Mehtari9705 (بحث | مشارکتها) (صفحهای جدید حاوی « شهید غلام حسین بابایی تاریخ تولد :1340/11/01 تاریخ شهادت : 1360/12/13 زندگینامه : شهید...» ایجاد کرد) |
Fazayemajazi (بحث | مشارکتها) (←وصیت نامه شهید) |
||
| (۲ نسخههای متوسط توسط ۲ کاربران نشان داده نشده) | |||
| سطر ۴: | سطر ۴: | ||
تاریخ شهادت : 1360/12/13 | تاریخ شهادت : 1360/12/13 | ||
| − | زندگینامه | + | ==زندگینامه== |
شهید سرباز وظیفه، غلامحسین بابائی، یکی از لاله های خونین گلزار انقلاب و جنگ تحمیلی، فرزند جعفر، در تاریخ، 1340/11/01 در خانواده ای متدین و معتقد، و از نظر مادی در سطح متوسط، در شهر اراک به دنیا آمد. او در تاریخ، 1359/03/16 به خدمت مقدس سربازی اعزام گردید، و در لشگر 21 حمزه سیدالشهدا(ع)، مشغول خدمت گردید، آموزش هایي را در رسته پیاده طی نموه و به جبهه های حق علیه باطل، در منطقه جنوب کشور اعزام گردید. | شهید سرباز وظیفه، غلامحسین بابائی، یکی از لاله های خونین گلزار انقلاب و جنگ تحمیلی، فرزند جعفر، در تاریخ، 1340/11/01 در خانواده ای متدین و معتقد، و از نظر مادی در سطح متوسط، در شهر اراک به دنیا آمد. او در تاریخ، 1359/03/16 به خدمت مقدس سربازی اعزام گردید، و در لشگر 21 حمزه سیدالشهدا(ع)، مشغول خدمت گردید، آموزش هایي را در رسته پیاده طی نموه و به جبهه های حق علیه باطل، در منطقه جنوب کشور اعزام گردید. | ||
| سطر ۱۲: | سطر ۱۲: | ||
خداوندا درجه اش عالیست متعالی بفرما | خداوندا درجه اش عالیست متعالی بفرما | ||
| − | وصیت نامه1 | + | |
| + | |||
| + | |||
| + | ==وصیت نامه شهید== | ||
| + | *وصیت نامه1 | ||
بسم رب الشهداء و الصدیقین | بسم رب الشهداء و الصدیقین | ||
| − | |||
پدر و مادر گرامی، برادران و خواهران مهربانم، و همه ی بستگان، مردم خوب میهن اسلامی، سلام علیکم. | پدر و مادر گرامی، برادران و خواهران مهربانم، و همه ی بستگان، مردم خوب میهن اسلامی، سلام علیکم. | ||
| − | |||
شاید زمانی این نامه به دست شما برسد که من در جمع شما نباشم و به تنها آرزویم که همان شهادت و لقاء الله است، رسیده باشم، چرا که قرآن مجید می فرماید: «انّا لله و انّا الیه راجعون؛ همه از خداییم و به سوی او باز می گردیم.» همه شما را وصیّت می کنم به تقوا و پرهیزگاری و همه خواهران را به حجاب و پوشش اسلامی، که فرموده دختر گرانقدر رسول خداست. | شاید زمانی این نامه به دست شما برسد که من در جمع شما نباشم و به تنها آرزویم که همان شهادت و لقاء الله است، رسیده باشم، چرا که قرآن مجید می فرماید: «انّا لله و انّا الیه راجعون؛ همه از خداییم و به سوی او باز می گردیم.» همه شما را وصیّت می کنم به تقوا و پرهیزگاری و همه خواهران را به حجاب و پوشش اسلامی، که فرموده دختر گرانقدر رسول خداست. | ||
| − | + | در سوگ و مرگ من گریه نکنید که این مسیری است که به دلخواه خودم انتخاب نمودم، چرا که شهادت در راه خدا و وطن اسلامی را برترین مرگ ها می دانم. پدر و مادرم، مگر نه این که بارها و بارها در گوشم شهادت امام حسین (ع) و یارانش را می خواندی و می گفتی اگر خون شهدای کربلا نبود، اسلام نبود.