شهید نظر علی عمرانی: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانش‌نامه فرهنگ ایثار , جهاد و شهادت
پرش به: ناوبری، جستجو
 
(یک نسخهٔ متوسط توسط کاربر دیگری نشان داده نشده)
سطر ۴۵: سطر ۴۵:
 
متن کامل خاطره
 
متن کامل خاطره
  
در ایام ماه مبارک رمضان ، یک شبی نظر علی از من خواست که برای سحری خوردن بیدارش کنم تا روزه بگیرد، من گفتم پسر تو هنوز سنت کم است، نمی توانی روزه بگیری گفت: دوستان من همه روزه می گیرند ، مگر من از آنها کمتر هستم، من هم می خواهم روزه بگیرم.<ref>[http://www.yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=15231 سایت یاران رضا]</ref>
+
در ایام ماه مبارک رمضان ، یک شبی نظر علی از من خواست که برای سحری خوردن بیدارش کنم تا روزه بگیرد، من گفتم پسر تو هنوز سنت کم است، نمی توانی روزه بگیری گفت: دوستان من همه روزه می گیرند ، مگر من از آنها کمتر هستم، من هم می خواهم روزه بگیرم.<ref>[http://www.yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=15231 یاران رضا]</ref>
==پانویس==  
+
==پانویس==
<references />
+
<references/>

نسخهٔ کنونی تا ‏۳۰ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۱۱:۰۵

کد شهید: 6217695 تاریخ تولد : نام : نظ‌رعلی‌ محل تولد : بجنورد نام خانوادگی : عمرانی‌ تاریخ شهادت : 1362/12/06 نام پدر : ابوالمعجن‌ مکان شهادت :

تحصیلات : نامشخص منطقه شهادت : شغل : یگان خدمتی : گروه مربوط : گروهی برای این شهید ثبت نشده است. نوع عضویت : سایر شهدا مسئولیت : رزمنده‌ گلزار :

خاطرات

انتخاب اسم موضوع انتخاب اسم راوی خان بیگی ایزدی متن کامل خاطره

قبل از تولد نظرعلی موقعیکه ابشان را حامله بودم به همراه چند تن ازاهالی روستا به زیارت امام رضا (ع)رفته بودیم در یکی از مسافرخانه های مشهد یک رهگذریآمد وبه من گفت : مادر جان فرزندتان پسر خواهد بود واسم اورا نظر علی بگذارید بخاطر اینکه قرار بود اسم بچه را موسی بگذاریم ، بنده اول مخالفت کردم ولی بعد از تولد کودک کن تحت تأثیر حرف های آن رهگذر قرار گرفتم وبالاخره اسمش را نظر علی گذاشتم عشق به جهاد موضوع عشق به جهاد راوی ابوالحسن عمرانی متن کامل خاطره

یک بار بنده به نظر علی گفتم : پسرم شما به جبهه نرو چون من غیر از شما هیچ دیگر را ندارم وتنها هستم ایشان گفت : پدر جان خدا با شماست اگر من به جبهه نروم چه کسی میخواهد برود . خواب و رویای دیگران در مورد شهادت شهید موضوع خواب و روياي ديگران در مورد شهادت شهيد راوی زهرا بیگم نبوی متن کامل خاطره

شب قبل از شهادت نظر علی خواب دیدم ، همه در مسجد محل جمع شده اند وسیدی هم در میان مردم ایستاده بود ، آن سید ،پارچه سبزی را به بازوی من بست وگفت : خواهر من شما شهید دارید ، روز بعد موقعی که از طرف سپاه آمدند واز بنده عکس برات را خواستند کاملا" متوجه شدم که برات شهید شده است بدون موضوع موضوع بدون موضوع راوی ابوالحسن عمرانی متن کامل خاطره

بعد از شهادت نظرعلی ، یک روز هنگام غروب موقعی که برادر کوچکترش به همراه گوسفندان از صحرا بر می گشته، نظر علی را به طور واضح می بینند، نظر علی به او می گوید. عباس جان نترس من با تو به روستا می آیم که تنها نباشی . وقتی به نزدیکی روستا می رسند نظر علی از نظر غایب می شود. توجه به خانواده موضوع توجه به خانواده راوی زینب عمرانی متن کامل خاطره

نظر علی علاقه ای زیادی به من داشت هر وقت از مسافرتی می آمد به خانه ما سر می زد یک بار که به سختی مریض شده بودم ایشان در تهران بود ، پدرم به او زنگ رده بود که من مریض هستم ، نظر علی همه کارهایش را رها کرده و به روستا آمد و مرا جهت مداوا به مشهد برد . توجه به امور معنوی موضوع توجه به امور معنوي راوی ابوالحسن عمرانی متن کامل خاطره

در ایام ماه مبارک رمضان ، یک شبی نظر علی از من خواست که برای سحری خوردن بیدارش کنم تا روزه بگیرد، من گفتم پسر تو هنوز سنت کم است، نمی توانی روزه بگیری گفت: دوستان من همه روزه می گیرند ، مگر من از آنها کمتر هستم، من هم می خواهم روزه بگیرم.[۱]

پانویس

  1. یاران رضا