Jafarnezhad98 (بحث | مشارکتها) |
|||
| سطر ۱۰: | سطر ۱۰: | ||
==نگارخانه تصاویر== | ==نگارخانه تصاویر== | ||
[[File:421516_272.jpg]] | [[File:421516_272.jpg]] | ||
| − | |||
| − | |||
==پانویس== | ==پانویس== | ||
| سطر ۲۳: | سطر ۲۱: | ||
[[رده: شهدای استان اصفهان]] | [[رده: شهدای استان اصفهان]] | ||
[[رده: شهدای شهرستان شهر رضا]] | [[رده: شهدای شهرستان شهر رضا]] | ||
| − | |||
| − | |||
نسخهٔ کنونی تا ۲۱ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۵:۵۰
نوجواني شهيد اسدالله کشميري
راه مدرسهاش دور بود. همکلاسيهايش با ماشين ميرفتند. آن موقع، روزي دوازده ریال پول توجيبي به او ميداديم تا بتواند هم خودش را اداره کند و هم به مدرسه برود. با اين که پول کمي بود اما اين بچه، هيچ وقت شکايتي نداشت. مدتي که گذشت، متوجه شديم که اسدالله، زودتر از ساعت هميشگي از خانه بيرون ميرود و تا مدرسه، پيادهروي ميکند. علت کارش را متوجه نشديم تا اين که يک روز خواهر کوچکش مريض شد. پول کافي براي دوا و درمانش در خانه نبود. وقتي اسدالله متوجه اين موضوع شد، رفت و مقداري پول آورد و گفت:«اينها را براي روزي مثل امروز پسانداز کرده بودم.» طفلکي پياده مدرسه ميرفت تا همان دوازده ريال را هم پسانداز کند ![۱][۲]
موضوع : اقتصادی ، پس انداز
موضوع : متفرقه ، نوجوانی