همان گونه که قریب 1400 سال است که خون های فراوانی در راه اسلام ریخته شده تا دین خدا به دست من و تو رسیده، ما نیز باید در موقع خطر، نهال اسلام را با خون خود آبیاری کنیم تا این امانت خدا را به نسل های آینده بسپاریم. به من ناکام نگویید که من در حقیقت کام را گرفتم؛ به همه رفقا و جوانان سلام مرا برسانید و برای من حلالیت بطلبید و بگویید که ادامه دهنده راه، و هدف شهیدان باشند و نگذارند خون جوانان پایمال شود، یاد و خاطره شهدا را با حمایت از اسلام زنده نگه دارند.پدر و مادرم، اگر موفق به زیارت امام عزیز شدید، سلام مرا به او برسانید که تنها آرزویم در دنیا دیدار روی مبارک امام بود و آرزو داشتم بوسه بر دست امام عزیز بزنم. در خاتمه وصیّت می کنم که نماز را گرامی دارید و در نمازها برای فرج آقا امام زمان (عج) و پیروزی اسلام بر همه ی ستمکاران شرق و غرب دعا کنید و برای من از خدا طلب رحمت و مغفرت کنید، از همه دوستان و آشنایان طلب عفو و بخشش دارم، به امید پیروزی حق بر باطل و آرزوی موفقیت برای شما و همه رزمندگان اسلام. | |
| − | در سوگ و مرگ من گریه نکنید که این مسیری است که به دلخواه خودم انتخاب نمودم، چرا که شهادت در راه خدا و وطن اسلامی را برترین مرگ ها می دانم. پدر و مادرم، مگر نه این که بارها و بارها در گوشم شهادت امام حسین (ع) و یارانش را می خواندی و می گفتی اگر خون شهدای کربلا نبود، اسلام نبود. | + | |
| − | + | ||
| − | همان گونه که قریب 1400 سال است که خون های فراوانی در راه اسلام ریخته شده تا دین خدا به دست من و تو رسیده، ما نیز باید در موقع خطر، نهال اسلام را با خون خود آبیاری کنیم تا این امانت خدا را به نسل های آینده بسپاریم. به من ناکام نگویید که من در حقیقت کام را گرفتم؛ به همه رفقا و جوانان سلام مرا برسانید و برای من حلالیت بطلبید و بگویید که ادامه دهنده راه، و هدف شهیدان باشند و نگذارند خون جوانان پایمال شود، یاد و خاطره شهدا را با حمایت از اسلام زنده نگه دارند. | + | |
| − | + | ||
| − | پدر و مادرم، اگر موفق به زیارت امام عزیز شدید، سلام مرا به او برسانید که تنها آرزویم در دنیا دیدار روی مبارک امام بود و آرزو داشتم بوسه بر دست امام عزیز بزنم. در خاتمه وصیّت می کنم که نماز را گرامی دارید و در نمازها برای فرج آقا امام زمان (عج) و پیروزی اسلام بر همه ی ستمکاران شرق و غرب دعا کنید و برای من از خدا طلب رحمت و مغفرت کنید، از همه دوستان و آشنایان طلب عفو و بخشش دارم، به امید پیروزی حق بر باطل و آرزوی موفقیت برای شما و همه رزمندگان اسلام. | + | |
| − | + | ||
خداحافظ | خداحافظ | ||
| − | |||
غلامحسین بابایی | غلامحسین بابایی | ||
| − | |||
مورخ، 1360/10/20 | مورخ، 1360/10/20 | ||
| − | |||
| − | |||
| + | *وصيت نامه دوم | ||
| + | |||
| + | بسم الله الرحمن الرحيم | ||
وصيت نامه شهيد غلامحسين بابائى، فرزند جعفر | وصيت نامه شهيد غلامحسين بابائى، فرزند جعفر | ||
| − | |||
به نام الله حامى مستضعفان جهان، و در هم كوبنده دستگاه ظلم ستمگران. | به نام الله حامى مستضعفان جهان، و در هم كوبنده دستگاه ظلم ستمگران. | ||
| − | |||
ابتدا درود بيكران به وجود پاك رهبر انقلاب و ملت شهيد پرور ايران، و درود بر روان پاك شهيدان انقلاب اسلامى ايران؛ | ابتدا درود بيكران به وجود پاك رهبر انقلاب و ملت شهيد پرور ايران، و درود بر روان پاك شهيدان انقلاب اسلامى ايران؛ | ||
| − | |||
