Jafarnezhad98 (بحث | مشارکتها) |
Jafarnezhad98 (بحث | مشارکتها) |
||
| (۲ نسخههای متوسط توسط ۲ کاربران نشان داده نشده) | |||
| سطر ۱: | سطر ۱: | ||
| − | + | {{جعبه اطلاعات افراد نظامی | |
| − | نام : | + | |نام فرد = حسین فیض آبادی |
| − | + | |تصویر = | |
| − | + | |توضیح تصویر = | |
| − | + | |ملیت = [[پرونده:پرچم ایران.png|22px]] ایرانی | |
| − | تحصیلات | + | |شهرت = |
| − | شغل | + | |دین و مذهب = [[مسلمان]]، [[شیعه]] |
| − | + | |تولد = [[نیشابور]] | |
| − | + | |شهادت = [[۱۳۶۴/۱۱/۱۵]] | |
| − | + | |وفات = | |
| + | |مرگ = | ||
| + | |محل دفن = | ||
| + | |مفقود = | ||
| + | |جانباز = | ||
| + | |اسارت = | ||
| + | |نیرو = | ||
| + | |یگانهای خدمت = | ||
| + | |طول خدمت = | ||
| + | |درجه = | ||
| + | |سمتها = رزمنده | ||
| + | |جنگها = [[جنگ ایران و عراق]] | ||
| + | |نشانهای لیاقت = | ||
| + | |عملیات = | ||
| + | |فعالیتها = | ||
| + | |تحصیلات = نامشخص | ||
| + | |تخصصها = | ||
| + | |شغل = | ||
| + | |خانواده = نام پدر[[ براتعلی]] | ||
| + | }} | ||
| + | |||
==خاطرات== | ==خاطرات== | ||
| + | * موضوع عشق به جهاد | ||
| − | + | برادرم حسین عشق و علاقه خاصی به حضور در جبهه و جهاد داشت. به خاطر دارم وقتی که برادر دیگرم به جبهه رفته بود یک شب دیدم که حسین گریه می کند وقتی علت گریه اش را پرسیدم: که چرا گریه می کنی گفت: برای اینکه برادرم به جبهه رفته و من نرفته ام مگر خون من از خون شهیدانی که به جبهه رفتند و شهید شدند رنگین تر است.راوی صغری فیض آبادی | |
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | برادرم حسین عشق و علاقه خاصی به حضور در جبهه و جهاد داشت. به خاطر دارم وقتی که برادر دیگرم به جبهه رفته بود یک شب دیدم که حسین گریه می کند وقتی علت گریه اش را پرسیدم: که چرا گریه می کنی گفت: برای اینکه برادرم به جبهه رفته و من نرفته ام مگر خون من از خون شهیدانی که به جبهه رفتند و شهید شدند رنگین تر است. | + | |
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | راوی صغری فیض آبادی | + | |
| − | + | * موضوع خواب و روياي ديگران درمورد شهيد | |
| − | یک شب بعد از شهادت برادرم حسین خواب دیدم که ایشان به تهران رفته و برگشته است گفتم : مگر شما شهید نشده اید گفت: نه به شما گفته ام من شهید شده ام اما می بینی که زنده ام. بعد با هم به محل قبر ایشان رفتیم که او به داخل قبر رفت من با دیدن این صحنه خواستم جیغ بکشم و پدرم را صدا بزنم که از خواب بیدار شدم.<ref>[http://www.yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=16211 | + | یک شب بعد از شهادت برادرم حسین خواب دیدم که ایشان به تهران رفته و برگشته است گفتم : مگر شما شهید نشده اید گفت: نه به شما گفته ام من شهید شده ام اما می بینی که زنده ام. بعد با هم به محل قبر ایشان رفتیم که او به داخل قبر رفت من با دیدن این صحنه خواستم جیغ بکشم و پدرم را صدا بزنم که از خواب بیدار شدم.راوی صغری فیض آبادی |
| + | <ref>[http://www.yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=16211 یاران رضا]</ref> | ||
==پانویس== | ==پانویس== | ||
| − | <references /> | + | <references/> |
| + | ==نگارخانه تصاویر== | ||
| + | <gallery> | ||
| + | Image:حسینفیضابادی.jpg | ||
| + | </gallery> | ||
| + | ==رده== | ||
| + | {{ترتیبپیشفرض: حسین_فیض_ابادی}} | ||
| + | [[رده: شهدا]] | ||
| + | [[رده: شهدای دفاع مقدس]] | ||
| + | [[رده: شهدای ایران]] | ||
| + | [[رده: شهدای استان خراسان رضوی]] | ||
| + | [[رده: شهدای شهرستان نیشابور]] | ||
نسخهٔ کنونی تا ۲۵ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۵:۱۵
| حسین فیض آبادی | |
|---|---|
| ملیت | |
| دین و مذهب | مسلمان، شیعه |
| تولد | نیشابور |
| شهادت | ۱۳۶۴/۱۱/۱۵ |
| سمتها | رزمنده |
| جنگها | جنگ ایران و عراق |
| تحصیلات | نامشخص |
| خانواده | نام پدر براتعلی |
خاطرات
- موضوع عشق به جهاد
برادرم حسین عشق و علاقه خاصی به حضور در جبهه و جهاد داشت. به خاطر دارم وقتی که برادر دیگرم به جبهه رفته بود یک شب دیدم که حسین گریه می کند وقتی علت گریه اش را پرسیدم: که چرا گریه می کنی گفت: برای اینکه برادرم به جبهه رفته و من نرفته ام مگر خون من از خون شهیدانی که به جبهه رفتند و شهید شدند رنگین تر است.راوی صغری فیض آبادی
- موضوع خواب و روياي ديگران درمورد شهيد
یک شب بعد از شهادت برادرم حسین خواب دیدم که ایشان به تهران رفته و برگشته است گفتم : مگر شما شهید نشده اید گفت: نه به شما گفته ام من شهید شده ام اما می بینی که زنده ام. بعد با هم به محل قبر ایشان رفتیم که او به داخل قبر رفت من با دیدن این صحنه خواستم جیغ بکشم و پدرم را صدا بزنم که از خواب بیدار شدم.راوی صغری فیض آبادی [۱]