| (۲ نسخههای متوسط توسط کاربر دیگری نشان داده نشده) | |||
| سطر ۹: | سطر ۹: | ||
گروه مربوط : گروهی برای این شهید ثبت نشده است. | گروه مربوط : گروهی برای این شهید ثبت نشده است. | ||
نوع عضویت : سایر شهدا مسئولیت : رزمنده | نوع عضویت : سایر شهدا مسئولیت : رزمنده | ||
| − | گلزار : | + | گلزار : حرم مطهر امام رضا علیه السلام |
| − | خاطرات | + | ==خاطرات== |
| − | + | ||
| + | تدبیر نظامی و مدیریت | ||
| + | |||
موضوع تدبير نظامي و مديريت | موضوع تدبير نظامي و مديريت | ||
| + | |||
راوی | راوی | ||
متن کامل خاطره | متن کامل خاطره | ||
| سطر ۲۱: | سطر ۲۴: | ||
==پانویس== | ==پانویس== | ||
<references/> | <references/> | ||
| + | |||
| + | ==نگارخانه تصاویر== | ||
| + | <gallery> | ||
| + | Image:شهید محمد جواد فدائی.jpg | ||
| + | </gallery> | ||
نسخهٔ کنونی تا ۶ مهر ۱۳۹۹، ساعت ۱۸:۲۲
کد شهید: 6513133 تاریخ تولد : نام : محمدجواد محل تولد : مشهد نام خانوادگی : فدائی تاریخ شهادت : 1365/08/13 نام پدر : حسن مکان شهادت : شلمچه
تحصیلات : نامشخص منطقه شهادت : شغل : یگان خدمتی : گروه مربوط : گروهی برای این شهید ثبت نشده است. نوع عضویت : سایر شهدا مسئولیت : رزمنده گلزار : حرم مطهر امام رضا علیه السلام
خاطرات
تدبیر نظامی و مدیریت
موضوع تدبير نظامي و مديريت
راوی متن کامل خاطره
به یاد دارم یک روز خیلی زیاد شلوغ کردم . شهید فدایی تصمیم گرفت که من را تنبیه کند . گفت:کفشهایت را بیرون بیاور بعد از اینکه پوتین هایم را در آوردم نخ رهایش را به هم گره زدم و به گردن انداختم همانطوریکه مرا در این حال در بیابان پامرغی می برد از بچه ها دور شدیم و بچه ها از دور تماشا می کردند شهید فدایی در حالی که در کنار من راه می رفت و من پا مرغی می رفتم با لحن آرام خاطره ای از برادرم که با هم در جبهه بودند برایم تعریف کرد تازه متوجه شدم که اصلاً هدفش معلوم است و هر چیزی که وی را بخواهد از هدفش بیرون کند در او نمی دیدم اگر کسی را تنبیه یا تشویق می کرد فقط برای رضای خداوند بود . در تعلیم دادن مسائل نظامی خیلی جدی بود حتی من که اورا عصبانی کرده بودم وتعلم گروه را برهم زده بودم در تنبیه من شک نکرد اما همینقدر که از دیگران دور شدیم آن جبروت نظامی را کنار گذاشت و در عین حال که مرا پا مرغی می برد او باز به فکر جبهه و جنگ بود. [۱]