و بعد پدر مادرم، و همرزمان جنگجويم، اين قطعه كه باقى است آخرين و كامل ترين حرف هاى من مي باشد كه در طول زندگى، و در اين اواخر هميشه به دنبال آن بودم و اميدوار در اين اهداف كه همين اسلام عزيز است از درياى بيكران شهادت بهره اى ببرم، چون اين آب و خاك ايران عزيز و اين سرزمين اسلامى دليران، بر گردن ما سربازان و پاسداران حق دارد و در حفظ آن بايد كوشش كنيم و نگه داريد و نگذاريد كسى به آن آسيبى برساند و به دست اجنبيان از بين برود. | و بعد پدر مادرم، و همرزمان جنگجويم، اين قطعه كه باقى است آخرين و كامل ترين حرف هاى من مي باشد كه در طول زندگى، و در اين اواخر هميشه به دنبال آن بودم و اميدوار در اين اهداف كه همين اسلام عزيز است از درياى بيكران شهادت بهره اى ببرم، چون اين آب و خاك ايران عزيز و اين سرزمين اسلامى دليران، بر گردن ما سربازان و پاسداران حق دارد و در حفظ آن بايد كوشش كنيم و نگه داريد و نگذاريد كسى به آن آسيبى برساند و به دست اجنبيان از بين برود. | ||
| − | + | من كه يك سربازم و با دشمن خود مى جنگم، مى دانم كه براى چه مى جنگم؟ و براى چه كشته مى شوم؟ و قلبم روشن است و هدفم مشخص، اميدوارم كه اسلام به اين زودى ها پيروز شود چنان كه پيروزاست و بايد در راه پيروزيش كوشش كنيم.اگر من شهيد شدم، اسلحه ام را زمين نگذاريد و راهم را ادامه بدهيد و اطمينان دارم كه ادامه خواهيد داد.رهبر عزيز انقلاب را تنها نگذاريد و به رهنمودهايشان مو به مو عمل كنيد، من كه موفق به ديدنش نشدم، پدرم و برادرانم و يا همرزمانم به دست بوسى ايشان برويد.و در تشييع جنازه ام فقط ذكر خدا را داشته باشيد و الله اكبر را تكرار كنيد، مبادا در اين مورد بدگويى به انقلاب بشود.پدر و مادر، برادرانم و خواهران گراميم، و شما دوستان و آشنايان من، در زندگى به شما خيلى رنج و زحمت دادم، اميدوارم كه مرا ببخشيد و اميدوارم جانم را فداى راه اسلام كنم كه راه خداست. اميدوارم كه به من ناكام نگوييد، چون من در نهايت، كام را گرفتم كه بهترين نعمت هاست.پدر و مادر عزيزم، براى من گريه نكنيد، زيرا صبر و بردبارى شما بيشتر باعث شكست دشمن خواهد شد، برادرانم را به دين تشويق كنيد و بگوييد راهم را ادامه دهند.همرزمان و دوستان و رفيقان من، پدر و مادرم را تنها نگذاريد و در وقت هاى مناسب به آنها سر بزنيد. | |
| − | من كه يك سربازم و با دشمن خود مى جنگم، مى دانم كه براى چه مى جنگم؟ و براى چه كشته مى شوم؟ و قلبم روشن است و هدفم مشخص، اميدوارم كه اسلام به اين زودى ها پيروز شود چنان كه پيروزاست و بايد در راه پيروزيش كوشش كنيم. | + | |
| − | + | ||
| − | اگر من شهيد شدم، اسلحه ام را زمين نگذاريد و راهم را ادامه بدهيد و اطمينان دارم كه ادامه خواهيد داد. | + | |
| − | + | ||
| − | رهبر عزيز انقلاب را تنها نگذاريد و به رهنمودهايشان مو به مو عمل كنيد، من كه موفق به ديدنش نشدم، پدرم و برادرانم و يا همرزمانم به دست بوسى ايشان برويد. | + | |
| − | + | ||
| − | و در تشييع جنازه ام فقط ذكر خدا را داشته باشيد و الله اكبر را تكرار كنيد، مبادا در اين مورد بدگويى به انقلاب بشود. | + | |
| − | + | ||
| − | پدر و مادر، برادرانم و خواهران گراميم، و شما دوستان و آشنايان من، در زندگى به شما خيلى رنج و زحمت دادم، اميدوارم كه مرا ببخشيد و اميدوارم جانم را فداى راه اسلام كنم كه راه خداست. اميدوارم كه به من ناكام نگوييد، چون من در نهايت، كام را گرفتم كه بهترين نعمت هاست. | + | |
| − | + | ||
| − | پدر و مادر عزيزم، براى من گريه نكنيد، زيرا صبر و بردبارى شما بيشتر باعث شكست دشمن خواهد شد، برادرانم را به دين تشويق كنيد و بگوييد راهم را ادامه دهند. | + | |
