شهید محمود غلامی: تفاوت بین نسخه‌ها

 
(یک نسخهٔ متوسط توسط کاربر دیگری نشان داده نشده)
سطر ۱: سطر ۱:
  
کد شهید:    6614063   تاریخ تولد :    
+
کد شهید:    6614063  
نام :    محمود   محل تولد :    مشهد
+
    
نام خانوادگی :    غلامی‌    تاریخ شهادت :    1366/11/10
+
نام :    محمود     
نام پدر :    ذبیح‌اله‌    مکان شهادت :    
+
  
تحصیلات :    نامشخص    منطقه شهادت :     
+
نام خانوادگی: غلامی
شغل :        یگان خدمتی :     
+
 
 +
نام پدر: ذبیح اله
 +
 
 +
محل تولد :    مشهد
 +
 
 +
تاریخ شهادت :    1366/11/10 
 +
 
 +
تحصیلات :   نامشخص 
 +
    
 
گروه مربوط :    گروهی برای این شهید ثبت نشده است.
 
گروه مربوط :    گروهی برای این شهید ثبت نشده است.
نوع عضویت :    سایر شهدا    مسئولیت :    رزمنده‌
+
 
 +
نوع عضویت :    سایر شهدا     
 +
 
 +
مسئولیت :    رزمنده‌
 +
 
 
گلزار :    بهشت‌رضا(ع‌)
 
گلزار :    بهشت‌رضا(ع‌)
خاطرات
+
 
 +
==خاطرات==
  
 
نوجوانی و جوانی
 
نوجوانی و جوانی
موضوع    نوجواني و جواني
 
راوی   
 
متن کامل خاطره
 
  
وقتى مى‏خواست به مدرسه برود. ما هنوز او را ختنه نکرده بودیم. یک روز آمد و گفت: مامان کِى مى‏خواهید مرا ختنه کنید. من مى‏خواهم بروم مدرسه گفتم: باشه یکى دو روز دیگر مى‏رویم. دو سه روز بعد رفتیم بیمارستان داخل بیمارستان بچه هایى که ختنه مى‏کردند. وقتى از اتاق بیرون مى‏آمدند گریه مى‏کردند. محمود از من پرسید چرا اینها گریه مى‏کنند مگر گریه دارد. گفتم: تو برو داخل اتاق ببین گریه دارد یا نه بعد نوبت ما شد و محمود رفت داخل اتاق وقتى بیرون آمد گریه نمى‏کرد و داشت با پرستار مى‏خندید و پرستار یک قبض لباس به دست محمود داد و گفت: بروید برایش لباس بخرید من قبول نکردم اما محمود گفت: بگیر مادر برویم این لباس‏ها را براى على ببریم. على پول نداشت و این نشانه مهربانى محمود را و احساس مسئولیتش را نشان مى‏داد.<ref>[http://www.yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=15542 سایت یاران رضا]</ref>
+
وقتى مى‏خواست به مدرسه برود. ما هنوز او را ختنه نکرده بودیم. یک روز آمد و گفت: مامان کِى مى‏خواهید مرا ختنه کنید. من مى‏خواهم بروم مدرسه گفتم: باشه یکى دو روز دیگر مى‏رویم. دو سه روز بعد رفتیم بیمارستان داخل بیمارستان بچه هایى که ختنه مى‏کردند. وقتى از اتاق بیرون مى‏آمدند گریه مى‏کردند. محمود از من پرسید چرا اینها گریه مى‏کنند مگر گریه دارد. گفتم: تو برو داخل اتاق ببین گریه دارد یا نه بعد نوبت ما شد و محمود رفت داخل اتاق وقتى بیرون آمد گریه نمى‏کرد و داشت با پرستار مى‏خندید و پرستار یک قبض لباس به دست محمود داد و گفت: بروید برایش لباس بخرید من قبول نکردم اما محمود گفت: بگیر مادر برویم این لباس‏ها را براى على ببریم. على پول نداشت و این نشانه مهربانى محمود را و احساس مسئولیتش را نشان مى‏داد.
 +
 
 +
<ref>[http://www.yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=15542 سایت یاران رضا]</ref>
 +
 
 +
==نگارخانه تصاویر==
 +
<gallery>
 +
Image:شهید محمود غلامی.jpg
 +
</gallery>
 
==پانویس==
 
==پانویس==
 
<references />
 
<references />

نسخهٔ کنونی تا ‏۲۱ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۱۱:۱۷

کد شهید: 6614063

نام : محمود

نام خانوادگی: غلامی

نام پدر: ذبیح اله

محل تولد : مشهد

تاریخ شهادت : 1366/11/10

تحصیلات : نامشخص

گروه مربوط : گروهی برای این شهید ثبت نشده است.

نوع عضویت : سایر شهدا

مسئولیت : رزمنده‌

گلزار : بهشت‌رضا(ع‌)

خاطرات

نوجوانی و جوانی

وقتى مى‏خواست به مدرسه برود. ما هنوز او را ختنه نکرده بودیم. یک روز آمد و گفت: مامان کِى مى‏خواهید مرا ختنه کنید. من مى‏خواهم بروم مدرسه گفتم: باشه یکى دو روز دیگر مى‏رویم. دو سه روز بعد رفتیم بیمارستان داخل بیمارستان بچه هایى که ختنه مى‏کردند. وقتى از اتاق بیرون مى‏آمدند گریه مى‏کردند. محمود از من پرسید چرا اینها گریه مى‏کنند مگر گریه دارد. گفتم: تو برو داخل اتاق ببین گریه دارد یا نه بعد نوبت ما شد و محمود رفت داخل اتاق وقتى بیرون آمد گریه نمى‏کرد و داشت با پرستار مى‏خندید و پرستار یک قبض لباس به دست محمود داد و گفت: بروید برایش لباس بخرید من قبول نکردم اما محمود گفت: بگیر مادر برویم این لباس‏ها را براى على ببریم. على پول نداشت و این نشانه مهربانى محمود را و احساس مسئولیتش را نشان مى‏داد.

[۱]

نگارخانه تصاویر

پانویس

  1. سایت یاران رضا
آخرین تغییر ‏۲۱ تیر ۱۳۹۹، در ‏۱۱:۱۷