شهید محمد رضا غلامی بربری: تفاوت بین نسخه‌ها

(صفحه‌ای جدید حاوی « کد شهید: 6614060 تاریخ تولد : نام : محمدرضا محل تولد : تربت جام نام خانو...» ایجاد کرد)
 
 
(۳ نسخه‌های متوسط توسط ۳ کاربران نشان داده نشده)
سطر ۱: سطر ۱:
  
کد شهید:    6614060   تاریخ تولد :    
+
کد شهید:    6614060  
نام :    محمدرضا   محل تولد :    تربت جام
+
    
نام خانوادگی :    غلامی‌بربری‌    تاریخ شهادت :    1366/11/25
+
نام :    محمدرضا     
نام پدر :    موسی‌    مکان شهادت :    
+
  
تحصیلات :    نامشخص    منطقه شهادت :     
+
نام خانوادگی: غلامی‌بربری‌
شغل :        یگان خدمتی :     
+
 
 +
نام پدر: موسی
 +
 
 +
محل تولد :    تربت جام
 +
 
 +
تاریخ شهادت :    1366/11/25 
 +
 
 +
تحصیلات :   نامشخص 
 +
    
 
گروه مربوط :    گروهی برای این شهید ثبت نشده است.
 
گروه مربوط :    گروهی برای این شهید ثبت نشده است.
نوع عضویت :    سایر شهدا    مسئولیت :    رزمنده‌
+
 
گلزار :    
+
نوع عضویت :    سایر شهدا     
خاطرات
+
 
    شجاعت و شهامت
+
مسئولیت :    رزمنده‌
موضوع    شجاعت و شهامت
+
    
 +
==خاطرات==
 +
شجاعت و شهامت
 +
 
 
راوی    برات علی نظری
 
راوی    برات علی نظری
متن کامل خاطره
+
 
  
 
یکی از ویژگی های شهید غلامی با اینکه سن و سال کمی داشت شجاعت و شهامت بالای او بود به یاد دارم که شهید در منطقه سرچین کامیاران در کردستان بود و من در منطقه ی دیگری در همان حدود خدمت می کردم در یک روز زمستانی نزدیکی غروب با اینکه هوا خیلی سرد بود شهید غلامی را دیدم که به طرف ما می آید وقتی به ما رسید دیدم که از سرما به خود می لرزد به او گفتم: اینجا چه می کنی؟ منطقه نا امن است و تو هم تأمین نداری چطور به اینجا آمدی. گفت: از راه فرعی به اینجا آمدم چون بچه های ما آذوقه تمام کردند و نیاز به آذوقه دارند آمده ام تا از تدارکات شما مقداری آذوقه برای آنها ببرم، به او گفتم: هوا سرد است و راه نا امن، شب را بخواب و صبح آذوقه ها را ببر، او قبول نکرد و گفت: بچه ها گرسنه اند و چشم به راه باید آذوقه ها را به آنها برسانم.
 
یکی از ویژگی های شهید غلامی با اینکه سن و سال کمی داشت شجاعت و شهامت بالای او بود به یاد دارم که شهید در منطقه سرچین کامیاران در کردستان بود و من در منطقه ی دیگری در همان حدود خدمت می کردم در یک روز زمستانی نزدیکی غروب با اینکه هوا خیلی سرد بود شهید غلامی را دیدم که به طرف ما می آید وقتی به ما رسید دیدم که از سرما به خود می لرزد به او گفتم: اینجا چه می کنی؟ منطقه نا امن است و تو هم تأمین نداری چطور به اینجا آمدی. گفت: از راه فرعی به اینجا آمدم چون بچه های ما آذوقه تمام کردند و نیاز به آذوقه دارند آمده ام تا از تدارکات شما مقداری آذوقه برای آنها ببرم، به او گفتم: هوا سرد است و راه نا امن، شب را بخواب و صبح آذوقه ها را ببر، او قبول نکرد و گفت: بچه ها گرسنه اند و چشم به راه باید آذوقه ها را به آنها برسانم.
منبع سایت: http://www.yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=15563
+
 
 +
<ref>[http://www.yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=15563 سایت یاران رضا]</ref>
 +
 
 +
==نگارخانه تصاویر==
 +
<gallery>
 +
Image:شهید محمدرضا غلامی بربری.jpg
 +
</gallery>
 +
 
 +
==پانویس==
 +
<references />

نسخهٔ کنونی تا ‏۲۱ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۱۱:۱۹

کد شهید: 6614060

نام : محمدرضا

نام خانوادگی: غلامی‌بربری‌

نام پدر: موسی

محل تولد : تربت جام

تاریخ شهادت : 1366/11/25

تحصیلات : نامشخص

گروه مربوط : گروهی برای این شهید ثبت نشده است.

نوع عضویت : سایر شهدا

مسئولیت : رزمنده‌

خاطرات

شجاعت و شهامت

راوی برات علی نظری


یکی از ویژگی های شهید غلامی با اینکه سن و سال کمی داشت شجاعت و شهامت بالای او بود به یاد دارم که شهید در منطقه سرچین کامیاران در کردستان بود و من در منطقه ی دیگری در همان حدود خدمت می کردم در یک روز زمستانی نزدیکی غروب با اینکه هوا خیلی سرد بود شهید غلامی را دیدم که به طرف ما می آید وقتی به ما رسید دیدم که از سرما به خود می لرزد به او گفتم: اینجا چه می کنی؟ منطقه نا امن است و تو هم تأمین نداری چطور به اینجا آمدی. گفت: از راه فرعی به اینجا آمدم چون بچه های ما آذوقه تمام کردند و نیاز به آذوقه دارند آمده ام تا از تدارکات شما مقداری آذوقه برای آنها ببرم، به او گفتم: هوا سرد است و راه نا امن، شب را بخواب و صبح آذوقه ها را ببر، او قبول نکرد و گفت: بچه ها گرسنه اند و چشم به راه باید آذوقه ها را به آنها برسانم.

[۱]

نگارخانه تصاویر

پانویس

  1. سایت یاران رضا
آخرین تغییر ‏۲۱ تیر ۱۳۹۹، در ‏۱۱:۱۹