| − | + | ||
| − | همرزمان و دوستان و رفيقان من، پدر و مادرم را تنها نگذاريد و در وقت هاى مناسب به آنها سر بزنيد. | + | |
| − | + | ||
درود فراوان به رهبرانقلاب اسلاميمان امام خمينى، | درود فراوان به رهبرانقلاب اسلاميمان امام خمينى، | ||
| − | |||
بر افراشته باد پرچم جمهورى اسلامى ايران، | بر افراشته باد پرچم جمهورى اسلامى ايران، | ||
| − | |||
جاويد باد انقلاب اسلامى ايران، | جاويد باد انقلاب اسلامى ايران، | ||
| − | |||
و پر رهرو باد راه رزمندگان اسلام، | و پر رهرو باد راه رزمندگان اسلام، | ||
| − | |||
نابود باد مستكبرين شرق و غرب و تمام عوامل وابسته شان آن كه جانش را در راه هدفش نثار خواهد كرد. | نابود باد مستكبرين شرق و غرب و تمام عوامل وابسته شان آن كه جانش را در راه هدفش نثار خواهد كرد. | ||
| + | غلامحسين بابائى | ||
| + | 1360/08/14<ref>[http://ajashohada.ir سایت شهدای ارتش]</ref> | ||
| − | + | ==پانویس== | |
| − | + | <references /> | |
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | ||
نسخهٔ کنونی تا ۱۶ مهر ۱۳۹۸، ساعت ۱۳:۱۷
شهید غلام حسین بابایی تاریخ تولد :1340/11/01 تاریخ شهادت : 1360/12/13
زندگینامه
شهید سرباز وظیفه، غلامحسین بابائی، یکی از لاله های خونین گلزار انقلاب و جنگ تحمیلی، فرزند جعفر، در تاریخ، 1340/11/01 در خانواده ای متدین و معتقد، و از نظر مادی در سطح متوسط، در شهر اراک به دنیا آمد. او در تاریخ، 1359/03/16 به خدمت مقدس سربازی اعزام گردید، و در لشگر 21 حمزه سیدالشهدا(ع)، مشغول خدمت گردید، آموزش هایي را در رسته پیاده طی نموه و به جبهه های حق علیه باطل، در منطقه جنوب کشور اعزام گردید.
این سرباز فداکار اسلام، به مانند یاران سرور شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین (ع) عاشقانه نبرد می نمود تا دشمن غاصب را از دیار مومنین بیرون راند و در این راه نیز به رب الشهداء و الصدیقین لبیک گفته و در همان منطقه، در تاریخ، 1360/12/13 شربت شیرین شهادت را گوارا به سر کشید.
آرامگاه آن بزرگوار در تکیه شهداء شهر اراک همچنان مثل خورشید درخشان خود نمایی می کند.
خداوندا درجه اش عالیست متعالی بفرما
وصیت نامه شهید
- وصیت نامه1
بسم رب الشهداء و الصدیقین پدر و مادر گرامی، برادران و خواهران مهربانم، و همه ی بستگان، مردم خوب میهن اسلامی، سلام علیکم. شاید زمانی این نامه به دست شما برسد که من در جمع شما نباشم و به تنها آرزویم که همان شهادت و لقاء الله است، رسیده باشم، چرا که قرآن مجید می فرماید: «انّا لله و انّا الیه راجعون؛ همه از خداییم و به سوی او باز می گردیم.» همه شما را وصیّت می کنم به تقوا و پرهیزگاری و همه خواهران را به حجاب و پوشش اسلامی، که فرموده دختر گرانقدر رسول خداست. در سوگ و مرگ من گریه نکنید که این مسیری است که به دلخواه خودم انتخاب نمودم، چرا که شهادت در راه خدا و وطن اسلامی را برترین مرگ ها می دانم. پدر و مادرم، مگر نه این که بارها و بارها در گوشم شهادت امام حسین (ع) و یارانش را می خواندی و می گفتی اگر خون شهدای کربلا نبود، اسلام نبود.