Jafarnezhad98 (بحث | مشارکتها) |
|||
| سطر ۴۰: | سطر ۴۰: | ||
و السلام | و السلام | ||
| − | حسين جلالي ثاني | + | حسين جلالي ثاني.<ref>[http://ajashohada.ir/Home/MartyrDetails/7016 سایت شهدای ارتش]</ref> |
==نگارخانه تصاویر== | ==نگارخانه تصاویر== | ||
<gallery> | <gallery> | ||
| سطر ۵۰: | سطر ۵۰: | ||
</gallery> | </gallery> | ||
| − | |||
==پانویس== | ==پانویس== | ||
<references /> | <references /> | ||
نسخهٔ کنونی تا ۲۱ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۱۵:۳۹
شهید حسین جلالی ثانی تاریخ تولد :1342/12/30 تاریخ شهادت : 1366/12/30 محل شهادت : مهران-تنگه حاجیان محل آرامگاه :تهران - بهشت زهرا
زندگی نامه
بسم الله الرحمن الرحیم زندگی نامه شهید حسین جلالی ثانی آنان که ایمان آورند و از وطن هجرت گزیدند و در راه خدا به ماه و جانشان جهاد کردند آنها را نزد خدا مقام بلندی است. آنان بالخصوص رستگاران و سعادتمندان در عالمند. انسان در منطق اسلام جایگاهی عظیم دارد که در بسیاری از آیات قرآن این مکان رفیع تعیین شده و با سدن به این مقام انسان، به لذتی نائل می آید که فقط چشیدنی است و باید حتما در این مسیر سلوک نمود و به آن درجه متعالی معنوی رسید تا درک آن میسر گردد و مجاهدید راه حق و جهاد گران عاشق لقالله در پیمودن راه کمال و تقوا از احساساتی برخوردارند که فقط بایستی قدم در این وادی نهاد و از آن بهره جست والا بحث ها و نوشتنی ها غیر امر سالک راه شدن است و شهادت در راه خدا مقامی است که خداوند متعال آن را به حسین بن علی (ع) هدیه فرموده تا با این هدیه بزرگ الهی دیگران را به فیض عظیم برساند و شهدا انقلاب اسلامی از سرمایه های جاودانه تاریخ درخشنده اسلام هستند که با پیمودن راه، جهاد و رسیدن به مقصد که همان شهادت است راه را برای دیگر پویندگان همواره نموده اند و با پیام تاریخی خود اعلام نموده اند که اگر انسان بخواهد به سعادت دنیا وعقبی برسد راهی جز قدم نهادن در وادی عشق و عرفان به خدا ندارد و حق اینست که دیگران به این پیام های حیات بخش توجه کنند و از غافله عظیم رهروان قرآن و توحید عقب نمانند و حسین جلالی ثانی یکی از شاگردان به حق قرآن و شنوده پیام سید الشهدا است و چه خوب دعوت سرور و مولایش را اجابت نمود. حسین جلالی ثانی به سال 1342 در تهران با داشتن خانواده ای مومن و معتقد به اسلام دیده به جهان گشود دوران کودکی و رشد تدریجی را در دامان مادری نیکو و پدری پاک و محیطی شازنده پشت سرگذاشت. از همان ابتدا دارای اخلاقی خوب و روحیه ای مهربان و استعداد قابل توجهی بود و به مسائل مذهبی علاقه مند و در تامین زندگی مادی فردی تلاشگر و پویا، باید گفت اینگونه افراد دست پرورده واقعی اسلام و تربیت شده شایسته قرآن هستند چراکه، با شروع نهضت اسلامی ایران و فعالیت اقشار امت برای مبارزه با همه ظالمین و مظاهر تباهی به رهبری امام خمینی این گونه افراد در صفوف فشرده ملت مسلمان جای داشتند و با الهام از معارف حقه قرآن، و هدایت های دلسوزانه روحانیت و رهبری های ملکوتی امام با عشقی جانسوز و دلی پرتاب به میدان های مبارزه و جهاد و ایثار و شهادت آمدند و حسین کسی بود که همراه با رشد سنی و مناسب با احوالات شخصی، در تمامی مراحل انقلاب اسلامی به طور فعال حضور داشت و دوران دبیرستان وی از نقطه هایی است که باید به آن توجه کرد، زیرا که در شکل دادن به تظاهرات ضد رژیم و کمک رسانی به شهدا قبل از پیروزی انقلاب نقش خوبی داشته اند و با طلوع خورشید انقلاب همگام با مراحل دیگر برای سازندگی و دفاع از آرمان ها و ارزش های نهضت عزمی راسخ داشت و به هر حال با اتمام تحصیلات دبیرستانی و اخذ دیپلم با پیوستن به ارتش دلاور جمهوری اسلامی وارد خدمت جدیدی به کشور شد آری او زمانی به استخدام نیروی زمینی ارتش در آمد که میهن عزیز اسلامی ایران مورد تهاجم دشمنان کوردل بعثی قرار گرفته بود و همه فرزندان دلیر مکتب توحید با اراده ی آهنین برای دفع تهاجم دشمن مهیا بودند و روز را سر دشمنان متجاوز تیره و