شهید رحیم قدرتی: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانش‌نامه فرهنگ ایثار , جهاد و شهادت
پرش به: ناوبری، جستجو
(صفحه‌ای جدید حاوی «rId4 کد شهید : 6310779 نام : رحیم‌ نام خانوادگی : قدرتی‌ نام پدر : اکبر تاریخ تول...» ایجاد کرد)
 
سطر ۳۸: سطر ۳۸:
  
  
فرزندم رحیم طی نامه ای نوشته بود گفته بود می خواهد دوازده روز به عید مانده بیاید و از ما هم خواسته بود تا بیاییم شهر که خرید عروسی کنیم . ما پول برداشته بودیم . مادر شهید گفت : من می خواهم به مشهد بروم من طاقت ندارم . رفت و همان شب توسط برادر خانم رحیم به من خبر شهادت را دادند و من چون ناراحتی قلبی داشتم ، قلبم گرفت و نفهمیدم چی شد ؟ بعد متوجه شدم که به هدفش رسیده است .
+
فرزندم رحیم طی نامه ای نوشته بود گفته بود می خواهد دوازده روز به عید مانده بیاید و از ما هم خواسته بود تا بیاییم شهر که خرید عروسی کنیم . ما پول برداشته بودیم . مادر شهید گفت : من می خواهم به مشهد بروم من طاقت ندارم . رفت و همان شب توسط برادر خانم رحیم به من خبر شهادت را دادند و من چون ناراحتی قلبی داشتم ، قلبم گرفت و نفهمیدم چی شد ؟ بعد متوجه شدم که به هدفش رسیده است.
 +
<ref>[http://www.yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=%2016539 یاران رضا]</ref>
  
منبع سایت: http://www.yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID= 16539
+
==پانویس==
 +
<references/>

نسخهٔ ‏۲۶ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۰:۴۴

rId4

کد شهید : 6310779

نام : رحیم‌

نام خانوادگی : قدرتی‌

نام پدر : اکبر

تاریخ تولد :

محل تولد : چناران

تاریخ شهادت :1363/12/17

مکان شهادت :

تحصیلات : نامشخص منطقه شهادت :

شغل : یگان خدمتی :

گروه مربوط : گروهی برای این شهید ثبت نشده است .

نوع عضویت : سایر شهدا مسئولیت : رزمنده‌

گلزار :

خاطرات

توجه به امر ازدواج

موضوع : توجه به امر ازدواج

راوی : اکبر قدرتی

متن کامل خاطره


فرزندم رحیم طی نامه ای نوشته بود گفته بود می خواهد دوازده روز به عید مانده بیاید و از ما هم خواسته بود تا بیاییم شهر که خرید عروسی کنیم . ما پول برداشته بودیم . مادر شهید گفت : من می خواهم به مشهد بروم من طاقت ندارم . رفت و همان شب توسط برادر خانم رحیم به من خبر شهادت را دادند و من چون ناراحتی قلبی داشتم ، قلبم گرفت و نفهمیدم چی شد ؟ بعد متوجه شدم که به هدفش رسیده است. [۱]

پانویس

  1. یاران رضا