همان گونه که قریب 1400 سال است که خون های فراوانی در راه اسلام ریخته شده تا دین خدا به دست من و تو رسیده، ما نیز باید در موقع خطر، نهال اسلام را با خون خود آبیاری کنیم تا این امانت خدا را به نسل های آینده بسپاریم. به من ناکام نگویید که من در حقیقت کام را گرفتم؛ به همه رفقا و جوانان سلام مرا برسانید و برای من حلالیت بطلبید و بگویید که ادامه دهنده راه، و هدف شهیدان باشند و نگذارند خون جوانان پایمال شود، یاد و خاطره شهدا را با حمایت از اسلام زنده نگه دارند.پدر و مادرم، اگر موفق به زیارت امام عزیز شدید، سلام مرا به او برسانید که تنها آرزویم در دنیا دیدار روی مبارک امام بود و آرزو داشتم بوسه بر دست امام عزیز بزنم. در خاتمه وصیّت می کنم که نماز را گرامی دارید و در نمازها برای فرج آقا امام زمان (عج) و پیروزی اسلام بر همه ی ستمکاران شرق و غرب دعا کنید و برای من از خدا طلب رحمت و مغفرت کنید، از همه دوستان و آشنایان طلب عفو و بخشش دارم، به امید پیروزی حق بر باطل و آرزوی موفقیت برای شما و همه رزمندگان اسلام. خداحافظ غلامحسین بابایی مورخ، 1360/10/20
- وصيت نامه دوم
بسم الله الرحمن الرحيم وصيت نامه شهيد غلامحسين بابائى، فرزند جعفر به نام الله حامى مستضعفان جهان، و در هم كوبنده دستگاه ظلم ستمگران. ابتدا درود بيكران به وجود پاك رهبر انقلاب و ملت شهيد پرور ايران، و درود بر روان پاك شهيدان انقلاب اسلامى ايران؛ و بعد پدر مادرم، و همرزمان جنگجويم، اين قطعه كه باقى است آخرين و كامل ترين حرف هاى من مي باشد كه در طول زندگى، و در اين اواخر هميشه به دنبال آن بودم و اميدوار در اين اهداف كه همين اسلام عزيز است از درياى بيكران شهادت بهره اى ببرم، چون اين آب و خاك ايران عزيز و اين سرزمين اسلامى دليران، بر گردن ما سربازان و پاسداران حق دارد و در حفظ آن بايد كوشش كنيم و نگه داريد و نگذاريد كسى به آن آسيبى برساند و به دست اجنبيان از بين برود. من كه يك سربازم و با دشمن خود مى جنگم، مى دانم كه براى چه مى جنگم؟ و براى چه كشته مى شوم؟ و قلبم روشن است و هدفم مشخص، اميدوارم كه اسلام به اين زودى ها پيروز شود چنان كه پيروزاست و بايد در راه پيروزيش كوشش كنيم.اگر من شهيد شدم، اسلحه ام را زمين نگذاريد و راهم را ادامه بدهيد و اطمينان دارم كه ادامه خواهيد داد.رهبر عزيز انقلاب را تنها نگذاريد و به رهنمودهايشان مو به مو عمل كنيد، من كه موفق به ديدنش نشدم، پدرم و برادرانم و يا همرزمانم به دست بوسى ايشان برويد.و در تشييع جنازه ام فقط ذكر خدا را داشته باشيد و الله اكبر را تكرار كنيد، مبادا در اين مورد بدگويى به انقلاب بشود.پدر و مادر، برادرانم و خواهران گراميم، و شما دوستان و آشنايان من، در زندگى به شما خيلى رنج و زحمت دادم، اميدوارم كه مرا ببخشيد و اميدوارم جانم را فداى راه اسلام كنم كه راه خداست. اميدوارم كه به من ناكام نگوييد، چون من در نهايت، كام را گرفتم كه بهترين نعمت هاست.پدر و مادر عزيزم، براى من گريه نكنيد، زيرا صبر و بردبارى شما بيشتر باعث شكست دشمن خواهد شد، برادرانم را به دين تشويق كنيد و بگوييد راهم را ادامه دهند.همرزمان و دوستان و رفيقان من، پدر و مادرم را تنها نگذاريد و در وقت هاى مناسب به آنها سر بزنيد. درود فراوان به رهبرانقلاب اسلاميمان امام خمينى، بر افراشته باد پرچم جمهورى اسلامى ايران، جاويد باد انقلاب اسلامى ايران، و پر رهرو باد راه رزمندگان اسلام، نابود باد مستكبرين شرق و غرب و تمام عوامل وابسته شان آن كه جانش را در راه هدفش نثار خواهد كرد. غلامحسين بابائى 1360/08/14[۱]