شهید علی اصغر قدیمی: تفاوت بین نسخهها
(صفحهای جدید حاوی «کد شهید: 6219407 تاریخ تولد : نام : علیاصغر محل تولد : بجنورد نام خانوا...» ایجاد کرد) |
|||
| سطر ۸: | سطر ۸: | ||
گروه مربوط : گروهی برای این شهید ثبت نشده است. | گروه مربوط : گروهی برای این شهید ثبت نشده است. | ||
نوع عضویت : سایر شهدا مسئولیت : رزمنده | نوع عضویت : سایر شهدا مسئولیت : رزمنده | ||
| − | گلزار : انصارالحسین(ع | + | گلزار : انصارالحسین(ع) |
| − | خاطرات | + | ==خاطرات== |
| − | + | * موضوع لحظه و نحوه شهادت | |
| − | موضوع لحظه و نحوه شهادت | + | |
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | علی اصغر وقتی در جبهه مجروح می شود او را با آمبولانس راهی بیمارستان می کنند که در بین راه آمبولانس هدف قرار می گیرد و در نتیجه علی اصغر شهید می شود . هنگامی که جسد او را آوردند در اثر سوختگی شدید چهره اش اصلا" شناخته نمی شد. فقط از روی لباس و پلاک و دیگر آثار او را شناختیم. | + | علی اصغر وقتی در جبهه مجروح می شود او را با آمبولانس راهی بیمارستان می کنند که در بین راه آمبولانس هدف قرار می گیرد و در نتیجه علی اصغر شهید می شود . هنگامی که جسد او را آوردند در اثر سوختگی شدید چهره اش اصلا" شناخته نمی شد. فقط از روی لباس و پلاک و دیگر آثار او را شناختیم.راوی شرف وردی پور |
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | راوی | + | |
| − | + | ||
| − | + | * موضوع عشق به جهاد | |
| − | + | ||
| − | موضوع | + | |
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | روحیه علی اصغر به شهادت طلبی به گونه ای بود که وقتی مسئول تیپ آمد وپشت بلند گو اعلام کرد بسیجی های که به سن 18 سال نرسیده اند باید در پشت جبهه آماده باشند وبه عملیات نروند وعلی اصغر جز افرادی بود که کمتر از 18 سال سن داشت وقتی اینها را از گروهان جدا کردند وگفتند شما باید پشت خط بمانید شروع کرد به گریه وزاری والتماس کردن وجز کسانی بود که پیش فرمانده شان رفت وگفت: من را به گروهان خودتان ببرید ووساطت بکنی که به گروهان شما بیایم .راوی محمد رضا یزدانی | |
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | راوی محمد رضا یزدانی | + | |
| − | + | ||
| − | عملیات والفجر 3 بود که نیروها به طرف کله قندی می رفتند در آن لحظه شهید پیش من آمد واز من حلالیت خواست من از این کارش ناراحت شدم وگفتم که این چه حرفی است که می زنی انشاء الله پیروز برمی گردیم نزدیکی های صبح بود که به خط دشمن حمله کردیم ،فرمانده برای شکستن خط احتیاج به آرپی جی زن وتیر بار چی داشت وشهید که تیر بار چی بود جلو آمد وبرای منهدم کردن سنگر تیر بار دشمن جلو رفت که با اصابت گلوله ای به شهادت رسید . | + | * موضوع خواب و روياي ديگران در مورد شهادت شهيد |
| − | + | ||
| + | برادر کوچک علی اصغر، محمد نام دارد که یک شب خواب می بیند علی اصغر به او می گوید در فلان محل به شهادت می رسد پس از چندی وقتی خبر شهادت وی را آوردند او دقیقا" در همان محل که در خواب به برادرش گفته بود درتاریخ 63/5/15 به شهادت می رسد .راوی شرف وردی پور | ||
| + | |||
| + | * موضوع خاطرات جنگي | ||
| + | |||
