(صفحهای جدید حاوی « کد شهید: 6528006 تاریخ تولد : نام : محمدابراهیم محل تولد : فردوس نام خانوادگی :...» ایجاد کرد) |
|||
| (۴ نسخههای متوسط توسط ۳ کاربران نشان داده نشده) | |||
| سطر ۱: | سطر ۱: | ||
| − | + | {{جعبه اطلاعات افراد نظامی | |
| − | + | |نام فرد = محمد ابراهیم فیاضیان | |
| − | + | |تصویر = | |
| − | + | |توضیح تصویر = | |
| − | نام پدر | + | |ملیت = [[پرونده:پرچم ایران.png|22px]] ایرانی |
| + | |شهرت = | ||
| + | |دین و مذهب = [[مسلمان]]، [[شیعه]] | ||
| + | |تولد = [[ فرودس]] | ||
| + | |شهادت = | ||
| + | |وفات = | ||
| + | |مرگ = | ||
| + | |محل دفن = [[گلزار بهشت اکبر]] | ||
| + | |مفقود = | ||
| + | |جانباز = | ||
| + | |اسارت = | ||
| + | |نیرو = | ||
| + | |یگانهای خدمت = | ||
| + | |طول خدمت = | ||
| + | |درجه = | ||
| + | |سمتها = رزمنده | ||
| + | |جنگها = [[جنگ ایران و عراق]] | ||
| + | |نشانهای لیاقت = | ||
| + | |عملیات = | ||
| + | |فعالیتها = | ||
| + | |تحصیلات = | ||
| + | |تخصصها = | ||
| + | |شغل = | ||
| + | |خانواده = نام پدر[[ قاسم]] | ||
| + | }} | ||
| + | |||
| + | ==خاطرات== | ||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
خاطرات نحوه مجروحیت | خاطرات نحوه مجروحیت | ||
| + | |||
موضوع خاطرات نحوه مجروحيت | موضوع خاطرات نحوه مجروحيت | ||
| + | |||
راوی ابوالقاسم فیاضیان | راوی ابوالقاسم فیاضیان | ||
| + | |||
متن کامل خاطره | متن کامل خاطره | ||
| − | فرزندم محمدابراهیم مدت زیادی در منطقه حضور داشت و خیلی آرزوی شهادت می کرد او در عملیات بیت المقدس در خرمشهر به شدت مجروح شده بود به گونه ای که تقریبا از او قطع امید کرده بودیم . بعد از چند ماه بستری در بیمارستانهای اهواز، اصفهان، تهران و مشهد سرانجام محمدابراهیم را به خانه آوردیم. یک روز که تقریبا بهبود یافته بود از طرف بنیاد شهید کیسه ای که حاوی مقادری پول توجیبی و ساعت و لباسهای خونی بود آوردند و تحویلش دادند به اضافه ی وصیت نامه اش که هم داخل کیسه بود. وصیت نامه را باز کرد و آن را پاره نمود و با لبخند گفت: این دفعه که نوبت من نشد ولی سعی می کنم با خود سازی و حضور دائم در عملیات به چنگش آورم و بالاخره پس از گذشت پنج سال از آن مجروحیت در اسفندماه شصت و پنج به آنچه می | + | فرزندم محمدابراهیم مدت زیادی در منطقه حضور داشت و خیلی آرزوی شهادت می کرد او در عملیات بیت المقدس در خرمشهر به شدت مجروح شده بود به گونه ای که تقریبا از او قطع امید کرده بودیم . بعد از چند ماه بستری در بیمارستانهای اهواز، اصفهان، تهران و مشهد سرانجام محمدابراهیم را به خانه آوردیم. یک روز که تقریبا بهبود یافته بود از طرف بنیاد شهید کیسه ای که حاوی مقادری پول توجیبی و ساعت و لباسهای خونی بود آوردند و تحویلش دادند به اضافه ی وصیت نامه اش که هم داخل کیسه بود. وصیت نامه را باز کرد و آن را پاره نمود و با لبخند گفت: این دفعه که نوبت من نشد ولی سعی می کنم با خود سازی و حضور دائم در عملیات به چنگش آورم و بالاخره پس از گذشت پنج سال از آن مجروحیت در اسفندماه شصت و پنج به آنچه می خواست رسید<ref>[http://www.yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=16168 یاران رضا]</ref> |
| − | + | ==پانویس== | |
| + | <references/> | ||
نسخهٔ کنونی تا ۱۲ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۸:۵۰
| محمد ابراهیم فیاضیان | |
|---|---|
| ملیت | |
| دین و مذهب | مسلمان، شیعه |
| تولد | فرودس |
| محل دفن | گلزار بهشت اکبر |
| سمتها | رزمنده |
| جنگها | جنگ ایران و عراق |
| خانواده | نام پدر قاسم |
خاطرات
خاطرات نحوه مجروحیت
موضوع خاطرات نحوه مجروحيت
راوی ابوالقاسم فیاضیان
متن کامل خاطره
فرزندم محمدابراهیم مدت زیادی در منطقه حضور داشت و خیلی آرزوی شهادت می کرد او در عملیات بیت المقدس در خرمشهر به شدت مجروح شده بود به گونه ای که تقریبا از او قطع امید کرده بودیم . بعد از چند ماه بستری در بیمارستانهای اهواز، اصفهان، تهران و مشهد سرانجام محمدابراهیم را به خانه آوردیم. یک روز که تقریبا بهبود یافته بود از طرف بنیاد شهید کیسه ای که حاوی مقادری پول توجیبی و ساعت و لباسهای خونی بود آوردند و تحویلش دادند به اضافه ی وصیت نامه اش که هم داخل کیسه بود. وصیت نامه را باز کرد و آن را پاره نمود و با لبخند گفت: این دفعه که نوبت من نشد ولی سعی می کنم با خود سازی و حضور دائم در عملیات به چنگش آورم و بالاخره پس از گذشت پنج سال از آن مجروحیت در اسفندماه شصت و پنج به آنچه می خواست رسید[۱]