شهید محمد فریمانه: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانش‌نامه فرهنگ ایثار , جهاد و شهادت
پرش به: ناوبری، جستجو
(صفحه‌ای جدید حاوی «کد شهید: 6614554 تاریخ تولد : نام : محمد محل تولد : سبزوار نام خانوادگی : فریمانه‌...» ایجاد کرد)
 
 
(۲ نسخه‌های متوسط توسط ۲ کاربران نشان داده نشده)
سطر ۹: سطر ۹:
 
نوع عضویت : سایر شهدا مسئولیت : تیربارچی‌ـ ادوات
 
نوع عضویت : سایر شهدا مسئولیت : تیربارچی‌ـ ادوات
 
گلزار :
 
گلزار :
خاطرات
+
==خاطرات==
 +
 
 
عشق به جهاد
 
عشق به جهاد
 +
 
موضوع عشق به جهاد
 
موضوع عشق به جهاد
 +
 
راوی
 
راوی
 +
 
متن کامل خاطره
 
متن کامل خاطره
  
 
سیدمحمد روزی که می خواست به جبهه برود مابرای بدرقه و خداحافظی همراه او رفتیم در بین راه به او گفتیم برگرد تو نمی خواهد بروی گفت: برنمی گردم من می خواهم به جبهه بروم و برای رفتن لحظه شماری می کرد.
 
سیدمحمد روزی که می خواست به جبهه برود مابرای بدرقه و خداحافظی همراه او رفتیم در بین راه به او گفتیم برگرد تو نمی خواهد بروی گفت: برنمی گردم من می خواهم به جبهه بروم و برای رفتن لحظه شماری می کرد.
 +
 
آخرین وداع با خانواده
 
آخرین وداع با خانواده
 +
 
موضوع آخرين وداع با خانواده
 
موضوع آخرين وداع با خانواده
 +
 
راوی
 
راوی
 +
 
متن کامل خاطره
 
متن کامل خاطره
  
 
سید محمد برای آخرین بار وقتی که می خواست به جبهه برود دستهایش را حنا کرد و با خوشحالی روی بچه اش را بوسید و گفت : من دیگر شاید برنگردم یازده روز هنوز از رفتن ایشان نگذشته بود خبر دادند سید محمد مجروح است ودر بیمارستان سبزوار بستری است ماخودمان راآماده کردیم که به سبزوار برویم که دیدیم ماشین سپاه آمد درروستا اعلام کرد که سید محمد فریمانه ای شهید شده است .
 
سید محمد برای آخرین بار وقتی که می خواست به جبهه برود دستهایش را حنا کرد و با خوشحالی روی بچه اش را بوسید و گفت : من دیگر شاید برنگردم یازده روز هنوز از رفتن ایشان نگذشته بود خبر دادند سید محمد مجروح است ودر بیمارستان سبزوار بستری است ماخودمان راآماده کردیم که به سبزوار برویم که دیدیم ماشین سپاه آمد درروستا اعلام کرد که سید محمد فریمانه ای شهید شده است .
 +
 
خواب و رویای شهید
 
خواب و رویای شهید
 +
 
موضوع خواب و روياي شهيد
 
موضوع خواب و روياي شهيد
 +
 
راوی
 
راوی
 +
 
متن کامل خاطره
 
متن کامل خاطره
  
 
با سید محمد درمنطقه که بودیم یک روزصبح که ازخواب بیدار شدیم دیدم گریه می کند گفتم : چرا گریه می کنی ؟ مسئولین باشما بدرفتاری می کند یا ناراحتی خانوادگی داری؟ تا مامرخصی برای شمابگیریم شمابرو خانه سری بزن گفت : نه من خواب دیدم و خیلی هم از این خواب خوشحالم چون به آرزویم می رسم بعد گفتم : خوابت رابگو گفت : من خواب دیدم که شهید می شوم .
 
