نوع عضویت : سایر شهدا مسئولیت : رزمنده
گلزار : شهدا
==خاطرات اولین اعزامموضوع اولين اعزامراوی خدیجه طاهریمتن کامل خاطره==
* موضوع اولين اعزام فرزندم رجبعلی قدیمی در حوزه ی علمیه مشغول تحصیل بود که جنگ تحمیلی ایران و عراق شروع شد با شروع جنگ ایشان به خانه آمد و گفت : می خواهم به جبهه بروم . اما پدرش گفت : درس تو واجب تر است . بهتر است درست را بخوانی و به این کارها کاری نداشته باشی . ایشان در مقابل حرف پدر سکوت کرد و به حوزه بازگشت . بعد از15 روز دوباره به خانه آمد و گفت : من این دفعه تصمیم خودم را گرفته ام و می خواهم به جبهه بروم چون دستور امام است و ایشان فتوا داده اند و این امر برمن واجب شده است و نیازی به اجازه ی پدر و مادر ندارم . سپس وسایلش را جمع کرده و با ما خداحافظی کرد و به جبهه رفت.منبع سایت: راوی خدیجه طاهری.<ref>[http://www.yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=16617سایت یاران رضا]</ref>==پانویس==<references />==رده=={{ترتیبپیشفرض: رجبعلی_قدیمی}}[[رده: شهدا]][[رده: شهدای دفاع مقدس]][[رده: شهدای ایران]][[رده: شهدای استان خراسان جنوبی]][[رده: شهدای شهرستان قائنات]]