نوع عضویت : سایر شهدا مسئولیت : رزمنده
گلزار : بهشترضا
==خاطرات==لحظه و نحوه شهادت* موضوع لحظه و نحوه شهادتراوی علی عبادیمتن کامل خاطره
مادر موسی الرضا قبل از اینکه ما به جبهه برویم تاکید می کرد که ما هر دو همیشه با هم باشیم.و من سعی می کردم که حتماً با ایشان باشم.لذا در شب عملیات ایشان به عنوان تیر بار چی قرار بود افراد کمین دشکمن را که روی تپه قرار داشتند هدف قرار دهیم با تیر بار موفق نشدیم لذا با آرچی جی هر دو نفر به طرف سنگر شلیک کردیم.ولی متاسفانة باز هم موفق نشدیم.من از ناحیة دست مجروح شدم،لذا به پایین خاکریز رفتیم و از او خواستیم که حتماً در جای خود بایستد تا من برگردم.وقتی برگشتم،دیدم ایشان نیست.وضعیت بحرانی شده بود . ما مجبور به عقب نشینی شدیم.من با خودم گفتم:که او حتماً در تاریکی شب به عقب برگشته برای اطمینان از همه دیرتر عقب رفتم.تا شاید او را ببینم ولی موفق نشدم.گویا که ایشان می خواستند به هر نحو شده سنگر کمین را از بین ببرد که در همانجا شهید شد.عشق شهادتموضوع عشق شهادتراوی سکینه خسرویمتن کامل خاطرهعلی عبادی
موسی الرضا همرزم شهید کاوه بود . آنها آماده می شوند تا به ارتفاعی حمله ببرند و آن را پس بگیرند . قبل از حمله شهید کاوه ایشان را صدا می زند ووقتی که موسی الرضا می آید ، دست به کمر بند ت را خوب محکم بسته ای و برای شهادت آماده ای ایشان هم جواب می دهد که من برای دفاع از ناموس و میهن و اسلام و قرآن از همه چیزدل بردیم و آماده شهادت هستم . که در حال عملیات به همراه شهید کاوه به شهادت می رسند . «روحش شاد »خبر شهادت* موضوع خبر عشق شهادتراوی سکینه خسرویمتن کامل خاطره
موسی الرضا بعد از اینکه مفقود شده همرزم شهید کاوه بود مدت زیادی بود که از او خبری نداشتیم.آنها آماده می رفتیم و می آمدیم ولی به ما چیزی نمی گفتند.شوند تا اینکه سه ماه بعد به ما گفتند:که او شهید شده است.ما مراسم عزاداری گرفتیم.ولی باز این طرف ارتفاعی حمله ببرند و آن طرف را پس بگیرند . قبل از حمله شهید کاوه ایشان را صدا می شنیدیم زند ووقتی که موسی الرضا زنده است و باز منتظر می ماندیم تا شاید بیاید ولی بعد از 9 ماه بالاخره جنازه او آید ، دست به کمر بند ت را خوب محکم بسته ای و برای ما آوردندشهادت آماده ای ایشان هم جواب می دهد که من برای دفاع از ناموس و میهن و اسلام و قرآن از همه چیزدل بردیم و آماده شهادت هستم . که در حال عملیات به همراه شهید کاوه به شهادت می رسند . «روحش شاد ».آخرین وداع با خانوادهموضوع آخرين وداع با خانوادهراوی سکینه خسرویمتن کامل خاطره
موسی الرضا آخرین باری که می خواست به جبهه برود از من حلالیت و رضایت طلبید و به من گفت:شاید این با از منطقه بر نگردم.گویا میدانست که دیگ بر نمی گردد.عشق به جهاد* موضوع عشق به جهادراوی سکینه خسرویمتن کامل خاطرهخبر شهادت
چندین بار برای اعزام نیرو رفته موسی الرضا بعد از اینکه مفقود شده بود تا مدت زیادی بود که از او را اعزام کنند اما او را نمی بردندخبری نداشتیم.یک روز برگشت ضعف می رفتیم و بی حالی ناشی از ایستادن زیاد و التماس کردن برای اعزامش کرده بود و روی زمین افتاده بودمی آمدیم ولی به ما چیزی نمی گفتند.<ref>[httpتا اینکه سه ماه بعد به ما گفتند://wwwکه او شهید شده است.yaranerezaما مراسم عزاداری گرفتیم.ir/ShowSoldierولی باز این طرف و آن طرف می شنیدیم که موسی الرضا زنده است و باز منتظر می ماندیم تا شاید بیاید ولی بعد از 9 ماه بالاخره جنازه او را برای ما آوردند.aspx?SID=16251 یاران رضا]</ref>راوی سکینه خسروی
* موضوع آخرين وداع با خانواده
موسی الرضا آخرین باری که می خواست به جبهه برود از من حلالیت و رضایت طلبید و به من گفت:شاید این با از منطقه بر نگردم.گویا میدانست که دیگ بر نمی گردد.راوی سکینه خسروی
* موضوع عشق به جهاد
چندین بار برای اعزام نیرو رفته بود تا او را اعزام کنند اما او را نمی بردند.یک روز برگشت ضعف و بی حالی ناشی از ایستادن زیاد و التماس کردن برای اعزامش کرده بود و روی زمین افتاده بود.راوی سکینه خسروی
<ref>[http://www.yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=16251 سایت یاران رضا]</ref>
==پانویس==
<references/>
==نگارخانه تصاویر==
<gallery>
Image:موسیالرضاقائمی.jpg
</gallery>
==رده==
{{ترتیبپیشفرض: موسیالرضا_قائمی}}
[[رده: شهدا]]
[[رده: شهدای دفاع مقدس]]
[[رده: شهدای ایران]]
[[رده: شهدای استان خراسن رضوی]]
[[رده: شهدای شهرستان مشهد]]