با سید محمد درمنطقه که بودیم یک روزصبح که ازخواب بیدار شدیم دیدم گریه می کند گفتم : چرا گریه می کنی ؟ مسئولین باشما بدرفتاری می کند یا ناراحتی خانوادگی داری؟ تا مامرخصی برای شمابگیریم شمابرو خانه سری بزن گفت : نه من خواب دیدم و خیلی هم از این خواب خوشحالم چون به آرزویم می رسم بعد گفتم : خوابت رابگو گفت : من خواب دیدم که شهید می شوم .
 +
 
خواب و رویای دیگران درمورد شهید
 
خواب و رویای دیگران درمورد شهید
 +
 
موضوع خواب و روياي ديگران درمورد شهيد
 
موضوع خواب و روياي ديگران درمورد شهيد
 +
 
راوی
 
راوی
 +
 
متن کامل خاطره
 
متن کامل خاطره
  
 
133. یکبار خواب دیدم که او افسار اسبها را گرفته و یک آقایی همراه اوست من به او گفتم: شما شهید شدید این آقا کیست که همراه ایشان هستید. بعد گفت: تو نمی دانی که این آقا کیست؟ ایشان حضرت ابا عبدالله الحسین ( علیه السلام ) هستند.
 
133. یکبار خواب دیدم که او افسار اسبها را گرفته و یک آقایی همراه اوست من به او گفتم: شما شهید شدید این آقا کیست که همراه ایشان هستید. بعد گفت: تو نمی دانی که این آقا کیست؟ ایشان حضرت ابا عبدالله الحسین ( علیه السلام ) هستند.
منبع سایت: http://www.yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=16000
+
<ref>[http://www.yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=16000 یاران رضا]</ref>
 +
==پانویس==
 +
<references/>

نسخهٔ کنونی تا ‏۴ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۵:۰۴

کد شهید: 6614554 تاریخ تولد : نام : محمد محل تولد : سبزوار نام خانوادگی : فریمانه‌ تاریخ شهادت : 1366/12/26 نام پدر : حسن‌ مکان شهادت :

تحصیلات : نامشخص منطقه شهادت : شغل : یگان خدمتی : گروه مربوط : گروهی برای این شهید ثبت نشده است. نوع عضویت : سایر شهدا مسئولیت : تیربارچی‌ـ ادوات گلزار :

خاطرات

عشق به جهاد

موضوع عشق به جهاد

راوی

متن کامل خاطره

سیدمحمد روزی که می خواست به جبهه برود مابرای بدرقه و خداحافظی همراه او رفتیم در بین راه به او گفتیم برگرد تو نمی خواهد بروی گفت: برنمی گردم من می خواهم به جبهه بروم و برای رفتن لحظه شماری می کرد.

آخرین وداع با خانواده

موضوع آخرين وداع با خانواده

راوی

متن کامل خاطره

سید محمد برای آخرین بار وقتی که می خواست به جبهه برود دستهایش را حنا کرد و با خوشحالی روی بچه اش را بوسید و گفت : من دیگر شاید برنگردم یازده روز هنوز از رفتن ایشان نگذشته بود خبر دادند سید محمد مجروح است ودر بیمارستان سبزوار بستری است ماخودمان راآماده کردیم که به سبزوار برویم که دیدیم ماشین سپاه آمد درروستا اعلام کرد که سید محمد فریمانه ای شهید شده است .

خواب و رویای شهید

موضوع خواب و روياي شهيد

راوی

متن کامل خاطره

با سید محمد درمنطقه که بودیم یک روزصبح که ازخواب بیدار شدیم دیدم گریه می کند گفتم : چرا گریه می کنی ؟ مسئولین باشما بدرفتاری می کند یا ناراحتی خانوادگی داری؟ تا مامرخصی برای شمابگیریم شمابرو خانه سری بزن گفت : نه من خواب دیدم و خیلی هم از این خواب خوشحالم چون به آرزویم می رسم بعد گفتم : خوابت رابگو گفت : من خواب دیدم که شهید می شوم .

خواب و رویای دیگران درمورد شهید

موضوع خواب و روياي ديگران درمورد شهيد

راوی

متن کامل خاطره

133. یکبار خواب دیدم که او افسار اسبها را گرفته و یک آقایی همراه اوست من به او گفتم: شما شهید شدید این آقا کیست که همراه ایشان هستید. بعد گفت: تو نمی دانی که این آقا کیست؟ ایشان حضرت ابا عبدالله الحسین ( علیه السلام ) هستند. [۱]

پانویس

  1. یاران رضا