خواب راحت شب را بر آنان حرام کرده بودند باید گفت که عاشقان در عشق سوخته حق دیگر با بودن در جبهه اسلام و رفتن به میدان های خون و آتش دل آرام نمی شوند تنها چیزی که می توانند آتش عشق آنان را خاموش کند. فقط وصال به معشوق است و حسین که هم نام سالار شهیدان حسین بن علی (ع) است ( که چه نام زیبا و نیکویی ) با عالم معنوی انس گرفته بود، و لحظه ها را می شمارد تا چه وقت خداوند مقدر کند او را به وصال خویش بکشد که سرانجام در مورخه 30/12/1366 در جنوب غرب با رمز یا مهدی بالای تپه های آهنگران با ریختن خون سرخ و گرمش به دیدار معشوق و لقا خدا رفت. خدایا تو شاهد باش که برای دفاع زا دین اسلام و حراست از انقلاب اسلامی و پاسداری از قرآن عزیز ملت قهرمان و پیرو ولایت ایران چه قربانیانی تقدیم بارگاه تو میکنند، خدایا از تو می خواهیم با قدرت خودت و با اراده غالبه خودت آن چنان قدرتی به ملت شهادت طلب و جهاد گر ایران عطا فرما که روی همه ستمگران جهانی و مزدوران جیره خوارشان را با رهبری امام عزیز و رهبر بزرگ انقلاب، به ویرانی و خرابی کشاند و پرچم پر افتخار لااله الا الله را بر سراسر گیتی به اهتزاز در آوردند، پروردگارا این شهدا انگیزه ای جز رضای تو و توسعه حق و سرکوبی ظالمین و مستکبران نداشته اند، خودت آن ها را در جوار رحمت خود جایگاهی عظیم مرحمت فرما و به همه خانواده های آنان صبر جمیل و به ما توفیق تداوم راه خونین و پر افتخارشان را عنایت فرما. یادش گرامی و راهش پر رهرو با
وصیت نامه
بسم الله الرحمن الرحيم
به نام الله پاسدار خون شهيدان، اين جانب ستوان دوم حسين جلالي ثاني فرزند غلام حسين و حاجيه خانم بلقيس اصلاني، شهادت مي دهم که خدا يکي است و محمد (صل الله عليه و آله) فرستاده خداست و علي (عليه السلام) جانشين به حق ايشان است و امام دوازدهم مهدي موعود (عجل الله فرجه) که سلام و درود من به او باد در غيبت است و ظهور خواهد کرد به اذن خداوند کريم.
آغاز وصيت، خداوند در قرآن مي فرمايد که هرگز مپنداريد آنان که در راه خدا کشته مي شوند مردگانند بلکه آنها زنده هستند و نزد خدايشان روزي مي خورند. به نام تو که هر چه خطا مي روم باز آغوش پر مهرت به رويم گشوده است و مرا مي پذيري، ردم نمي کني. خدايا! آنچه در درونم هست مي نويسم زيرا براي تو مي نويسم و با تو سخن مي گويم بگذار هر چه درد دارم با تو بگويم. اي خدايي که بنده ات را رها نمي کني، گر چه رهايت کنند.
خدايا! از کجا آيم که دوباره بر نگردم؟ خدايا! آن پرده هاي ضخيم و سياه را که بين من و تو جدايي مي افکند و نمي گذارد از آن تو باشم از ميان بردار، من گمراه تر و ناتوان تر از آنم که خودم را و مسيرم را در زندگي تشخيص دهم. اي خدايي که جواب بندگانت را مي دهي، زماني که تو را مي خوانند، گر چه من به گمراهي رفتم و مستحق محروميتم، اما حال که فهميده ام تو نجات دهنده ام باش و مرا به ديگري مسپار. خدايا! دوست داشتم زندگيم براي تو و مردنم به خاطر تو باشد. خداوندا! اينک که مکتب نجاتبخش تو اسلام عزيز مورد هجوم کفار گشته براي دفاع از آيين تو و حريم جمهوري اسلامي به جبهه جهاد آمدم تا با تقديم خونم به پيشگاه مقدست ثابت نمايم که مسلمانم و مسلمان زاده و تسليم فرمان تو.
بار خدايا! اين بنده رو سياه در حالي به سوي تو مي آيد که از نتيجه امتحانات دنيا سخت نگران است خداوندا! تو مي داني که جنگيدن ما نه براي رسيدن به رياست دنيا و نه به خاطر کينه توزي با ديگران، بلکه براي افراشته نگه داشتن پرچم سرافراز اسلام توست.
با سلام خدمت مادر عزيزم و خواهرانم و برادرانم؛ مادر عزيز! مي دانم در مدتي که در قيد حيات دنيوي بودم براي من زحمت زيادي کشيدي، اما من در عوض شما را اذيت کردم؛ مادر مهربانم! از شما تقاضا دارم که مرا حلال کنيد زيرا من فرزند خوبي براي شما نبودم، اما اميدوارم که در آخرت شما نزد فاطمه زهرا (سلام الله) رو سفيد باشيد. مادر عزيزم! شما بعد از مرگ پدرم زماني که من جاي خالي او را احساس مي کردم در حق من پدري کرديد و نگذاشتيد و چه کارهايي که براي من نکرديد.
