Jafarnezhad98 (بحث | مشارکتها) |
|||
| (۲ نسخههای متوسط توسط ۲ کاربران نشان داده نشده) | |||
| سطر ۱۵: | سطر ۱۵: | ||
متن کامل خاطره | متن کامل خاطره | ||
| − | + | یک شب خواب دیدم که برادرم غلام حیدر از طرف بالای قلعه ی بمرود می آید به من که رسید با هم احوالپرسی کردیم به او گفتم چرا نمی آیی؟ همه منتظر تو هستند در جوابم گفت: این ها نمی گذارند گرفتار این ها شده ام دیگر نخواهم آمد بعد نگاه کردم چه کسانی هستند دیدم عده ای عراقی عقب تر ایستاده اند و همراه و مواظب غلام حیدر هستند. از خواب پریدم و دیگر برادرم غلام حیدر را ندیدم زیرا او مفقودالاثر شد. | |
| + | <ref>[http://www.yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=15567 یاران رضا]</ref> | ||
| + | |||
==پانویس== | ==پانویس== | ||
| − | <references /> | + | <references/> |
نسخهٔ کنونی تا ۲۳ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۱۱:۳۸
کد شهید: 6310071 تاریخ تولد : نام : غلامحیدر محل تولد : قاین نام خانوادگی : غلامیبمرود تاریخ شهادت : 1363/04/06 نام پدر : محمد مکان شهادت :
تحصیلات : نامشخص منطقه شهادت : شغل : یگان خدمتی : گروه مربوط : گروهی برای این شهید ثبت نشده است. نوع عضویت : سایر شهدا مسئولیت : رزمنده گلزار :
خاطرات
خواب و رویای دیگران درمورد شهید موضوع خواب و روياي ديگران درمورد شهيد راوی حسن غلامی متن کامل خاطره
یک شب خواب دیدم که برادرم غلام حیدر از طرف بالای قلعه ی بمرود می آید به من که رسید با هم احوالپرسی کردیم به او گفتم چرا نمی آیی؟ همه منتظر تو هستند در جوابم گفت: این ها نمی گذارند گرفتار این ها شده ام دیگر نخواهم آمد بعد نگاه کردم چه کسانی هستند دیدم عده ای عراقی عقب تر ایستاده اند و همراه و مواظب غلام حیدر هستند. از خواب پریدم و دیگر برادرم غلام حیدر را ندیدم زیرا او مفقودالاثر شد. [۱]