(صفحهای جدید حاوی « کد شهید: 6527948 تاریخ تولد : نام : حسین محل تولد : مشهد نام خانوادگی : فوقی تا...» ایجاد کرد) |
|||
| (یک نسخهٔ متوسط توسط کاربر دیگری نشان داده نشده) | |||
| سطر ۱: | سطر ۱: | ||
| − | + | {{جعبه اطلاعات افراد نظامی | |
| − | + | |نام فرد = حسین فوقی | |
| − | نام : | + | |تصویر = |
| − | + | |توضیح تصویر = | |
| − | نام پدر | + | |ملیت = [[پرونده:پرچم ایران.png|22px]] ایرانی |
| + | |شهرت = | ||
| + | |دین و مذهب = [[مسلمان]]، [[شیعه]] | ||
| + | |تولد = [[مشهد]] | ||
| + | |شهادت = [[۱۳۶۵/۱۰/۲۶]]،[[شلمچه]] | ||
| + | |وفات = | ||
| + | |مرگ = | ||
| + | |محل دفن = [[بهشت رضا]] | ||
| + | |مفقود = | ||
| + | |جانباز = | ||
| + | |اسارت = | ||
| + | |نیرو = | ||
| + | |یگانهای خدمت = | ||
| + | |طول خدمت = | ||
| + | |درجه = | ||
| + | |سمتها = رزمنده | ||
| + | |جنگها = [[جنگ ایران و عراق]] | ||
| + | |نشانهای لیاقت = | ||
| + | |عملیات = | ||
| + | |فعالیتها = | ||
| + | |تحصیلات = | ||
| + | |تخصصها = | ||
| + | |شغل = | ||
| + | |خانواده = نام پدر[[ محمد صادق]] | ||
| + | }} | ||
| + | |||
| + | ==خاطرات== | ||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
عشق شهادت | عشق شهادت | ||
| + | |||
موضوع عشق شهادت | موضوع عشق شهادت | ||
| + | |||
راوی فاطمه فوقی | راوی فاطمه فوقی | ||
| + | |||
متن کامل خاطره | متن کامل خاطره | ||
| − | دفعه آخر که رفت در میدان راه آهن به من گفت:که خواهرم من یک تخت و یک کمد اسباب بازی برای زهرا کوچولو دخترت درست کرده ام. و آنها را یادگاری از من نگهدارید. من در آن لحظه آرزو می کردم ای کاش این لحظات آخر تمام نشود، نمی توانستم از او جدا شوم.درنامه ای که در تاریخ 65/9/30 برای ما فرستاده بودبعد از سلام و احوالپرسی نوشته بود که ما الآن در جبهه هستیم. جای ما خوب است. خواهرم ما را چند روز آینده به خط می برند برای عملیات اگر خدا بخواهد. من تنها آرزویم این است که شربت شهادت را بنوشم. | + | دفعه آخر که رفت در میدان راه آهن به من گفت:که خواهرم من یک تخت و یک کمد اسباب بازی برای زهرا کوچولو دخترت درست کرده ام. و آنها را یادگاری از من نگهدارید. من در آن لحظه آرزو می کردم ای کاش این لحظات آخر تمام نشود، نمی توانستم از او جدا شوم.درنامه ای که در تاریخ 65/9/30 برای ما فرستاده بودبعد از سلام و احوالپرسی نوشته بود که ما الآن در جبهه هستیم. جای ما خوب است. خواهرم ما را چند روز آینده به خط می برند برای عملیات اگر خدا بخواهد. من تنها آرزویم این است که شربت شهادت را بنوشم.<ref>[http://www.yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=16134 سایت یاران رضا]</ref> |
| − | + | ==پانویس== | |
| + | <references /> | ||
نسخهٔ کنونی تا ۱۳ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۲۰:۳۴
| حسین فوقی | |
|---|---|
| ملیت | |
| دین و مذهب | مسلمان، شیعه |
| تولد | مشهد |
| شهادت | ۱۳۶۵/۱۰/۲۶،شلمچه |
| محل دفن | بهشت رضا |
| سمتها | رزمنده |
| جنگها | جنگ ایران و عراق |
| خانواده | نام پدر محمد صادق |
خاطرات
عشق شهادت
موضوع عشق شهادت
راوی فاطمه فوقی
متن کامل خاطره
دفعه آخر که رفت در میدان راه آهن به من گفت:که خواهرم من یک تخت و یک کمد اسباب بازی برای زهرا کوچولو دخترت درست کرده ام. و آنها را یادگاری از من نگهدارید. من در آن لحظه آرزو می کردم ای کاش این لحظات آخر تمام نشود، نمی توانستم از او جدا شوم.درنامه ای که در تاریخ 65/9/30 برای ما فرستاده بودبعد از سلام و احوالپرسی نوشته بود که ما الآن در جبهه هستیم. جای ما خوب است. خواهرم ما را چند روز آینده به خط می برند برای عملیات اگر خدا بخواهد. من تنها آرزویم این است که شربت شهادت را بنوشم.[۱]