلات خود را تا مقطع دیپلم در زادگاهش سپری کرد. در تاریخ 1362/07/01 وارد دانشکده افسری شد و پس از اتمام تحصیلاتش در دانشکده ی افسری و طی دوره های مقدماتی، چتربازی و تکاوری به لشگر 16 زرهی قزوین منتقل و از آن طریق داوطلبانه عازم جبهه گردید. وی در خط مقدم جبهه، فرماندهی گروهان سربازی را به عهده داشت و عاشق جبهه و جنگ و جهاد در راه حق بود. شهید پورشادمان در زمان جنگ در سر پل ذهاب ، گیلانغرب و مریوان حضور فعال داشت. وی در تاریخ 1366/12/30 در یکی از عملیات ها به منظور حفظ جان سربازانش، به افراد گروهان دستور می دهد که وارد کانال شوند. در همان موقع متوجه صدایِ ناله یک از سربازانش می شود و متوجه می شود که بی سیم چی گروهان پایش تیر خورده و شخصاً جهت نجات او می شتابد و در حین عملیات نجات از ناحیه پشت، بر اصابت تیر مستقیم دشمن به قلبش، به شهادت می رسد و سرباز بی سیم چی از آنجا نجات پیدا می کند و بدین وسیله خودش را فدای سربازش می کند. با توجه به موقعیت حساس پیش آمده و تسلط دشمن به منطقه، امکان تخلیه پیکر شهید تا مدت چهار سال میسر نشد و پس از چهار سال که این موقعیت پیش آمد استخوان های شهید داخل لباسش مانده بود. واقعاً شگفت انگیز بود. که چه طور در زیر آفتاب سوزان منطقه سومار (سر پل ذهاب) پس از چهار سال تمام لباس های شهید سالم مانده و پوسیده نشده بود.[۱]

پانویس

  1. سایت شهدای ارتش

رده

آخرین تغییر ‏۲۸ دی ۱۳۹۸، در ‏۱۰:۱۹