خدايا! مادرم را جز زنان بهشتي قرار بده و با فاطمه زهرا (سلام الله) محشور بگردان. مادر عزيزم! سعي کن صبور باشي و ناشکيبايي نکني زيرا زماني که عروسي پسرت است نبايد گريه و زاري کني و سياه بپوشي خودت مي داني زماني که گريه مي کني من ديوانه مي شوم اما نمي گويم که گريه نکن بلکه براي امام حسين (عليه السلام) و اهل بيت ايشان گريه کن.
مادرجان! سعي کن مسئوليتي که به عهده شما است که همان وظيفه پدري و مادري است به سر منزل مقصود برساني و برادرانم را نگذاري به بيراهه بروند و خواهرانم را به پاکدامني و عفت که در وجودشان است تذکر بده. مادرجان! شما بايد حتماً به مکه برويد و مرا خوشحال کنيد؛ مادر عزيزم! شما وصي من هستيد اگر خودتان خواستيد حسن برادرم وصي باشد در هر حال من اموال خود را به طور مساوي بين برادرانم تقسيم مي کنم اگر حقوق و مزاياي مرا دريافت کرديد هزينه داماد کردن پسرها و عروسي خواهرم بشود شما را به خدا مي سپارم.
برادرم حسن، سلام زماني شروع به وصيت نمودن مي کنم که در آرزوي سلامتي و تندرستي و سعادت شما هستم. برادر جان! سعي کن در زندگي خدا را در نظر داشته باشي و با اتکاء به الله تمام سختي ها را پشت سر بگذار. حسن جان! از شما خواهش مي کنم از برادرانم و خواهرانم خوب نگهداري کن؛ حسن جان! در فراغ من صبر پيشه کن؛ اين را بدان که تمام بند بند بدنم فقط در عشق شما مي سوخت زيرا تو در اول جواني مسئوليتي بزرگ به عهده گرفتي که از يتيمان پدرت سرپرستي کردي در حالي که مي توانستي بهترين اموال دنيوي را فراهم کني اما شما با ايمان سرچشمه گرفته از اعتقاد به خدا، آخرت را در نظر گرفتيد.
حسن! مادرم را به تو و تو را به خدا مي سپارم، همچنين بچه ها را، حسن جان! خرج مراسم عزاداري مرا به يتيمان و فقيران انفاق کنيد در ضمن اگر کسي از من طلبکار بود بدهيد و از حقوقم برداشت کنيد؛ حسن جان! اگر امکان داشت مرا کنار قبر پدرم به خاک بسپاريد تو را به خدا مي سپارم.
اما برادران عزيزم! سلام مرا پذيرا باشيد و هميشه مرا در جمع خود به ياد آوريد که من به ياد شما هستم؛ برادرانم! با هم متحد باشيد مانند يک چوب به هم فشرده و نگذاريد بين شما اختلاف بيفتد، نماز را ترک نکنيد، شما را به تقوا و پاکدامني سفارش مي کنم.
اما خواهران عزيزم! شما را به پاکدامني و تقوا نصيحت مي کنم اگر خواستيد گريه کنيد به ياد حضرت زينب (سلام الله) باشيد که در يک شبانه روز داغ شش برادر ديد، با شوهرانتان مهربان باشيد.
اما در آخر سخني با رزمندگان دارم: اي سربازان امام زمان (عجل الله فرجه) شما که آرزو داشتيد کنار امام حسين (عليه السلام) باشيد و مبارزه كنيد حالا وقت آن رسيده، اي دلير مردان! با غيرت مردانه بجنگيد و دشمن کافر را به مجازات برسانيد و به دنيا ياد بدهيد که سربازان امام زمان (عجل الله فرجه) با کفر مبارزه خواهند کرد و در اين راه مقدس خون خود را به پاي درخت اسلام خواهند ريخت مگر نه اين است که مولا و مرشد و معلم و راهنماي ما امام حسين (عليه السلام) است؛ پس درس جنگيدن و جهاد در راه خدا را بايستي از امام حسين (عليه السلام) و يارانش ياد گرفت و بر خصم زبون تاخت و آنان را با عنايت حضرت حق نابود ساخت.
اي مسئولين کشور! عناصري را که به نام انقلاب خود را انقلابي جا زده اند بيرون بريزيد و خود را از مردم جدا ندانيد، زيرا همين مردم بودند که انقلاب کردند و نبايد بگذاريد کساني که در انقلاب اسلامي سهمي نداشته از انقلاب سوء استفاده کنند. اي مسئولين! ما ارتشيان امام زمان (عجل الله فرجه) هستيم از ما کناره گيري نکنيد و اين را بدانيد که گلوله هاي ما دشمنان انقلاب را نابود خواهد ساخت.خانواده عزيزم از قول من از همه دوستان و فاميل حلاليت بطلبيد و با مردم مهربان باشيد.
و السلام
حسين جلالي ثاني.[۱]