Bozorgmehr98 (بحث | مشارکتها) (←خاطرات) |
Jafarnezhad98 (بحث | مشارکتها) |
||
| سطر ۲۱: | سطر ۲۱: | ||
==خاطرات== | ==خاطرات== | ||
| − | موضوع استقامت و پايداري | + | * موضوع استقامت و پايداري |
او درجبهه یک بار مجبور شده بود که به مدت چهل و هشت ساعت در آب بماند و همین باعث شده بود که دچار بیماری پادرد شود که در بیمارستان مورد عمل جراحی قرار گرفت. | او درجبهه یک بار مجبور شده بود که به مدت چهل و هشت ساعت در آب بماند و همین باعث شده بود که دچار بیماری پادرد شود که در بیمارستان مورد عمل جراحی قرار گرفت. | ||
| − | موضوع لحظه و نحوه شهادت | + | * موضوع لحظه و نحوه شهادت |
در منطقه عملیاتی مهران ایشان برای مهمات رسانی و جمع آوری سلاحهای غنیمتی رفته بودند که در بین راه مورد اصابت گلوله ی دشمن قرار می گیرد و به شهادت می رسد . | در منطقه عملیاتی مهران ایشان برای مهمات رسانی و جمع آوری سلاحهای غنیمتی رفته بودند که در بین راه مورد اصابت گلوله ی دشمن قرار می گیرد و به شهادت می رسد . | ||
| − | موضوع عشق شهادت | + | * موضوع عشق شهادت |
زمان جنگ من در جبهه آبادان بودم که برادرم حسن به اتفاق چند نفر از دوستانش آمدند و ما برای شنا به رودخانه ی بهمن شیر رفتیم . در آنجا به من گفت: برادر جان هر چند تو از من بزرگتر هستی ولی به شما می گویم که از شهادت هراسی نداشته باش. و هرگز امام را تنها نگذارید . | زمان جنگ من در جبهه آبادان بودم که برادرم حسن به اتفاق چند نفر از دوستانش آمدند و ما برای شنا به رودخانه ی بهمن شیر رفتیم . در آنجا به من گفت: برادر جان هر چند تو از من بزرگتر هستی ولی به شما می گویم که از شهادت هراسی نداشته باش. و هرگز امام را تنها نگذارید . | ||
| − | موضوع احساس مسؤليت | + | * موضوع احساس مسؤليت |
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | ||
| + | ایشان یک خاطره از جبهه برایم نقل کرد ، او می گفت : شب عملیات بود بعد از اینکه از عملیات برگشتیم مجبور شدی ماز رود خانه عبور کنیم ، ما عبور کردیم ، ولی تعدادی از دوستانم آنطرف مانده بودند سعی کردیم آنها را هم نجات دهیم که همان موقع من زخمی شدم و نتوانستم دوستانم را از آن طرف نجات دهم.<ref>[http://www.yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=16378 یاران رضا]</ref> | ||
==پانویس== | ==پانویس== | ||
<references/> | <references/> | ||
| + | ==رده== | ||
| + | {{ترتیبپیشفرض: حسن_قاسمی}} | ||
| + | [[رده: شهدا]] | ||
| + | [[رده: شهدای دفاع مقدس]] | ||
| + | [[رده: شهدای ایران]] | ||
| + | [[رده: شهدای استان خراسان شمالی]] | ||
| + | [[رده: شهدای شهرستان بجنورد]] | ||
نسخهٔ کنونی تا ۲۶ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۵:۱۰
کد شهید: 6219076
نام : حسن
نام خانوادگی : قاسمی
نام پدر : حاتمعلی
محل تولد : بجنورد
تاریخ شهادت : 1362/05/31
تحصیلات : نامشخص
گروه مربوط : گروهی برای این شهید ثبت نشده است.
نوع عضویت : سایر شهدا
مسئولیت : رزمنده
خاطرات
- موضوع استقامت و پايداري
او درجبهه یک بار مجبور شده بود که به مدت چهل و هشت ساعت در آب بماند و همین باعث شده بود که دچار بیماری پادرد شود که در بیمارستان مورد عمل جراحی قرار گرفت.
- موضوع لحظه و نحوه شهادت
در منطقه عملیاتی مهران ایشان برای مهمات رسانی و جمع آوری سلاحهای غنیمتی رفته بودند که در بین راه مورد اصابت گلوله ی دشمن قرار می گیرد و به شهادت می رسد .
- موضوع عشق شهادت
زمان جنگ من در جبهه آبادان بودم که برادرم حسن به اتفاق چند نفر از دوستانش آمدند و ما برای شنا به رودخانه ی بهمن شیر رفتیم . در آنجا به من گفت: برادر جان هر چند تو از من بزرگتر هستی ولی به شما می گویم که از شهادت هراسی نداشته باش. و هرگز امام را تنها نگذارید .
- موضوع احساس مسؤليت
ایشان یک خاطره از جبهه برایم نقل کرد ، او می گفت : شب عملیات بود بعد از اینکه از عملیات برگشتیم مجبور شدی ماز رود خانه عبور کنیم ، ما عبور کردیم ، ولی تعدادی از دوستانم آنطرف مانده بودند سعی کردیم آنها را هم نجات دهیم که همان موقع من زخمی شدم و نتوانستم دوستانم را از آن طرف نجات دهم.[۱]