| + | عملیات والفجر 3 بود که نیروها به طرف کله قندی می رفتند در آن لحظه شهید پیش من آمد واز من حلالیت خواست من از این کارش ناراحت شدم وگفتم که این چه حرفی است که می زنی انشاء الله پیروز برمی گردیم نزدیکی های صبح بود که به خط دشمن حمله کردیم ،فرمانده برای شکستن خط احتیاج به آرپی جی زن وتیر بار چی داشت وشهید که تیر بار چی بود جلو آمد وبرای منهدم کردن سنگر تیر بار دشمن جلو رفت که با اصابت گلوله ای به شهادت رسید .راوی محمد رضا یزدانی | ||
| + | <ref>[http://www.yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=16611 سایت یاران رضا]</ref> | ||
| + | ==پانویس== | ||
| + | <references /> | ||
| + | ==رده== | ||
| + | {{ترتیبپیشفرض: علیاصغر_قدیمی}} | ||
| + | [[رده: شهدا]] | ||
| + | [[رده: شهدای دفاع مقدس]] | ||
| + | [[رده: شهدای ایران]] | ||
| + | [[رده: شهدای استان خراسان شمالی]] | ||
| + | [[رده: شهدای شهرستان بجنورد]] | ||
نسخهٔ ۲۹ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۴:۱۲
کد شهید: 6219407 تاریخ تولد : نام : علیاصغر محل تولد : بجنورد نام خانوادگی : قدیمی تاریخ شهادت : 1362/05/09 نام پدر : حسین مکان شهادت :
تحصیلات : نامشخص منطقه شهادت : شغل : یگان خدمتی : گروه مربوط : گروهی برای این شهید ثبت نشده است. نوع عضویت : سایر شهدا مسئولیت : رزمنده گلزار : انصارالحسین(ع)
خاطرات
- موضوع لحظه و نحوه شهادت
علی اصغر وقتی در جبهه مجروح می شود او را با آمبولانس راهی بیمارستان می کنند که در بین راه آمبولانس هدف قرار می گیرد و در نتیجه علی اصغر شهید می شود . هنگامی که جسد او را آوردند در اثر سوختگی شدید چهره اش اصلا" شناخته نمی شد. فقط از روی لباس و پلاک و دیگر آثار او را شناختیم.راوی شرف وردی پور
- موضوع عشق به جهاد
روحیه علی اصغر به شهادت طلبی به گونه ای بود که وقتی مسئول تیپ آمد وپشت بلند گو اعلام کرد بسیجی های که به سن 18 سال نرسیده اند باید در پشت جبهه آماده باشند وبه عملیات نروند وعلی اصغر جز افرادی بود که کمتر از 18 سال سن داشت وقتی اینها را از گروهان جدا کردند وگفتند شما باید پشت خط بمانید شروع کرد به گریه وزاری والتماس کردن وجز کسانی بود که پیش فرمانده شان رفت وگفت: من را به گروهان خودتان ببرید ووساطت بکنی که به گروهان شما بیایم .راوی محمد رضا یزدانی
- موضوع خواب و روياي ديگران در مورد شهادت شهيد
برادر کوچک علی اصغر، محمد نام دارد که یک شب خواب می بیند علی اصغر به او می گوید در فلان محل به شهادت می رسد پس از چندی وقتی خبر شهادت وی را آوردند او دقیقا" در همان محل که در خواب به برادرش گفته بود درتاریخ 63/5/15 به شهادت می رسد .راوی شرف وردی پور
- موضوع خاطرات جنگي
عملیات والفجر 3 بود که نیروها به طرف کله قندی می رفتند در آن لحظه شهید پیش من آمد واز من حلالیت خواست من از این کارش ناراحت شدم وگفتم که این چه حرفی است که می زنی انشاء الله پیروز برمی گردیم نزدیکی های صبح بود که به خط دشمن حمله کردیم ،فرمانده برای شکستن خط احتیاج به آرپی جی زن وتیر بار چی داشت وشهید که تیر بار چی بود جلو آمد وبرای منهدم کردن سنگر تیر بار دشمن جلو رفت که با اصابت گلوله ای به شهادت رسید .راوی محمد رضا یزدانی [۱]