شهید تیمور غیاثی: تفاوت بین نسخه‌ها

 
(۲ نسخه‌های متوسط توسط ۲ کاربران نشان داده نشده)
سطر ۳۵: سطر ۳۵:
 
متن کامل خاطره
 
متن کامل خاطره
  
پسرم در یک دفعه که به مرخصی آمده بود تعریف می کرد که به علت اینکه مسئولیت من تخریبچی بودم یک بار مرا برای خنثی کردن مینها و باز کردن معبر مورد نظر به منطقه عملیاتی بردند و ما شروع به کارکردیم . در هنگام کار سگهای عراقی متوجه ما شدند و شروع کردن به پارس کردن . عراقی ها هم با شنیدن صدای آنها نورافکن ها را به سمت ما گرفتند ولی به حول وقوه ی الهی با اینکه نورافکن درست روی ما بود وما به طور واضح دیده می شدیم ولی آنها نتوانستند ما را ببینند و دست از جستجو برداشتند وما به راحتی به کارخود ادامه دادیم و معبر را برای انجام عملیات آماده ساختیم .<ref>[http://www.yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=15620 سایت یاران رضا]</ref>
+
 
==پانویس==  
+
*پسرم در یک دفعه که به مرخصی آمده بود تعریف می کرد که به علت اینکه مسئولیت من تخریبچی بودم یک بار مرا برای خنثی کردن مینها و باز کردن معبر مورد نظر به منطقه عملیاتی بردند و ما شروع به کارکردیم . در هنگام کار سگهای عراقی متوجه ما شدند و شروع کردن به پارس کردن . عراقی ها هم با شنیدن صدای آنها نورافکن ها را به سمت ما گرفتند ولی به حول وقوه ی الهی با اینکه نورافکن درست روی ما بود وما به طور واضح دیده می شدیم ولی آنها نتوانستند ما را ببینند و دست از جستجو برداشتند وما به راحتی به کارخود ادامه دادیم و معبر را برای انجام عملیات آماده ساختیم.
<references />
+
<ref>[http://www.yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=%2015620 یاران رضا]</ref>
 +
 
 +
==پانویس==
 +
<references/>

نسخهٔ کنونی تا ‏۲۸ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۰۸:۰۵

کد شهید : 6310093

نام : تیمور

نام خانوادگی : غیاثی‌

نام پدر : خداقلی‌

تاریخ تولد :

محل تولد : بجنورد

تاریخ شهادت : 1363/07/27

مکان شهادت :

تحصیلات : نامشخص منطقه شهادت :

شغل : کشاورز یگان خدمتی :

گروه مربوط : گروهی برای این شهید ثبت نشده است .

نوع عضویت : سایر شهدا مسئولیت : رزمنده‌

گلزار :

خاطرات

خاطرات جنگی

موضوع خاطرات جنگي

راوی خداقلی غیاثی

متن کامل خاطره


  • پسرم در یک دفعه که به مرخصی آمده بود تعریف می کرد که به علت اینکه مسئولیت من تخریبچی بودم یک بار مرا برای خنثی کردن مینها و باز کردن معبر مورد نظر به منطقه عملیاتی بردند و ما شروع به کارکردیم . در هنگام کار سگهای عراقی متوجه ما شدند و شروع کردن به پارس کردن . عراقی ها هم با شنیدن صدای آنها نورافکن ها را به سمت ما گرفتند ولی به حول وقوه ی الهی با اینکه نورافکن درست روی ما بود وما به طور واضح دیده می شدیم ولی آنها نتوانستند ما را ببینند و دست از جستجو برداشتند وما به راحتی به کارخود ادامه دادیم و معبر را برای انجام عملیات آماده ساختیم.

[۱]

پانویس

  1. یاران رضا
آخرین تغییر ‏۲۸ تیر ۱۳۹۹، در ‏۰۸:۰۵